ديپلمات
مقالات سياسي- نظامي- امنيتي
 
 

سردار صفوی در تاریخ 19/6/1376 از سوی مقام معظم رهبری به عنوان دومین فرمانده سپاه انتخاب شد و رهبری طی حکمی با تأکید به اینکه "دوران دفاع مقدس یکسره دوران فداکاریهای شماست "، پس از گذشت یک سال، فرماندهی سپاه پاسداران را به فرمانده بعدی واگذار کردند. سردار صفوی در ابتدای مصاحبه تأکید کرد که وی را دکتر خطاب نکنیم و ترجیحش این است که برادر رحیم صدایش کنیم، زیرا برایش دلچسب‌تر است و اساسا خود را سربازی برای خدمت به دین و رهبری می داند. 


شما در دوره‎ای بسیار مهم از تاریخ ایران فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به‎عهده داشته‎اید و تاکنون نیز در این خصوص به صورت تفصیلی سخن نگفته‎اید، به‎عنوان اولین سئوال بفرمایید که پیشنهاد فرماندهی سپاه به شما در چه تاریخی از سوی مقام معظم رهبری صورت گرفت و طی چه مراحلی حکم فرماندهی را دریافت نمودید؟ 
در نیمه دوم شهریورماه 1376 حضرت آقا بنده را احضار کردند و فرمودند: "به این تصمیم رسیده‎ام که شما را به فرماندهی کل سپاه منصوب کنم. " بنده پس از اطلاع از تصمیم مقام معظم رهبری، در این رابطه چند خواهش از ایشان کردم‎‏‎؛ گفتم قبول این مسئولیت بار سنگینی است که بر دوشم گذاشته می‎شود و باید در این راستا ما را دعا کنید و در کنار این درخواست چیز دیگری نیز خواستم که در این‎جا نمی‎توانم بیان کنم. پس از درخواست بنده، حضرت آقا با لحن محبت‎آمیز همیشگی خود فرمودند که قبل از این من هر شب شما را به اسم دعا می‎کردم از این پس نیز شما را بیشتر دعا می‎کنم و پس از رد و بدل شدن این جملات تمام وجود بنده را احساسات فرا گرفت. 

آقای محسن رضایی از فرماندهی سپاه در این برهه از زمان استعفا داده بودند؟ 

آقای محسن رضایی استعفا داده بود ولی به صورت عمومی اعلام نشده بود. 

شما در آن دوران قائم مقام کل سپاه پاسداران بودید؟ 
بله، بنده قائم مقام آقای رضایی بودم و در دوران جنگ نیز چون آقای شمخانی بیشتر در تهران مستقر بود و سپاه را اداره می‎کرد از زمانی که آقای رضایی وارد جنگ شدند اواخر مهر ماه سال 60 عمدتا بنده قائم مقام ایشان بودم و کارهای جنگ را به‎عنوان قائم مقام فرمانده کل سپاه انجام می‎دادم. 

در ابتدای دریافت حکم فرماندهی کل سپاه آیا با مشکلاتی هم روبه‎رو بودید؟ 

بله، بنده چند مشکل اساسی در این جهت داشتم، یکی این‎که سازماندهی مجدد سپاه پاسداران و بالا بردن توان رزمی و آمادگی‎های دفاعی نیروهای پنج‎گانه سپاه برایم اهمیت زیادی داشت و طی 10 سال فرماندهی خود نیز ظرفیت نیروها را به توان رزمی بالایی رساندم و از سوی دیگر دومین کاری که صورت دادم انتصاب فرماندهان کاردان بود؛ برای نمونه می‎توان به انتصاب سردار قاسم سلیمانی از فرماندهی لشکر ثارا... به فرماندهی نیروی قدس و یا سردار کاظمی به‎عنوان فرمانده نیروی زمینی و سردار قالیباف به فرماندهی نیروی هوایی سپاه یاد کرد. 

این انتصابات آیا در همان سال اول صورت گرفت؟ 
خیر، فرمانده نیروی زمینی در سال دوم انتخاب شد. 

