صدام معتقد بود چون جنگ علیه ایران به سود کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود، دول عربی باید بدهی 30 میلیارد دلاری عراق را ببخشند؛ کویت زیر بار نرفت و این امر همراه با سابقهی درگیریهای ارضی، تشنج با کویت را تا حد جنگ و حملهی نظامی بالا برد.
استفاده از این مقاله تنها با ذکر منبع "وبلاگ دیپلمات" مجاز می باشد.
مقدمه
پایان جنگ عراق علیه ایران همراه بود با بروز تنشی جدی در روابط عراق با کویت. دلیل حملهی عراق به کویت بدهی 30 میلیارد دلاری عراق و تلاش صدام برای بازسازی اقتصاد عراق بود که در جنگ تحمیلی علیه ایران نابود شده بود. صدام معتقد بود چون جنگ علیه ایران به سود کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود، دول عربی باید بدهی 30 میلیارد دلاری عراق را ببخشند؛ کویت زیر بار نرفت و این امر همراه با سابقهی درگیریهای ارضی، تشنج با کویت را تا حد جنگ و حملهی نظامی بالا برد.
صدام که در پی جمعآوری پول برای ساخت مجدد عراق بود، به کشورهای صادرکننده نفت فشار آورد تا کمی از تولید خود بکاهند تا قیمت نفت بالاتر رود. کویت از کاهش تولید نفت سر باز زد. این کشور همچنین پیشگام کشورهای مخالف کاهش تولید نفت در اوپک شد. کویت مقادیر زیادی نفت استخراج میکرد تا بهای نفت را پایین نگه دارد، در حالی که عراق برای بازپرداخت بدهیهای خود نیاز به فروش نفت به قیمت بالا داشت. در همین زمان بود که صدام مخالفت خود را با خطوط مرزی عراق-کویت نشان داد. دلیل او این بود که این وضعیت باعث جدایی عراق از دریا میشود. ملیگرایان عراقی نیز دستکم به مدت نیم قرن بر این نکته پافشاری میکردند که کویت از دیرباز بخش لاینفک عراق بوده و تنها زمانی موجودیت مستقلی پیدا کرده که امپریالیستهای بریتانیایی اراده کردهاند. ذخایر نفتی کویت نیز خود باعث افزایش تنش در منطقه بود. این ذخایر تقریبا با ذخایر نفت عراق برابر بودند.
شروع جنگ
در ساعت 2 نیمه شب به وقت محلی در تاریخ دوم اگوست 1990 ، زبده ترین نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق (شامل لشگر یکم حمورابی ،لشگر دوم مدینه المنوره،لشکر سوم مکانیزه توکل علی الله و لشکر ششم موتوریزه بخت النصر) و نیرو های ویژه ارتش عراق هجوم به خاک کشور پادشاهی کویت را آغاز کردند.

نقش محوری و اصلی ارتش بعثی عراق را در این هجوم کماندوهای آن بر عهده داشتند که بوسیله هلیکوپتر و قایق برای حمله به شهر کویت وارد خاک کویت شده و سایر نیروها نیز اقدام به تصرف فرودگاهها و دو پایگاه هوایی کویت نمودند.
ارتش عراق برای حمایت از این واحد های عمل کننده خود اقدام به گسیل نمودن یک اسکادران هلیکوپتر میل 25 ،تعداد زیادی هلیکوپترهای ترابری میل 8 و میل 17 و یک اسکادران هلیکوپتر بل 412 برای پشتیبانی نیروهای خود نمود. مهمترین ماموریت این هلیکوپترها نقل و انتقال و پشتیبانی از کماندوها در شهر کویت و سپس پشتیبانی از واحد های زمینی پیشروی کرده در خاک کویت بود.
نیروی هوایی ارتش عراق در آن مقطع دارای حداقل 2 اسکادران سوخوی 22، یک اسکادران سوخو 25، یک اسکادران میراژ F1 و 2 اسکادران میگ 23 بود. ماموریت اصلی نیروی هوایی عراق در آن برهه کسب برتری هوایی در برابر اندک حملات و مقاومت های محدود جنگنده های نیروی هوایی کویت که از دو پایگاه هوایی موجود در خاک خود حملاتشان را علیه متجاوزان انجام می دادند می شد. نیروی هوایی کویت در آن زمان شامل چندین فروند جنگنده میراژ اف 1 و جنگنده داگلاس اسکای هاوک می گردید.

A-4KU Skyhawk های نیروی هوایی کویت
با وجود گذشت بیش از سه ماه از تهدیدات و خط و نشان کشیدن های صدام برای کویت،مقامات کویتی تهدیدات او را جدی نگرفته و ارتش خود را به حالت آماده باش در نیاورده بودند و در زمان حمله ارتش صدام کاملا غافلگیر گشتند.ارتش کویت نخستین نشانه های حمله نیروی زمینی عراق را زمانی دریافت که یک دستگاه رادار هوایی ارتش کویت(بالون) حرکت یک ستون زرهی ارتش عراق به سمت جنوب را کشف کرد.
نیروی هوایی ،زمینی و دریایی کویت از نخستین ساعات حمله شروع به مقاومت در برابر ارتش بعثی نمودند، اما از لحاظ تعداد نیرو و تجهیزات در برابر ارتش بعثی به شدت ضعیف بودند. در عمق خاک کویت، تیپ 35 ام از لشگر زرهی کویت که مجهز به تانکهای چیفتن، بی ام پی و توپخانه سنگین بود توانست با ایجاد درگیری، پیشروی نیروی زمینی ارتش عراق در منطقه الجهرا در غرب شهر کویت را کند نماید که این درگیری به جنگ پل ها شهرت یافته است. اما در جنوب لشکر 15 ام ارتش کویت به سرعت به سمت جنوب و به سمت مرزهای عربستان سعودی عقب نشینی نمود تا از تیررس نیروهای عراقی در امان باشد.
نیروی دریایی کوچک و ضعیف کویت که تنها مجهز به چند فروند قایق موشک انداز بود در اثر حملات هوایی جنگنده های عراقی نابود شدند.