حکم جنابعالی در تاریخ 19 شهریور 1376 صادر شده یعنی فاصله کوتاهی بین صحبت شما با مقام معظم رهبری وجود داشته است. با این وجود بفرمایید که فضای داخلی سپاه در آن زمان به چه صورت بود و با توجه به صحبت‎هایی که راجع به استعفای آقای رضایی از فرماندهی سپاه وجود دارد آیا رهبر معظم انقلاب با استعفای ایشان موافق بودند؟ 
قبل از این جابه جایی با دویست نفر از فرماندهان لشکرها و تیپ‎های سپاه در سال 1376 خدمت حضرت آقا رفتیم و ایشان در آن زمان دست به شانه آقای رضایی گذاشتند و فرمودند هم‎اکنون هم اگر بخواهم برای سپاه فرمانده انتخاب کنم آقای رضایی را برمی‎گزینم؛ بعد از این ماجرا ظاهرا آقای رضایی بازهم نامه نوشتند و یا حضورا خدمت مقام معظم رهبری رفتند و اصرار داشتند که با درخواست استعفای ایشان موافقت شود در حقیقت آقای رضایی خودشان را از مسئولیت سپاه کنار کشیدند حالا دلایلی برای خود حتما داشته‎اند که باید از خود ایشان سئوال شود. ولی باید گفت که حضرت آقا مایل بودند که ایشان به فرماندهی سپاه ادامه دهند و آقای رضایی بنا به تفکرات خودشان به این نتیجه رسیدند که از فرماندهی استعفا دهند هرچند که بنده نیز مخالف استعفای ایشان بودم و ایشان از مدتی قبل به فکر کاندیداتوری ریاست جمهوری بوده‎اند. 

شما در همان مقطع به درجه سرلشکری نایل آمدید؟ 

خیر، بعد از این‎که حکم فرماندهی کل سپاه را از مقام معظم رهبری دریافت کردم بعد از چند روز به درجه سرلشکری نایل شدم؛ توسط مقام معظم رهبری و فرمانده معظم کل قوا. 

یکی از مسائلی که در آن سال‎ها طرح ‎شد این بود که در سپاه پاسداران جریان شیرازی‎ها، اصفهانی‎ها و جریان‎های مختلف دیگری وجود دارد. شما اشاره کردید که در ابتدای فرماندهی خود قصد ایجاد تغییرات داشتید لطفا در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟ 

بنده مبنای تغییر و تحولات در سپاه پاسداران را حکم حضرت آقا قرار دادم به این معنا که حکم ایشان را مبنا و منشور کار گذاشتم و در مجمع بزرگ فرماندهان سپاه نیز که در همان سال برگزار شد بخش‎های مختلف حکم را که به دستورالعمل تبدیل کرده بودم ارائه کردم و گفتم که ساختار سازمان سپاه می‎خواهد به چه صورت شود و برای انتخاب فرماندهان نیز ملاک مهمی که مدنظرم بود خط امامی، ولایی بودن و تجربه کاری داشتن بود، قومیت‎ها تأثیری در انتخاب فرماندهان در سپاه نداشت. در ابتدای فرماندهی خود احساس کردم مدتی است که سپاه دچار بی‎سر و سامانی شده از این‎رو تا سطح گردان‎های نیروی زمینی را ساختارمند کردند و توجه ویژه‎ای به نیروی مقاومت بسیج و بالا بردن توان موشکی سپاه برای مقابله با تهدیدات هواپایه و توجه ویژه به تقویت نیروی دریایی در قسمت تهدیدات دریاپایه کردیم و در نیروی مقاومت بسیج نیز پایگاه‎محوری را مدنظر قرار داده به این صورت که تدارکات و لجستیک را از مرکز به داخل پایگاه‎ها بردیم و نکته‎ جالب این‎که توانستیم نیروی مقاومت بسیج را تا 12 میلیون نفر افزایش ظرفیت داده و 2 هزار گردان عاشورا و الزهرا را سازماندهی کردیم. بودجه بسیج را بیش از ده برابر افزایش دادیم با این کار تحول بزرگی در بسیج رخ داد همچنین مبنای رزم نیروی زمینی سپاه را تقویت گردانها و تیپهای نیروی زمینی قرار دادیم، به صورتی که هر گردان با اضافه شدن نیروهای بسیجی بتواند در منطقه مأموریت خود به صورت خودکفا وارد عملیات دفاعی یا هجومی شود. 

در این مقطع زمانی و پس از آن شاهد تهدیدات آمریکا علیه ایران هستیم در این رابطه سپاه پاسداران چه برنامه‎هایی داشت؟ 

در طول ده سال فرماندهی بنده در سپاه پاسداران، جمهوری اسلامی مواجه با دو جنگ بزرگ خارجی در پیرامون خود بود، یکی در سال 2001 حمله آمریکا به افغانستان و پس از آن حمله این کشور به عراق در سال 2003 . می‎توان گفت تدابیر و هوشیاری مقام معظم رهبری و تقویت ارتش و سپاه تأثیر زیادی داشت که این خطر متوجه ایران نشود، زیرا بنده معتقدم که آمریکایی‎ها سه هدف برای استراتژی خود در نظر گرفته بودند که هدف اول آن افغانستان، هدف دوم آن عراق و هدف سوم آن ایران بود. این‎که چرا تهدیدات به‎سمت ایران نیامد به‎خاطر تدابیر و رهنمودهای حضرت آقا به شورای عالی امنیت ملی و تقویت نیروهای نظامی از سوی ایشان بود. باید گفت که آمریکایی‎ها فکر می‎کردند می‎توانند ظرف دو ماه کشور عراق را اشغال و بعد به‎سراغ جمهوری اسلامی ایران بیایند ولی شاهد بودیم که آنان در عراق زمین‎گیر شدند و از سوی دیگر بالا رفتن آمادگیهای دفاعی و هجومی ایران عاملی در جهت بازدارندگی حمله آنها به ایران شد. نکته دیگری که در این جهت باید به آن اشاره کرد حمله اسراییل به جنوب لبنان و حزب‎ا... لبنان بود آنان تمایل زیادی داشتند که پس از حزب‎ا... به‎سمت ایران بیایند و اساسا رفتار حزب‎ا... و ایستادگی آنان در مقابل رژیم صهیونیستی حتی برای آمریکایی‎ها غیرقابل تصور بود. در این جهت خود اسراییلی‎ها مایل بودند که جنگ در دو هفته اول متوقف شود. ولی با فشار آمریکا جنگ با حزب‎ا... را ادامه دادند و سبب شدند که پس از 33 روز حزب‎ا.. سرافراز و پیروز شود. البته مواضع سیاسی و پشتیبانیهای معنوی و مادی ایران در حمایت از مقاومت اسلامی و حزبا... لبنان تأثیرگذار بود و این مواضع حکیمانه در راستای امنیت ملی ایران در مقابل خطرات رژیم صهیونیستی علیه امنیت ایران اتخاذ شده بود. 