نیروی هوایی کویت نیز با دشمن درگیر و چندین سورتی پرواز را علیه نیروهای عراقی انجام دادند.این نیرو در خلال عملیات نیروی هوابرد عراق بر فراز شهر کویت حملات زیادی را علیه نیروی زمینی عراق انجام داده و تلفات زیادی را بر آنان وارد ساخت. اما نهایتا در حدود 20 درصد از جنگنده های نیروی هوایی کویت یا نابود شدند و یا به تصرف ارتش بعث درآمدند و 80 درصد باقیمانده نیز برای جلوگیری از تلفات بیشتر به خاک عربستان سعودی و بحرین گریختند.این حجم از فرار هواپیماهای نیروی هوایی کویت به حدی بود که بسیاری از آنان به دلیل ترافیک شدید در باند پروازی پایگاه مجبور به برخاستن از بزرگراههای مجاور پایگاه هوایی خود شدند.
این جنگنده ها بعد ها به همراه نیروهای ائتلاف در عملیات آزاد سازی کویت به ایفای نقش پرداختند.اما تا قبل از شروع عملیات آزاد سازی کویت در غالب "نیروی هوایی کویت آزاد" به همراهی نیروی هوایی عربستان در گشت زنی هوایی در مرز های جنوبی عربستان با کشور یمن می پرداختند .
ارتش عراق به منطقه ای ساحلی در شهر کویت(Dasman) که کاخ امیر کویت در آن واقع بود حمله نمود. گارد سلطنتی کویت که مجهز به تانکهای M84 بود و همچنین توسط نیروهای پلیس محلی حمایت می شد اقدام به دفع حمله نیروهای ویژه تیپ هوابرد ارتش عراق نمود.اما سرانجام با ورود تکاوران نیروی دریایی ارتش عراق این منطقه سقوط کرد.گارد سلطنتی و همچنین گارد ملی کویت بعد از سقوط منطقه بار دیگر به نیروهای عراقی حمله ور شدند اما موفق به آزاد سازی آن نشدند و با وارد شدن تانکهای گارد ریاست جمهوری عراق به شهر و چندین ساعت نبرد سنگین موقعیت اشغالگران عراقی در شهر تثبیت شد.

تانکهای M84 ارتش کویت
همزمان با سقوط شهر کویت ، امیر کویت جابر الأحمد الصباح به بیابانهای عربستان گریخت.او برادر کوچکتر و نانتی شیخ فهد الأحمد الجابر الصباح بود. شیخ فهد الأحمد الجابر الصباح کسی بود که در زمان حمله نیروهای متجاوز عراقی به منطقه (Dasman) اقدام به دفاع و دفع حملات عراق کرده بود و توسط عراقی ها کشته شد وعراقی ها جسد او را بر روی یکی از تانکهای خود بستند.
پس از فتح کویت ، صدام علاء حسین علی را به عنوان دست نشانده خود در کویت بر سر کار گمارد، ولی در حقیقت علی حسن المجید التکریتی معروف به علی شیمیایی کویت را اداره می نمود.

در زمان حملهی ارتش عراق به کویت، جنگندههای عراقی اهداف مورد نظرشان را در پایتخت کویت مورد هدف قرار دادند و نیروهای ویژهی عراقی در وزارت دفاع و کاخ امیر کویت مستقر شدند. جادهها در کویت مسدود شده بود و غارت اموال عمومی این کشور ثروتمند به امری متداول تبدیل شد.
بعد از جنگ
حمله عراق به کویت باعث صدور محکومیتهای گسترده و قاطع از طرف رهبران جهان شد. شورای امنیت سازمان ملل در جلسهی فوقالعادهای خواستار خروج فوری و بدون قید و شرط نیروهای عراقی از کویت شد. این در حالی بود که مقامات عراق هشدار داده بودند اگر هر کشوری قصد داشته باشد حملهی عراق به کویت را به چالش بکشاند، کویت را به قبرستان تبدیل خواهند کرد.
مارگارت تاچر، نخست وزیر وقت انگلیس حملهی ارتش عراق به کویت را غیر قابل قبول توصیف کرد. جورج بوش پدر، رییس جمهور آن زمان آمریکا نیز این حمله را محکوم و آن را یک اقدام تهاجمی آشکار از طرف عراق توصیف کرد. این در حالی است که گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه آمریکا از حملهی عراق به کویت اطلاع داشته و با عدم مخالفت خود با این حمله به نوعی به آن چراغ سبز نیز نشان داده است.
صدام در تاریخ 25 ژوئیه 1990 (نزدیک به یک هفته قبل از حمله) طی یک ملاقات اضطراری با آوریل گلاسپی، سفیر آمریکا در عراق تمایل خود را برای ادامهی گفتوگوها با کویت بر سر اختلافات موجود ابراز داشته بود. دولت آمریکا در این میان اعلام کرده بود که آنها نسبت به اختلافات مرزی عراق و کویت بیطرف میمانند و خود را وارد ماجرا نخواهند کرد. در زمان این حمله کویت خواستار کمکهای بینالمللی به این کشور شد اما در آن برههی زمانی پیشنهاد اقدامی نظامی از طرف غرب علیه عراق وجود نداشت.
حمله به کویت توسط عراق و اقدام پس از آن آمریکا و متحدانش علیه عراق که با نام "جنگ خلیج فارس" شناخته شده است، یک مناقشهی بزرگ میان کشور عراق و کویت بود که باعث شد کویت هفت ماه توسط نیروهای عراقی تصرف شود و این امر باعث دخالت مستقیم نظامی توسط نیروهای تحت امر آمریکا شد. اهمیت این جنگ از آن جهت درخور تامل بوده است که برخی از تحلیلگران سیاسی وقوع آن را به عنوان یکی از نقاط عطف تداوم حضور نظامیان سایر کشورهای جهان از جمله آمریکا در خلیج فارس برای سالهای متمادی ذکر کردهاند. آنچه که بدیهی است این است که خلیج فارس، جدای از منابع سرشار اقتصادیاش، همواره به عنوان عرصهی سیاسی مناسب و ارزشمند برای بسیاری از کشورهای اروپایی و غربی از جمله آمریکا بوده تا فرصتی برای به نمایش گذاشتن قدرت سیاسیشان داشته باشند.
تهاجم عراق به کویت با تحریمهای اقتصادی سازمان ملل علیه عراق همراه بود و دخالت نظامی بینالمللی در ژانویه 1991 آغاز شد که باعث پیروزیهای گسترده برای نیروهای ائتلافی شد، به طوری که این نیروها توانستند با کمترین تلفات نیروهای عراقی را از کویت خارج کنند. همچنین در همین جنگ بود که عراق موشکهایی را علیه اهدافی در عربستان و اسراییل شلیک کرد. اقدامات نیروهای ائتلافی در زمان عملیات "طوفان صحرا" در 17 ژانویه 1991 آغاز شد و 34 کشور نیروهایی را به منطقه اعزام کردند. این در حالی بود که چند ساعت پس از حمله عراق به کویت، مقامات آمریکایی از شورای امنیت سازمان ملل درخواست کردند که نشستی فوقالعاده در مورد این حمله برگزار کند. شورای امنیت سازمان ملل نیز در قطعنامه 660 ضمن محکوم کردن حمله عراق به کویت خواستار خروج فوری نیروهای عراقی از این کشور شد.