سال دومی که فرماندهی سپاه پاسداران را عهده‎دار شدید در شهر قم سخنرانی کردید پس از آن خبرگزاری جمهوری اسلامی آن را منتشر و سپس روزنامه‎های جامعه و سلام به انتشار آن مبادرت کردند آن سخنرانی محملی برای برخورد با فرمانده سپاه پاسداران شد مقداری در خصوص آن توضیح دهید؟ 
اصل ماجرا به شکلی که به آن پرداخته شد نبود و در حقیقت بنده چنین جمله‎ای که آنان منتشر کردند به‎کار نبردم با تغییر کلمات خواستند در آن زمان فرماندهی سپاه و خود سپاه پاسداران را تضعیف کنند. در آن سخنرانی بنده گفتم که در حال حاضر جنگ، فرهنگی است و ما با زبان فرهنگی باید به سراغ دشمنان برویم و این زبان فرهنگی مثل شمشیر ماست که روزنامه‎های هم‎سو با دولت مانند: ایران، سلام و جامعه خواستند با هجوم به سپاه پاسداران، فرمانده و خود سپاه را تضعیف کنند. برای اولین بار این‎جا بیان می‎کنم که در یکی از جلسات شورای عالی امنیت ملی که در همان هفته اول بعد از سخنرانی این‎جانب تشکیل شد به سراغ رییس‎جمهور وقت رفتم و از ایشان خواستم جلوی روزنامه‎های دولتی را بگیرد و گفتم که بنده به‎عنوان سرباز مدتی فرمانده سپاه هستم و ممکن است بعد از مدتی فرد دیگری جایگزینم شود و این‎که با حملات متعدد تبلیغاتی سبب تضعیف سپاه شوید تضعیف سپاه منجر به تضعیف امنیت ملی ایران می‎شود. شما به‎عنوان رییس‎جمهور باید جلوی این کار را بگیرید. ولی رییس‎جمهور وقت گفتند که از این کار جلوگیری نمی‎کنم زیرا شما در سخنرانی خود به نقد بنده نیز پرداخته‎اید و بحث گفتمان را طرح کردید که به ایشان گفتم آیا شما متن کامل سخنان بنده را مطالعه کرده‎اید؟ بعد به این نکته اشاره کردم که در سخنرانی خود گفته‎ام که با گفتمان، جلوی حمله آمریکا و اسراییل را نمی‎توان گرفت و اساسا آن‎ها برای تهاجم به ایران منتظر گفتمان نمی‎شوند که در نهایت آقای خاتمی قبول نکردند و گفتند بنده هم به آن‎ها بگویم قبول نمی‎کنند. در پاسخ به ایشان اظهار داشتم که شما بالاخره رییس‎جمهور این مملکت هستید ایشان پاسخ دادند حرف من را آن‎ها گوش نمی‎کنند و بنده با ناراحتی به ایشان گفتم که من ادامه خواهم داد. هفته بعد نیز در مسجد دانشگاه تهران گفتم که وقایع اخیر باعث شده که مارهای سمی از لانه بیرون بیایند تا با آنها برخورد شود. در این‎جا باید به این نکته نیز اشاره کرد که عامل اصلی مسائل اتفاق افتاده در این خصوص آقای محمدعلی ابطحی رییس دفتر وقت رییس‎جمهور بود او ماجرا را پشتیبانی می‎کرد و البته روزنامه سلام و جامعه نیز مؤثر بودند و در خصوص خبر ایرنا نیز از آقای وردی‎نژاد مدیرعامل وقت خبرگزاری جمهوری اسلامی که از دوستان ما و سردار سپاه پاسداران بود علت را جویا شدیم که ایشان گفتند آقای ابطحی به ما گفت که این کار را انجام دهیم. بنده نیز شخصا هیچ‎وقت از آقای ابطحی خوشم نیامده و هیچ‎وقت نیز با ایشان دست نمی‎دادم. 

در خصوص مسائل فرهنگی آیا در آن زمان با مسئولین وقت ملاقاتی داشتید؟ 

بله، قبل از سخنرانی خود در شهر قم با دکتر مهاجرانی وزیر ارشاد در دانشگاه تربیت مدرس جلسه داشتم و به ایشان گفتم که مشی فرهنگی شما غلط است که ایشان قبول نکرد. اساسا باید گفت که جریان دوم خرداد مسیر غلطی را از لحاظ فرهنگی و ارزشی طی کرد که ناشی از تفکر غلط آنها نسبت به اسلام ناب محمدی(ص) و خط سیاسی حضرت امام(ره) بود. 

در آن مقطع سخنرانی 13 رجب آقای منتظری هم اتفاق افتاد گفته می شود آقایانی که در حال حاضر خیلی برای آقای منتظری اظهار تأسف می‎کنند عمدتا تصمیمات اصلی برای حصر ایشان را گرفتند. با توجه به اهمیت تاریخی این موضوع، شما به عنوان فرمانده سپاه چه نقشی داشتید؟ 

دستور حصر خانگی آقای منتظری مصوبه شورای عالی امنیت ملی بود و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای حفاظت از آقای منتظری و بیت ایشان مسئولیت داده شد که تا اواخر عمر ایشان این حفاظت صورت می گرفت. 

ببخشید منظورم از این سئوال این بود که دوستانی که در آن زمان خیلی به آقای منتظری فشار می‎آوردند بعد از پانزده سال و در حال حاضر موضع سیاسی خود را تغییر داده و از دلسوزان ایشان شده‎اند در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟ 

در مورد این موضوع به صورت دقیق نمی‎توانم اظهار نظر کنم ولی این نکته را می‎خواهم بیان کنم که در دورانی که اصلاح‎طلبان در دولت و مجلس حضور داشتند اساسا حتی در برخورد با منافقین که امیر بزرگوار علی صیاد شیرازی را به شهادت رسانده بودند و اوج خمپاره‎اندازی‎های آنان در شهر تهران بود در شورای عالی امنیت مخالف حمله موشکی به مراکز منافقین در شورای عالی امنیت ملی کشور عراق بودند ولی ما با این وجود با گرفتن مصوبه‎ای از شورای امنیت ملی در یک روز از ساعت چهار تا هفت صبح از غرب کشور یعنی از قصر شیرین تا بصره همه پایگاه‎های منافقین را بیش از هزار موشک از برد بلند تا کاتیوشا زدیم یعنی در برخورد با منافقین هم جریان اصلاحات مسامحه می‎کرد و نمی‎خواست برخورد شدید با دشمنان انقلاب صورت گیرد. آنان معتقد به گفتمان با آن‎ها بودند و برخورد با ضدانقلاب مسلح را قبول نداشتند. این مباحث در شورای عالی امنیت ملی ضبط شده و دیگر جایی برای انکار آن نیست. 

به‎طور مشخص می‎توانید اسامی این افراد را نام ببرید؟ 

از نام بردن اسامی معذورم. 

یکی دیگر از حوادثی که در دوران فرماندهی شما بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اتفاق افتاد وقوع قتل‎های زنجیره‎ای توسط پرسنل وزارت اطلاعات بود در این خصوص نظرتان چیست؟ 
ماجرای قتل‎های زنجیره‎ای به سپاه پاسداران هیچ ربطی نداشت ولی ما اصل این موضوع را برخلاف مصالح کشور می‎دانستیم و این‎که این ماجرا این‎قدر پررنگ باشد را به‎صلاح کشور نمی‎دیدیم زیرا دستگاه اطلاعاتی در هر کشوری بالاخره از این خراب‎کاری‎ها می‎کند ولی هیچ کشوری دستگاه‎های اطلاعاتی خودش را تضعیف نمی‎کند. اگر ما می‎بینیم بعضی از ساختارهای اطلاعاتی ما ضعیف شده و قادر به پیش‎بینی حواث نیست یعنی اشراف مسائل اطلاعاتی داخلی و خارجی را بعضا نداریم به این علت است که دستگاه اطلاعاتی ما در آن زمان تضعیف شد و نتیجه آن برخورد هم‎اکنون قابل مشاهده است. 

در سال 1378 حادثه کوی دانشگاه اتفاق افتاد و این تصور پیش می‎آید که این حوادث از چه ناحیه‎ای صورت گرفت و چه کسانی در آن زمان دخالت داشتند؟ آن حوادث چه شباهت‎هایی با حوادث پس از انتخابات دارد در این خصوص نیز مقداری توضیح دهید؟ 
به‎نظر بنده برخی از عناصری که در دولت و مجلس اصلاحات بوده‎اند از ماجرای 18 تیرماه حمایت می‎کردند از این اغتشاش‎گران به‎طور خاص عناصری در وزارت کشور و وزارت علوم افرادی بودند که نمی‎خواهم اسم آنان را ببرم حتی در آن زمان آن‎ها حمله به‎سمت بیت رهبری را نیز مطرح کردند و ما پیغامی برای آن‎ها دادیم که خیلی شکننده بود. به هر جهت برای بنده به‎عنوان فرمانده کل سپاه براساس اطلاعاتی که داشتیم برخی از مسئولین دولتی در آن زمان حامی اغتشاش بودند. 

همیشه این سئوال برای بنده مطرح بوده که شما به‎عنوان فرمانده کل سپاه پیغام دادید که آن‎ها از یک خطی دیگر پایین نیایند یعنی نشان دهنده این است که آن‎ها فتنه آن زمان را خودشان راه انداخته بودند. 
بله همین‎طور است. پایین‎تر از خطی که ما تعیین کرده بودیم نیامدند و تقریبا پنج یا شش روز بود که از فتنه 18 تیر می‎گذشت و ما در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی که دکتر حسن روحانی دبیری آن را برعهده داشت اظهار داشتیم که نیروی انتظامی دیگر خسته شده و نمی‎تواند ادامه دهد‏، چون پنج، شش روز است که آن‎ها تهران را به آتش کشیده‎اند و باید دیگر سپاه پاسداران و بسیج وارد عرصه شوند که وزیر کشور وقت مخالفت میکرد. این در صورتی بود که امنیت تهران برعهده سپاه پاسداران است و حتی گفت‎وگوی تندی هم بین اینجانب و وزیر کشور صورت گرفت که در نهایت با مصوبه حضرت آقا سپاه و بسیج وارد عرصه شد و بدون تیراندازی و تلفات انسانی ظرف چند ساعت ماجرا را تمام کرد. در خاطرم هست که بعضی از استان‎ها در اعتراض به فتنه ضدانقلاب قصد راهپیمایی داشتند که وزیر کشور وقت به استانداری‎ها دستور داده بود که اجازه راهپیمایی صادر نشود. ولیکن بعدا این راهپیمایی عظیم برگزار شد. 