در سوم آگوست نیز اتحادیهی عرب قطعنامهای را در این اتحادیه تصویب کرد. در قطعنامهی اتحادیهی عرب حل این مناقشه در این اتحادیه خواسته شد و نسبت به دخالت نیروهای خارجی در این مناقشه هشدار داده شد.
در ششم آگوست سازمان ملل در قطعنامه 661 تحریمهای اقتصادی را علیه عراق اعمال کرد. پس از این قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیهی عرب قطعنامههایی دربارهی مناقشهی حمله عراق به کویت صادر کردند. یکی از مهمترین این قطعنامهها، قطعنامهی 678 بود که در 29 نوامبر 1990 صادر شد که در آن ضربالاجل 15 ژانویه 1991 را برای خروج نیروهای عراقی از کویت تعیین کرد. بسیاری از کشورهای جهان از جمله آمریکا، استرالیا، انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، کرهی جنوبی، اسپانیا و حتی یونان، افغانستان و مراکش نیز نظامیانشان را به این جنگ اعزام کردند. آمریکا خود به تنهایی نزدیک به 700 هزار نظامی به منطقه اعزام کرد و این در حالی بود که سایر کشورهای شرکت کننده در این جنگ تنها 160 هزار نظامی به این منطقه اعزام کردند که به تنهایی 24 درصد از کل نیروهای موجود در خلیج فارس را تشکیل میدادند. اهمیتی که این جنگ برای کشورهای شرکت کننده در آن داشت، آنها را واداشت تا پیش از آغاز آن، متعهد شوند تا هزینههای هنگفتی را در این خصوص صرف کنند؛ از جمله از سوی کویت، عربستان و سایر کشورهای حوزهی خلیج فارس و آلمان و ژاپن که در مجموع نزدیک به 70 میلیارد دلار در این جنگ هزینه شد.
پس از پایان جنگ خلیج فارس بسیاری از کشورها درخصوص تعدیل نیروهایشان در این منطقه، تصمیم گرفتند؛ با این حال آمریکا همواره بر حضور نظامیانش در این منطقهی استراتژیک تاکید داشته است به طوری که تا پیش از اوت سال 2003، این کشور بیش از 60 هزار نظامی ویژه در منطقهی خلیج فارس مستقر کرده بود.
همچنین در زمان همین جنگ بود که بوش پدر نظریهی "نظم نوین جهانی" خویش را مطرح کرد: "موضوع، تنها یک کشور کوچک نیست، هدف ما یک عقیده تازه است- یک نظم نوین جهانی، نظمی که در آن کشورهای مختلف تحت یک جنبش گردهم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت دست یابند." نظریهای که از آن پس بهانهای شد برای حضور طولانی مدت آمریکا در خاورمیانه و وقایعی که از آن تاریخ در این منطقه به وقوع پیوسته است.
آغاز پایان
روز 15 ژانویه 1991، سازمان ملل متحد، آخرین مهلت برای عقبنشینی عراق از کویت را تعیین کرد. متحدین تهدید کردند که اگر ارتش عراق عقبنشینی نکند، کویت را با زور آزاد میکنند. دستگاههای تبلیغاتی صدام و حزب بعث، در مقابل این تهدیدات، تهدیدات دیگری را مطرح کردند: « ما آخرین سرباز آمریکایی در کویت را آتش میزنیم؛ به بوش درس فراموش نشدنی خواهیم داد؛ عراق را به ویتنامی دیگر تبدیل میکنیم؛ آمریکاییها باید تعداد زیادی کیسهء جسد سفارش دهند؛ بوش خواهد فهمید که ما قادر به پیروزی در نبرد هستیم؛ کویت، کور آمریکاییها و متحدانش خواهد شد . . . و دیگر شعارهای پوچ و بیاساس و بدون پایه».
مردم عراق گمان میکردند صدام در آخرین لحظات از کویت عقبنشینی میکند. ولی صدام دیوانه ی جنگ و خونریزی بود و تصور میکرد با موشکهای دوربرد و تانکها و هواپیماهای جنگی، ارتش آمریکا را شکست داده و درس فراموش نشدنی به آنها خواهد داد.
خانواده ی صدام برای در امان ماندن از آسیب، به اردن فرار کردند. کاروانی از اتومبیل، شبانه آنها را منتقل کرد. عدی و محافظانش، ساجده و دخترانش . . . حتی خانوادههای وزیران و سران حزب بعث به الجزایر و از آنجا به برزیل و تعدادی هم به موریتانی رفتند. عدی از اردن به ژنو نزد عمویش «برزان تکریتی» رفت و تنها صدام و قصی در بغداد ماندند.
سرانجام در پایان مهلت تعیین شدهء سازمان ملل، در صبح روز 16 ژانویه 1991، بمبافکنهای سنگین اف111 و اف117 متحدین، بغداد را به شدت کوبیدند. سپس سایر هواپیماها وارد صحنه شدند و بمبافکنهای سنگین بی-1 مقرهای احتمالی صدام را با بمبها و موشکهای پرقدرت سنگرشکن هدف قرار دادند. تقریباً تمامی تأسیسات حیاتی بغداد، در همان شب اوّل حمله، از کار افتادند. صدام در همان شب بمباران، بعد از آنکه از طریق مزدوران اطلاعاتی خود در عربستان سعودی خبردار شد که امشب بغداد بمباران میشود، این شهر را ترک کرد.