آیا بین حوادث پس از انتخابات ریاست‎جمهوری دهم و حوادث 18 تیرماه 1378 شباهت‎هایی می‎بینید و آیا آن عواملی که می‎گویید در دولت و مجلس اصلاحات در آن حوادث دخیل بودند در حوادث پس از انتخابات نیز نقشی ایفا کرده‎اند یا خیر؟

با بررسی حوادث آن زمان این نکته کاملا آشکار می‎شود که در جریان 18 تیرماه سال 1378 برخی از عناصر دولت و مجلس از حرکات ضدانقلاب حمایت می‎کردند و در فتنه اخیر که پس از انتخابات رخ داد برخی از همان عناصر که در آن زمان در وزارت کشور یا مجلس یا برخی از احزاب سیاسی بودند نقش داشتند، با این تفاوت که 18 تیرماه محدوده‎اش در تهران بود ولی فتنه اخیر مقداری گسترده‎تر است و باید گفت که برخی از عناصر که حامیان فتنه 18 تیر بودند یا آن‎ را خط‎دهی می‎کردند همان عناصر فعال در فتنه بعد از انتخابات هستند. 
البته کار از دست آن‎ها خارج شده و در فتنه روز عاشورا شاهدیم که ضدانقلاب دخالت مستقیم داشته و برخی از کسانی که در این روز آمدند و دست به تخریب زدند از عوامل منافقین، اراذل و اوباش و بهاییان و افراد بی دین و گمراه و بازی خورده سیاسی بودند که نسبت به این روز عزیز حرمت‎شکنی کردند. البته برخی در بیانیه سیاسی خودشان این حرمت‎شکنی را محکوم نکرده و بلکه گفتند که آن‎ها بخشی از مردم خداجو بودند. 

یکی دیگر از مسائلی که در دوران فرماندهی شما رخ داد انتشار نامه فرماندهان سپاه خطاب به رییس‎جمهور وقت بود لطفا در این خصوص نیز توضیح دهید؟ 

بنده جزو امضاکنندگان این نامه نبودم و دوستان خودشان به این نتیجه رسیدند که چنین نامه‎ای را خطاب به رییس‎جمهور بنویسند. 

البته بعد از انتشار این نامه حمله سنگینی صورت گرفت نسبت به این‎که سپاه پاسداران قصد کودتا در کشور دارد در این مورد نظرتان چیست؟ 

در زمان امام راحل عده‎ای خدمت امام رفته و گفته بودند که سپاه می‎خواهد کودتا کند و امام هم در پاسخ آنان لبخند زده و اظهار داشته بود که این‎ها بچه‎های خودمان هستند خدا کند که این‎ها کودتا کنند یعنی از زمان امام این مباحث طرح می‎شد. 
در این خصوص نیز باید گفت که سپاه پاسداران جزو نظام و حافظ آن است و طرح چنین مباحثی اساسا مفهوم ندارد. سپاه پاسداران بزرگترین حافظ انقلاب اسلامی، مردم و کشور است در مقابله با خطرات داخلی و خارجی. 

نامه فرماندهان سپاه به رییس‎جمهور وقت از نظر شما چه تأثیری در آن برهه زمانی داشت؟ 

جریان اصلاحات متشکل از گروه‎های متفاوتی بود که برخی از آنان مخالف روحانیت و مرجعیت بودند و با افکار انحرافی خود که نسبت به اسلام داشتند در جامعه فعال بودند. نامه فرماندهان سپاه اثر خوبی گذاشت و این عده از افراد فهمیدند که سپاه پاسداران در دفاع از ملت و ولایت یکپارچه است و بعد از آن یک‎مقدار حرکات خود را تعدیل کردند. 

شما قبل از نگارش نامه فرماندهان سپاه آیا در جریان آن بودید؟ 
به صورت غیرمستقیم در جریان بودم البته این نامه در تعدیل گروه‎های تندرو تأثیر زیادی داشت. 

در اواخر آن سال اتفاق دیگری که افتاد و سعی شد که سپاه پاسداران مورد اتهام قرار گیرد ترور سعید حجاریان بود در این خصوص نیز مقداری توضیح دهید؟ 

آن ماجرا هیچ ربطی به سپاه پاسداران نداشت، البته فرد ضارب هویتش بسیجی بود ولی خودش چنین کاری کرد و بنده به‎عنوان کسی که در جزییات این ماجرا ورود پیدا کردم باید بگویم سپاه پاسداران در آن هیچ نقشی نداشت و شخص بنده نیز اصل این ماجرا را نمی‎پسندم چون در روحیات بنده و سپاه دست زدن به چنین اعمالی وجود ندارد زیرا ما یک حکومت هستیم و حکومت نیز در چارچوب قوانین حرکت می‎کند و این‎که فردی تصمیم بگیرد کسی را بزند یک بی‎نظمی اجتماعی است و از نظر بنده ماجراهای قتل‎های زنجیره‎ای هم محکوم است و با شناختی که ما از موازین اسلامی داریم، این حرکات خلاف ضوابط اسلامی و خلاف قوانین و مصالح نظام جمهوری اسلامی است. 

بعضا گفته می‎شود که سپاه پاسداران جریانی فکری است که آیت‎ا... مصباح یزدی برای آن‎ها ترور را تجویز می‎کند و سپاه نیز به‎عنوان مجری آن را اجرا می‎کند در این مورد چه نظری دارید؟ 

این موضوع صحت ندارد و اساسا چارچوب و مبانی اسلامی نیز اجازه ترور به این نحو را نمی‎دهد. 

آیا شما نسبت به این جریانات مشکوک هم هستید؟ 

من واقعا به حمله اولی که در سال 1378 و هم حمله اخیر برخی افراد به کوی دانشگاه مشکوک هستم، زیرا دانشجویی که در خوابگاه زندگی می‎کند نباید مورد تعرض قرار بگیرد و در حقیقت خوابگاه دانشجویی حریم خصوصی وی است و نباید به آن ورود پیدا کرد. دستگاه‎های حکومتی موظفند که از این‎گونه حرکات جلوگیری کنند زیرا هر حرکتی در چارچوب قانون معنا می‎یابد و هرکسی حتی نیروهای مذهبی اگر قانون‎شکنی کردند باید با آن‎ها برخورد شود. بدون قانون نمی‎شود کشور را اداره کرد و به هر جهت حمله به خوابگاه دانشجویان کاری زشت و ناپسند است و دستگاه قضایی باید آن را پی‎گیری و با عوامل اصلی برخورد کند. 
در سال 1380 - 1381 حادثه شهادت دیپلمات‎های ایرانی در افغانستان رخ داد شما کی از این حادثه اطلاع یافتید؟ 
از این حادثه دلخراش ما با کمی تأخیر اطلاع پیدا کردیم. 
در آن زمان گفته می‎شد که سپاه پاسداران قرار است به طالبان حمله کند در این مورد مقداری توضیح دهید؟ 
ما طرح حمله به طالبان را پیش مقام معظم رهبری بردیم و ایشان فرمودند که آن‎ها از مرز ما عبور نکرده‎اند، بنابراین طرح شما قابل‎قبول نیست ولی اجازه پیدا کردیم که در حد پاسگاه‎های مرزی با آن‎ها برخورد کنیم، در این حادثه طالبان 13 نفر از کارکنان سفارت ما در افغانستان را به شهادت رساندند. ما پس از این حادثه ظرف 48 ساعت دو لشکر خود را در منطقه مرزی پیاده کردیم و با هواپیماهای ایلیوشین برای اولین‎بار تانک به منطقه بردیم و ابتدا با توپخانه پاسگاه‎های مرزی طالبان را هدف قرار دادیم و سپس با لودر تعدادی از پاسگاه‎های مرزی آنان را با خاک یکسان کردیم که در نهایت طالبان به عجز خود در برابر قدرت سپاه پاسداران اعتراف کردند. 