بدل صدام ماجرای فرار او را بدینگونه شرح می دهد : « او و پسرش قصی و من نیز به همراه آنها به منطقه ی «الدجیل» رفتیم. این منطقه در فاصلهء 90 کیلومتری بغداد قرار دارد. در آنجا خانههایی در صفوف منظم احداث شده است که ظاهرشان، نشان نمیداد که یک منطقهء نظامی باشد؛ بلکه خانههایی معمولی به نظر میرسیدند. وارد یکی از آن خانهها شدیم. در زیر تمام این منازل، پناهگاهی است که به خارج از خانه راه دارد. درختان انبوه، جادههای وسیع و راه ورود و خروج به پناهگاها را پوشانده بود. صدام بیشتر اوقات را در این مکان به سر میبرد و مرا به جای خودش برای بررسی اوضاع به بغداد میفرستاد. من از مناطقی که توسط هواپیماهای متحدین بمباران شده بودند و همچنین از نیروهای مستقر در کویت، علیرغم حملههای شدید هوایی، دیدار کردم. دستگاههای تبلیغاتی رژیم، شجاعت صدام را میستودند و به مردم میگفتند که رهبر معظم با وجود بمباران شدید متحدین، با سربازانش دیدار کرد و احوال آنها را جویا شد؛ اما نمیدانستند که رهبر بزرگ اعراب! از ترس شدید در پناهگاههای الدجیل و دیگر نقاط خود را مخفی کرده است. صدام واقعاً انسان بزدلی بود و من تصور نمیکردم وی تا این حد ترسو باشد.

نیروهای عراقی مستقر در کویت، در وضع یأس و ناامید کنندهای به سر میبردند. راههای کمکرسانی به آنها به خاطر حملههای هوایی متحدین بسته شده بود. من بودم که به نام صدام و برای بالا بردن روحیهها از نیروها دیدار میکردم. صدام در آن ایام حتی تا مرز بصره نیز نیامد؛ چه برسد به کویت. او در پناهگاه ویژه ی خودش سنگر گرفته بود. این پناهگاه بسیار بزرگ بود و یک میدان وسیع در جلو داشت که به منزلهء یک فرودگاه کوچک عمل میکرد و در آن دو فروند جنگندهء شکاری میگ-29 و چند دستگاه خودروی ارتشی قرار داشتند. این پناهگاه، دارای 4 اتاق بزرگ با درهای آهنین بود و حتی اتاق بزرگی برای تشکیل جلسات در آن وجود داشت. صدام در تمام لحظات، آمادهء فرار بود و تا زمان عقبنشینی ارتش عراق از کویت، در همین حالت به سر میبرد.
«طارق عزیز» از مسکو به بغداد بازگشت و اعلام کرد که عراق آمادگی دارد از کویت عقبنشینی کند. برای اولین بار بود که عبارت شکست از زبان سران رژیم شنیده میشد. آمریکایی خواستار تسلیم بیقید و شرط عراق بودند. هواپیماهای آمریکایی در روزهای آخر، اعلامیههایی را پخش میکردند که در آنها، سربازان عراقی را به تسلیم فرا میخواندند. در این اعلامیهها، نیروهای عراق به ترک جنگ تشویق میشدند و به آنها گفته میشد که هیچ راهی جز تسلیم شدن ندارند ».
اعترافات صدام : اشغال کویت فقط دو ساعت طول کشید
جورج پیرو: این جلسه نیز در مورد اشغال کویت توسط عراق است.
صدام حسین: من شخصا نقشه حمله به کویت را کشیدم و از آنجا که کویت از لحاظ جغرافیایی یک زمین باز است، اشغال آن احتیاجى به نقشه و منابع قدرت ندارد. هر کسى که اندک تجربه نظامى داشته باشد، مىتواند یک نقشه مؤثر و موفق راطراحی کند. اشغال کویت حدود دو ساعت و نیم وقت گرفت و همین اندازه نیز براى آن وقت در نظر گرفته بودیم؛ ولى عملاً این امر نباید بیش از یک ساعت وقت بگیرد. با توجه به محبت مردم کویت به من، تصرف کویت باید در مدت زمان کمترى صورت مىگرفت. من در جلسات سابق نیز گفته بودم که مردم کویت از عراق خواسته بودند که آنها را از شر رهبرانشان نجات دهند.
جورج پیرو: چگونه شهروندان کویتى این خواسته خود را به اطلاع شما رساندند؟
صدام حسین: برخى از شهروندان و نه همه آنها این علاقه را داشتند و ما این علاقه آنها را احساس کردیم.
جورج پیرو: نیروهای عراقی به چه علت به شهر ساحلی خفجی حمله کردند و چه کسی چنین دستوری داد؟
صدام حسین: من بودم که نقشه این حمله را کشیدم و تصمیم ندارم مسئولیت اقدامات خودم را به دوش دیگران بیاندازم. بعد از تجربه جنگ هشت ساله با ایران از سال 1980 تا 1988 این کار بسیار آسان بود. هر طرح نظامى نیاز به اطلاعاتى در مورد جغرافیاى منطقه، سلاح و توانائىهاى دشمن دارد. همچنین شناخت توانائىهاى خود، میزان آموزش و امکانات لجستیکى و روحیه سربازان خودى لازم است. اصولاً طرح حمله به شهر خفجى یک طرح ساده بود. زمین این شهر مانند زمین شهرهاى جنوب عراق باز است و هیچ موانع طبیعى در آن وجود ندارد و تنها عامل نگرانى ما نیروى هوایى دشمن بود.
جورج پیرو: آیا هدف حمله به شهر خفجى، مجبور کردن نیروهاى همپیمان به وارد شدن در یک جنگ زمینى با نیروهاى عراقى بود؟
صدام حسین:کارشناسان نظامى مىدانستند که هر حمله زمینى به نیروهاى ارتش عراق کار دشوارى است و دشمن براى حمله زمینى به عراق باید حداقل دو میلیون سرباز داشته باشد؛ ولى دشمنان به راحتى از نیروى هوایى خود استفاده مىکردند و به اهداف ارتش عراق حمله کرده و سپس به پایگاههاى خود باز مىگشتند. اطلاعاتی که ما به دست آوردیم نشان مىداد که نیروهاى دشمن در منطقه اطراف خفجى مستقر بودند. به همین منظور ارتش عراق تصمیم گرفت نیروهاى همپیمان را مورد تهاجم خود قرار داده و آنها را مجبور به جنگ زمینى نمایند. نیروهاى همپیمان به دنبال حمله عراق به آن منطقه از آنجا عقبنشینى کردند و از آن به بعد نیروهاى هوایى دشمن حملات پى در پى به مواضع ارتش عراق مىنمود و باعث شد که روز به روز خسارتهاى ما بیشتر شده و هر روز ما تعداد بیشترى از سربازان و از مهمات خود را از دست بدهیم. بدون اینکه دشمنى در پیش روى ما باشد. من با این سخن که نیروهای عراقی در خفجی شکست خورده و مجبور به عقبنشینی شدند مخالفم. نیروهاى ما در اصل تصمیم نداشتند شهر را اشغال کنند و تنها به دنبال مسلط شدن بر مواضع نیروهاى همپیمان بودند. بعد از اینکه ارتش عراق با هیچ مقاومتى در آن منطقه روبرو نشدند، نیروهاى عراقى روز دوم با تصمیم خود از آنجا عقبنشینى کرد. نیروهاى همپیمان تنها بعد از چند روز از عقبنشینى نیروهاى عراقى مطلع شدند.
جورج پیرو: آیا هدف شما از این حمله گرفتن اسیر آمریکائى بود؟
صدام حسین:هر چند که اصول جنگ بر مبناى کشتن دشمن و به اسارت بردن آن است؛ ولى هدف عراق بعد از چهارده روز از تهاجم نیروهاى همپیمان به نیروهاى عراقی این بود که خسارتهایى به نیروهاى دشمن وارد کنند.عراق نیز از در اختیار داشتن اسیر آمریکائى بدش نمىآید. به نظرمن گرفتن تعداد اسیر آمریکائى تاثیر بزرگى بر روحیه دشمن خواهد داشت. هجوم به خفجى شاید هم آن چنان مؤثر نبوده ولى در واقع ضرب شصتى به دشمن نشان داد و شاید این حمله باعث شد آمریکائىها حملات هوایى خود را بیشتر کرده و حمله زمینى خود را براى مدت بیشترى به تاخیر بیاندازند.این حمله زمینی باید مدتها پیش از این صورت مىگرفت؛ ولى به عللى انجام این حمله یک هفته به تاخیر افتاد و باعث شد دشمن فرصت بیشترى براى حملات هوایى داشته باشد.این امر باعث شد نیروى زمینى عراق بیش از پیش تضعیف شود. من تلاش عراق برای گرفتن اسیران آمریکایی به منظور متوقف کردن حملات هوایى نیروهاى همپیمان را به شدت رد میکنم.
جورج پیرو: در مورد موشکهای بالستیکی که به طرف اسراییل شلیک شد بگویید.
صدام حسین: خود من و نه شخص دیگرى دستور شلیک موشکهاى بالستیک به اسرائیل را دادم؛زیرا هر چه بلا بر سر ما آمده از اسرائیل است. همه رویدادهاى مضر و منفى که براى عربها روى داده ناشى از اقدامات اسرائیل بوده است.اسرائیل در واقع سیاستمداران آمریکایى را براى حمله به عراق تحریک کرده و دل آنها را نسبت به کشورهاى عربى پر از کینه و دشمنى مىکند. اسرائیل شروع کننده این حملات بود؛ زیرا در سال 1981 تنها نیروگاه هستهاى عراق را مورد تهاجم قرار داد.از نظر عراق جنگ با اسرائیل هنوز ادامه دارد. جنگ 1991 به دو دلیل رخ داد. اول نفت و دوم اسرائیل. کویت در واقع تصمیم نداشت علیه عراق اقدامى انجام دهد؛ ولى این ایالات متحده بود که این کشور را علیه عراق تحریک مىکرد.
جورج پیرو: ولى مورخان بر این باور هستند که این عراق بود که جنگ را شروع کرد؛ نه کویت.
صدام حسین: این اقدامات کویت بود که باعث این جنگ شد؛ ولى علل اصلى جنگ همان دو مورد است. من با این سخن که نیروهای عراقی در کویت شکست خورده و مجبور به عقبنشینی شدند، مخالفم. نیروهاى عراق در نتیجه تصمیم دولت، دست به عقبنشینى زدند. ما با روسها بر سر عقبنشینى بحث و گفتگو کردیم و در نهایت عراق قبول کرد؛ ولی جنگندههای نیروهاى همپیمان در زمان عقبنشینی رسمى ارتش عراق از کویت، این نیروها را هدف قرار دادند. طرح عقبنشینى نیروهاى عراقى از 12 آگوست 1990 تصویب شده بود؛ ولى هیچ کشورى از جامعه بینالملل یا حتى یک کشور عربى نبود که این طرح را با عراق بحث و بررسى کند. فرانسوىها در ابتدا با این طرح موافقت نمودند، ولى به دنبال فشار آمریکائىها مجبور شدند با طرح عقبنشینى مخالفت کنند. بعد از آن طرح روسهاعنوان شد و عراق نیز آن را پذیرفت.
جورج پیرو: در مورد نامه حسین کامل به علی حسن مجید که به نام شما ارسال شده بود، بگویید.در این نامه که از طرف صدام مطرح شده بود از على حسن مجید خواسته شده بود که ارتش عراق هر آنچه ممکن است در بازسازى عراق به کار آید را از کویت به عراق منتقل کند.
صدام حسین: این سخن تنها یک اتهام بیاساس است. روال عادى نامهنگاریهاى دولتى این است که چنین نامهاى از دیوان ریاست جمهورى ارسال شده باشد، در حالى که حسین کامل حتى منشى هم نبود. وى فقط یک وزیر در دولت عراق بود و معروف است که حسین کامل شیوه خاصى را براى اداره امور دارد.
جورج پیرو: منظور از «هر آنچه که در بازسازى عراق به کار مىآید» که در نامه درج شده، همان وسایلى است که ارتش عراق با خود به کویت آورده یا اینکه وسایلى است که در عراق وجود داشته است؟
صدام حسین: من به هر حال به ارتش دستور ندادم تا وسایل ارتش کویت و دارایىهاى این کشور به عراق منتقل شود. شاید منظور، برخى تجهیزات کویتى است که وزرا معمولا از آن استفاده مىکنند مانند برق، آب و وسایل حمل و نقل و گوشىهاى تلفن. این در واقع یک پیام ساده وزیر به یک وزیر دیگر بود که از دیگرى مىخواهد وسایلى که نیروهاى عراقى با خود به کویت برده بودند را بازگرداند. در واقع داراییهای کویت به هیچ عنوان سرقت نشد.
جورج پیرو: آیا سران عراق اجازه داشتهاند که به اسمشما و از طرفشما نامهنگارى کنند، بدون اینکه شما اطلاع داشته باشید یا دستور آن را داده باشید؟
صدام حسین: همیشه همه جا افراد بد وجود دارند و به هر حال «حسین کامل» اکنون مرده است. من اطلاعى ندارم که دیگران نیز بدون اطلاع من چنین دستوراتى را داده باشند.این نامه یک نامه رسمى نبوده و تنها راه براى نامهنگارى دولتى و رسمى از طریق دیوان ریاست جمهورى به على حسن مجید است؛ به خصوص در وضعیت شخصى همانند حسین کامل.
جورج پیرو: در مورد تعداد بالاى سربازان عراقى که به اسارت آمریکائىها در آمدند، چه میگویید؟ اینکه سران عراق از تعداد بالاى این اسرا که به 86743 نفر رسید، تعجب کرده بودند.
صدام حسین: به اسارت رفتن این تعداد از سربازان عراقى هیچ تاثیرى بر روحیه ارتش نداشت. این اسرا مسئلهاى نبود که روحیه ما را متزلزل کند. بالاخره جنگ است و بد شانسى و خوش شانسى دارد. اسراى عراقى در واقع اسیر نبودند، زیرا به دنبال جنگ هر گونه وسایل تماس و ارتباط قطع شد و کمبود غذا به وجود آمد و سربازان دچار گرسنگى شدند، در نتیجه آنها به عربستان سفر کرده و در آنجا پناهنده شدند و گرفتار نیروهاى همپیمان شدند. حملات سال 2003 که تعداد اسیران کمترى داشت، تاثیرى بسیار بیشترى از حملات 1991 داشت.علت تعداد بالاى اسراى عراقى در جنگ 1991 در واقع شرایط جنگ در آن زمان بود. تعداد کم یا زیاد اسرا به هیچ وجه به معناى وضعیت جنگ یا پایان و نتیجه آن نیست؛ همانطور که عراق در جنگ با ایران پیروز شد، ولى در واقع ایرانىها تعداد بسیار بیشترى از سربازان عراقى را به اسارت گرفته بودند. تعداد اسرا هیچ تاثیرى بر روحیه جنگ نداشته و باعث نمىشود فرماندهان طرحهاى نظامى خود را تغییر دهند. نیروهاى همپیمان نیز در نهایت وبه محض امضاى معاهده صلح توسط عراق، سربازان به اسارت گرفتار شده عراقى را آزاد کردند.
جورج پیرو: علت اینکه 45 اسیر نیروهای همپیمان را با آن وضعیت ناگوار در رسانهها نشان دادید چه بود؛ به خصوص اینکه مصاحبه با اسیران جنگى در رسانهها، برخلاف معاهده ژنو است.
صدام حسین: در مورد اسیران جنگى، به خصوص خلبانان بریتانیایى، آنها فقط از نحوه اسیر شدن خود صحبت کردند. برخى از این اسیران را کشاورزان دستگیر کرده بودند و برخى دیگر توسط مردم عادى به اسارت گرفتار شده بودند. ارتش عراق در همه جا نبوده و بر همه چیز مسلط نبود و اطلاع دقیقى از نحوه برخورد مردم عادى با این اسرا نداشت، زیرا نیروهاى همپیمان تماس این گروهها را با یکدیگر قطع کرده بودند. هیچگونه شکنجهای علیه اسیران جنگی در عراق صورت نگرفت و شاید مردم عادى برخوردهاى غیر مناسبى با افرادى که به اسارت آنها در مىآمدند، داشتند.هر کسى که ادعایى برخلاف این داشته باشد، مسئولیت گفتهها و سخنان خود را دارد. از آنجا که وسایل ارتباطى توسط نیروهاى همپیمان در جنگ 1991 قطع شده بود، بدین جهت ارتش از این موارد اطلاع پیدا نکرد، ولى در واقع اذیت و آزار بدنى اسیران جنگى، مانند سوزاندن موهاى یک اسیر، حماقت است و از سربازان فهمیده ما بر نمىآید.در واقع هیچ دلیلى وجود ندارد که شکنجه اسیران جنگى توسط ما را اثبات کند.
خاطرات بدل صدام؛ "میخائیل رمضان"
اشغال کویت
صدام واقعاً دیوانه بود، اما چه کسی در مقابل او میتوانست نه بگوید. صدام کویت را متهم میکند که نفتهای منطقهء «الرمیلة» را دزدیدهاند. صدام اظهار میدارد که کویت از نفت منطقهء یاد شده، معادل 28 میلیارد دلار بهرهبرداری کرده است و خواستار کل منطقهء الرمیله و الحاق آن به عراق میشود. صدام در نطق تلویزیونی، کویت را به خیانت متهم میسازد و کمکهای میلیارد دلاری اهدایی کویت در جنگ با ایران را فراموش میکند. صدام مرخصی نیروهای ارتش و سربازان را لغو میکند و خواستار اعزام متولدین سالهای بعد به سربازی میشود. واحدهای جدیدی به سرعت تشکیل میشوند. از نظر نظامی، ارتش او آمادهء یک ریسک جدید است؛ اما باید اوضاع داخلی کویت را هم آماده کند تا دست کم عذرش نزد برخی از محافل پذیرفته شود. دستگاه اطلاعات و امنیت عراق تلاش زیادی میکند تا سیاستمداران مخالف کویتی و همچنین فلسطینیان ساکن کویت را که اغلبشان طرفدار صدام بودند، تحریک نماید.
صدام میگوید: «با احمد سعدون و محمد القادری از جبههء دموکراتیک صحبت کردهایم.» صدام مدعی است که آنها با اصرار خواستار این هستند که عراق کویت را تصرف کند تا این سرزمین را از دست حکام آن نجات دهد و تأکید میکند که عراق این کار را خواهد کرد. «ما به برادرانمان کمک خواهیم کرد و این دولت فاسد را طرد خواهیم نمود. نیروهای ما تا کنج خانههایشان پیش خواهند رفت. ما آنها را وادار میکنیم که تحت امر ما باشند.»
سرانجام به تاریخ ژوئن 1990، نیروهای عراقی به سمت مرز کویت اعزام میشوند. 30 هزار نفر با تجهیزات کامل به منطقه اعزام شدند تا هستهء اولیهء اشغال کویت را تشکیل دهند. کسانی که از جنوب عراق میآمدند میگفتند که تانکها و ستونهای نظامی به سمت مرز کویت در حرکتند. در این باره از صدام سؤال کردم. وی این مسئله را تأیید کرد و گفت: «ما فقط چند لشگر را برای احتیاط به جنوب فرستادهایم. ممکن است برادران ما در کویت در مبارزه علیه آلصباح به کمک ما احتیاج پیدا کنند.» وی با این سخنان، اشغال کویت را مورد تأیید قرار داد. شمارش معکوس برای جنگ آغاز شده بود.
مذاکراتی که در جده با میانجیگری عربستان سعودی میان هیأت عراقی به ریاست «عزت ابراهیم الدوری» و هیأت کویتی به ریاست نخست وزیر و ولیعهد کویت (سعد عبدالله سالم الصباح) در جریان بود، با شکست مواجه میشود. در جریان این مذاکرات، کویت پیشنهاد عراق در رابطه با میدان نفتی الرمیله و همچنین جبران خسارتهای ادعایی عراق را نپذیرفت. عراق ادعا میکرد کویت نفت الرمیلة را سرقت کرده است. هیأت عراقی به بغداد بازگشت و مرز میان دو کشور بسته شد.
در ساعت 2 بامداد دوّم آگوست 1990، صدها تانک T-72 عراقی از مرز دو کشور در العبدلی گذر میکنند. تقریباً 350 دستگاه تانک، پایتخت کویت را مورد حمله قرار میدهند اما با مقاومت قابل توجهی روبهرو نمیشوند. تنها تعداد اندکی از نیروهای کویتی، در مدخلهای ورودی، مقاومت اندکی از خود نشان میدهند.
نیروی هوایی کویت به عربستان گریخته و تعداد 36 فروند جنگندهء میراژ اف-1 را به آن کشور میبرد. ارتش صدام موفق شد مراکز مهم از جمله قصر امیر کویت و ایستگاه رادیو تلویزیون را به سرعت تحت کنترل خود درآورد. هنگام تصرف قصر، نیروهای عراق با مقاومتی از جانب نیروهای کویتی به فرماندهی امیر فهد (برادر امیر جابرالصباح) روبهرو شدند. امیرفهد به همراه نیروهای محافظ امیر جابرالصباح، علیرغم سنگین بودن حملهء تانکهای عراقی، از قصر شجاعانه دفاع می کند. امیرفهد تا آخرین لحظه همچنان جنگید تا با گلولهء سربازان صدام از پای درآمد و بعد از آن دیگر آتش مقاومت خاموش شد.
امیر جابرالصباح و دیگر امیران کویت با فرار به عربستان سعودی نجات یافتند. معارضین عراقی که رژیم صدام از آنها دم میزد و دستاویز رژیم عراق برای اشغال کویت بودند و صدام ادعا میکرد که قصد کمک به آنها برای خلاصی از خاندان آلصباح را دارد، هیچکدام حاضر به همکاری با اشغالگران نشدند.
ژنرال راننده: حسین کامل حسن
به تاریخ چهارم آگوست 1990، صدام ابتدا حکومت پادشاهی کویت را به جمهوری تبدیل کرد، سپس دولتی جدید به ریاست سرهنگ «علاء حسین علی» را در کویت تشکیل داد. علاء حسین علی در سال 1379 در کویت محاکمه و به جرم خیانت و همکاری با رژیم عراق، به اعدام محکوم شد. صدام ادعا میکرد که علاء حسین علی یکی از افسران ارتش کویت است که انقلاب را علیه رژیم پادشاهی رهبری کرده است. اما این ادعا دروغ بود. حاکم واقعی کویت، همسر دختر بزرگ صدام، «حسین کامل حسن» بود. او سگ هار اما وفادار صدام بود که دوران شغلی خود را به عنوان یک پلیس معمولی آغاز کرد. سپس به فضل و کرم صدام، ارتقاء مقام یافت و رانندهء ویژهء رئیس جمهور سابق عراق (احمد حسن البکر) شد. حسین کامل تا زمانی که البکر از دنیا رفت و رژیم به دروغ شایع کرد که او به علت سکتهء قلبی مرده است، رانندهء مخصوص البکر بود. البته البکر با سم کشندهای مسموم شد و این کار نیز توسط همان سگ هار صدام، یعنی رانندهء البکر به وقوع پیوست. حسین کامل در غذای البکر سم ریخت. پاداش این کار وی نیز، پلههای ترقی بود که توسط صدام برایش محیا گشت.
خوشحالی نافرجام
چند روز پس از اشغال کویت، پایتخت این کشور به شهر اشباح تبدیل شد. به جز تعداد اندکی که فرصت فرار پیدا نکردند، همهء مردم شهر را ترک کرده بودند. خیابانها خلوت شده بود و تنها سربازان عراقی جولان میدادند. در بغداد، خبری فوری را پخش کردند مبنی بر اینکه علاء حسین علی (حاکم دست نشاندهء صدام در کویت) آمادگی خود را برای انجام مذاکرات با عراق دربارهء مسائل مرزی اعلام کرده است. صدام، عزت ابراهیم الدوری را برای انجام مذاکراتی که هیچگاه انجام نشد، تعیین کرد و بدین ترتیب، نمایشی بعد از نمایش دیگر به اجرا درآمد. اما آنچه به بازیهای مسخرهء صدام مهر پایان زد، اعزام نیرو به خلیج فارس از سوی ایالات متحده و به دستور جرج بوش (پدر) بود.

ابتدا تفنگداران دریایی ایالات متحده به همراه هفتاد فروند کشتی اعزام شدند. سپس هواپیماهای پیشرفته از پایگاهایشان در انگلستان به سمت پایگاههای ترکیه و عربستان سعودی به پرواز درآمدند. بمبافکنهای سنگین B-52 نیز از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند، عازم ماموریت بر فراز عراق شدند.
وقتی اخبار ورود نیروهای آمریکایی و متحدین به خلیج فارس پخش شد، همه حتی صدام نیز دچار یأس و ناامیدی شدند؛ اما همچنان به اشغال کویت ادامه دادند. از آنجایی که سردمداران رژیم بعث میدانستند مدت زیادی در کویت باقی نخواهند ماند، با خود میگفتند باید تا آنجا که میتوانیم، سرقت کنیم.
صدام به عدی دستور داد گروههایی برای سرقت و غارت کویت و مصادرهء اشیاء گرانقیمت این کشور تشکیل دهد. آنها طلا، جواهرات، اشیاء قدیمی و ارزهای مختلف خارجی را به سرقت برده و منازل مردم را غارت کردند.
تمام سردمداران رژیم بعث در غارت اموال کویت دست داشتند. عدی، اتومبیلهای آلمانی از نوع مرسدس بنز و ب.ام.و و اساب و وسائل ویلاها، خانهها و دستگاههای تهویه را سرقت میکرد. تمام وسائل باارزشی که حتی در هتلها، بیمارستانها و سوپرمارکتها موجود بودند، توسط عدی غارت شده و به سرقت رفتند. بقیهء مکانها و مؤسسات، سهم سارق دیگر، یعنی حسین کامل حسن بود. بهرهء او، اتومبیلهای غیرآلمانی، مواد غذایی، ساعتهای گرانقیمت و وسائل الکترونیکی بود.
یکی از افسران عراقی در خاطرات خود گفته است که عدی و حسین کامل بر سر سرقت اموال مردم از کویت اختلاف شدید پیدا کردند و همین اختلاف در آینده تشدید شد و منجر به فرار حسین کامل و برادرانش از عراق و سرانجام اعدامشان توسط صدام گردید.
به زودی بازارهای عراق، مملو از کالاهای مسروقه از کویت گردید؛ به گونهای که همهء مراکز فروش، کالاهای مورد نیاز خود از طریق حسین کامل تهیه میکردند. او گروههایی را برای غارت و گروههایی دیگر را برای فروش اموال به غارت رفته تشکیل داد و میلیونها دلار از راه فروش اموال مسروقهء مردم کویت، به حساب این جنایتکار واریز شد.
یک سند تاریخی درباره جنگ عراق-کویت
نامه سرتیپ فهد احمدالفهد( رئیس سرویس مخفی کویت) به عالیجناب شیخ سالم الصباح السالم الصباح( وزیر کشور وقت کویت در زمان حمله عراق)
فوق محرمانه و خصوصی
عالیجناب
طبق دستورات جناب عالی در ضمن ملاقات 22 اکتبر 1989 (تقریبا 7-8 ماه قبل از حمله عراق به کویت) به همراه سرهنگ عشاق عبدالهادی شداد، رئیس تحقیقات و بررسی فرمانداری احمدی، از 12 تا 18 نوامبر 1989 از دفتر مرکزی سیا در آمریکا بازدید کردم. طرف ایالات متحده تأکید داشت که بازدید باید فوق محرمانه باشد تا درمیان برادران ما در شورای همکاری خلیج فارس ، ایران و عراق حساسیت ایجاد نکند.
در اینجا برای عالیجناب مهمترین مواردی که در جریان ملاقات خصوصی ام با ولیلیام بستر رئیس سیا در روز سه شنبه 14 نوامبر موافقت حاصل شد به اطلاع می رسانم.
1- ایالات متحده متعهد آموزش افراد انتخابی ما برای حفاظت از اعلیحضرت امیر و والاحضرت شیخ سعد ال عبدالله السالم الصباح (ولیعهد وقت کویت) گردید. آموزش در مرکز سیا در ایالات متحده انجام می گیرد و تعدا آنها را 128 نفر تعیین کردیم. بعضی از آنها طبق تصمیم والا حضرت ولیعهد برای مأموریتهای ویژه جهت خانواده سلطنتی بکارگرفته خواهند شد. در این رابطه، طرف ایالات متحده، عدم رضایت خود از نحوه عمل نیروهای گارد سلطنتی در زمان حمله جنایت بار به اعلیحضرت امیر را ابراز داشت.
2- ما با طرف آمریکایی موافقت کردیم که این بازدیدها در تمام سطوح بین سازمان امنیت کشور و سیا انجام گیرد و اطلاعات مربوط به تسلیحات و ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران و عراق مبادله شود.
3- ما در جستجوی همکاری کارشناسان سیا جهت بررسی ساختار سازمان امنیت کشور بودیم که طبق دستورات عالیجناب امیر، اولویت اصلی در ملاقات ما با طرف ایالات متحده بود. این امر، شامل استفاده از تخصص آنها در تنظیم استراتژی جدید برای اقدام متناسب با تغییرات منطقه خلیج فارس و موقعیت داخلی کشور بوسیله توسعه سیستم کامپیوتری و اتوماتیک در سازمان امنیت خواهد بود.
4- طرف ایالات متحده گفت که کاملا خواهان برآوردن خواست شا برای مبادله اطلاعات در مورد فعالیتهای گروه های افراطی شیعه در کشور و بعضی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. آقای وبستر عملیات سرکوبی جنبشهای تحت حمایت ایران را ستود و گفت که سیا خواهان اقدامات مشترک برای از بین بردن مناطق تشنج در منطقه خلیج فارس است.
5- ما با طرف آمریکایی موافقت کردیم که استفاده از موقعیت اقتصادی در حال ویرانی عراق برای تحت فشار گذاشتن دولت آن کشور جهت مشخص ساختن مرز مشترک مان مهم است. سیا نظر خود را در مورد ابزار مناسب فشار ارائه داد و مطرح ساخت که همکاری وسیع بین ما باید بوجود آید به شرطی که این فعالیتها در سطح بالا هماهنگ گردد.
6- طرف ایالات متحده بر این عقیده است که روابط ما با ایران باید به طریقی باشد که از یک طرف از تماس با آن کشور پرهیز شود و از طرف دیگر تمام فشارهای اقتصادی ممکن را بر آن وارد آورد و به طور موثری این فشار بر تکیه آن کشور بر اتحاد با سوریه متمرکز گردد. توافق با طرف ایالات متحده مطرح می سازد که کویت از اظهارات منفی در رسانه های گروهی درباره ایران اجتناب ورزد و فعالیتهای ایران جهت نفوذ در جلسات اعراب را محدود سازد.
7- بعد از آنکه کارشناسان مواد مخدر سیا به ما اطلاع دادند که پایتخت کویت برای تجارت مواد مخدر در پاکستان و ایران بکار می رود و گسترش چنین تجارتی نتایج منفی برای آینده کویت خواهد داشت، ما با طرف ایالات متحده موافقت کردیم که مبارزه با مواد مخدر در کشور مهم است.
8- طرف ایالات متحده شماره تلفن ویژه ای برای مبادله سریع نظرات و اطلاعات در اختیار می گذاشت که نیازی به ارتباط کتبی نباشد. شماره تلفن خصوصی آقای وبستر 5241-659(202) است.
منتظر اوامر جناب عالی هستم و احترامات فائقه ام را تقدیم می دارم.
امضا
سرتیپ فهدالفهد
رییس سازمان امنیت کشور
منابع :
سایت میلیتاری
http://www.sedayeshia.com
http://www.ghatreh.com
پرونده محرمانه جنگ خلیج فارس پیر سالینجر- اریک لوران - ترجمه محمود ریاضی- انتشارات خجسته چاپ اول تابستان 1370
موضوع مطلب :
جنگها و عملیاتها