یکی دیگر از حوادثی که در سطح بین‎الملل در زمان فرماندهی شما رخ داد حادثه 11 سپتامبر و انفجار برج‎های دوقلو بود، در این خصوص چه تحلیلی دارید؟ 

پس از حادثه ای سپتامبر (یی شهریور ماه سال 1380) شورای عالی امنیت ملی ایران جلسه گذاشت و مسئله را مورد بررسی و تحلیل قرار داد و سیاستگذاری خوبی هم کرد که مورد تصویب مقام معظم رهبری قرار گرفت. از همان زمان تحلیل اینجانب این بود که این حادثه از توان و ظرفیت اطلاعاتی القاعده به تنهایی خارج بود و عده‌ای از سران اطلاعاتی موساد و اسراییل و مسئولان بالای آمریکایی، طراحان این حادثه بودند و با چند واسطه عامل اجرایی القاعده بود. چرا که پس از این حادثه، آمریکاییها استراتژی حمله به افغانستان و عراق و حضور و تسلط به منابع نفتی خلیج فارس را به مرحله اجرا گذاشتند و این استراتژی هم اکنون هم ادامه دارد. اگرچه استراتژی آمریکاییها در افغانستان و عراق با شکست مواجه شده است. 
بوش در آن زمان موضع‎گیری تندی در مورد اسلام کرد در این مورد هم کمی توضیح دهید؟ 
در روز دوم حمله 11 سپتامبر بوش حملات تندی به اسلام کرد و گفت جنگ‎های صلیبی آغاز شده که مقام معظم رهبری نیز به آن سخنان پاسخ دادند. این‎که آن‎ها بحث مبارزه با تروریسم را در آن حادثه بیرون آوردند به این دلیل بود که آمریکایی‎ها با از بین رفتن شوروی به دنبال تک‎قطبی کردن فضای جهانی بودند و مانع اصلی خود را در برابر این یک‎جانبه‎گرایی‎ها تفکر بیداری اسلامی می‎دانستند و از این جهت درصدد مقابله با دنیای اسلام بودند؛ باید گفت هوشیاری مقام معظم رهبری سبب عدم تحقق این موضوع شد. 

در سال 1384 آقای هاشمی رفسنجانی این بحث را مطرح کردند که مسئولین سپاه در انتخابات دخالت کرده‎اند و بر علیه ایشان فعالیت انجام داده‎اند در این خصوص نظرتان چیست؟ 

سپاه هیچ‎گاه در جهت مقابله با آقای هاشمی حرکت نکرده بلکه حضرت آقا توصیه کرده‎اند که مبادا هیچ‎ حرمت‎شکنی نسبت به ایشان صورت بگیرد و این‎گونه حرف‎ها باطل است. 

برگردیم به حوادث روز عاشورا در این خصوص نظرتان چیست؟ 
پایه‎های اصلی نظام بر دوش مردم است و حضور میلیونی مردم در واکنش به بی‎حرمتی به ‎ساحت امام حسین(ع) در روز عاشورا نشان داد که پایه‎های نظام خیلی استوار است و باید گفت که حرکات این‎چنینی که منجر به تضعیف موقعیت ایران در منطقه می‎شود به‎نفع آمریکا و اسراییل است. این را اگر گروه‎های سیاسی نمی‎فهمند لیاقت ندارند که در سطح یک کاندیدا در جامعه مطرح شوند و اگر این موضوع را درک کنند خیانت است و باید گفت که در مورد مسائل اخیر نباید سکوت کرد زیرا سکوت خیانت است و بالاخره باید موضع خود را روشن کنند که با حرمت‎شکنی ارزشهای اسلامی و حرکات ضدانقلابی در تهران و آشوبگری و ناامنی موافق هستند یا مخالف.


---------------------------------------

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 



موضوع مطلب : مصاحبه

ارسال شده در تاریخ : جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ :: ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ :: توسط : مصطفی
موضوعات
RSS Feed
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت