ديپلمات
مقالات سياسي- نظامي- امنيتي
 
 

شاه‌ پس از کودتای 28 مرداد ، دیگر تحمل‌ کمترین‌ مخالفت‌ را با رژیم‌ خود نداشت‌. بنابراین ساواک که مخفف «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» و مهمترین نهاد امنیتی و اطلاعاتی بود، در سال 1335 هـ.ش با همکاری و نظارت آمریکا و سازمان سیا  و FBI(آژانس داخلی آمریکا) تشکیل شد و پس از تصویب قانون آن در مجلس سنا و مجلس شورای ملی، کار خود را از سال 1336 هـ.ش با ریاست تیمور بختیار آغاز کرد.

 



مقدمه

پلیس سیاسی یا دستگاه امنیتی در طی تاریخ دولتهای جهان - اعم از دیکتاتوری و دموکراتیک - سابقه کهن دارد، و هدف آن معمولا جمع آوری اطلاعات و پیشگیری یا کنترل اعمالی است که حیات رژیم سیاسی یک کشور را به خطر می‌اندازد.  سابقه پلیس سیاسی ایران به قرن هفتم پیش از میلاد می‌رسد اما مهمترین دستگاه منظم جاسوسی و پلیسی در ایران در زمان ناصرالدین شاه توسط امیرکبیر به وجود آمد. در دوران رضاشاه پهلوی، دستگاه امنیتی، نظمیه بود که به عنوان اهرمی جهت حفظ قدرت استبدادی دولت به کار می‌رفت. پس از برکناری رضاشاه، که با تضعیف و از هم پاشیدگی ارتش همراه بود، جانشین وی محمدرضا پهلوی از پلیس مخفی قوی و ارتش قابل ملاحظه‌ای برخوردار نبود، علاوه بر این، کشور هم در اشغال نیروهای بیگانه بود.

شاه پس از کودتای 28 مراد 1332 هـ.ش، و به قدرت رسیدن مجدد، استبداد را بر کشور حکم‌فرما کرد و زاهدی را به مقام  نخست‌وزیری و بختیار را به فرمانداری نظامی انتخاب کرد، زاهدی با اعلام حکومت نظامی در شهرها، به سرکوب نیروهای مخالف و دستگیری مصدق و یارانش پرداخت. عواملی چون عدم موفقیت کامل بختیار در انسجام بین ارتش، شهربانی و فرمانداری نظامی، حفظ ایران به عنوان ژاندارمی منطقه در مقابل دول دیگری همچون شوروی،  حمایت از شاه و دربار در مقابل نیروهای مخالف داخلی، وجود تشکیلات منسجمی را برای حفظ امنیت رژیم ضروری می‌ساخت.

شاه‌ پس از کودتای 28 مرداد ، دیگر تحمل‌ کمترین‌ مخالفت‌ را با رژیم‌ خود نداشت‌. کابوس‌ از دست‌ دادن‌ قدرت‌ هر روز بیشتر او را آزار می‌داد، گاهی‌ در خواب‌ می‌دید که‌ مخالفین‌ به‌ او نزدیک‌ شده‌اند و قصد جان‌ او را کرده‌اند، و او چنان‌ وحشت‌ زده‌ می‌شد که‌ یکباره‌ از خواب‌ می‌پرید؛ این‌ ترس‌ و واهمه‌ شاه‌ از مخالفین‌، او را بر آن‌ می‌داشت‌ که‌ هر روز بیشتر به‌ سرکوب‌ نیروهای‌ مخالف‌ و به‌ وجود آوردن‌ جو رعب‌ و وحشت‌ در جامعه‌ بپردازد. ولی‌ با وجود اینکه‌ اکثر مخالفین‌ او سرکوب‌ شده‌ بودند، باز هم‌ آرام‌ و قرار نداشت‌. با روشهائی‌ که‌ جهت‌ سرکوب‌ مخالفان‌ به‌ کار گرفته‌ می‌شد، تهیه‌ اطلاعات‌ لازم‌ از فعالیت‌های‌ آینده‌ مخالفان‌ و پیشگیری‌ از ایجاد توطئه‌ها و مخالفت‌ها علیه‌ رژیم‌ امکان‌پذیر نبود. مقررات‌ حکومت‌ نظامی‌ و وجود فرمانداری‌ نظامی‌ نیز به‌ دلیل‌ موقتی‌ بودن‌ و ذات‌ نظامی‌اش‌ فقط‌ وظیفه‌ مقابله‌ با بحران‌ را برعهده‌ داشت‌. شاه‌ باید تدبیری‌ می‌اندیشید.

بنابراین ساواک که مخفف «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» و مهمترین نهاد امنیتی و اطلاعاتی بود، در سال 1335 هـ.ش با همکاری و نظارت آمریکا و سازمان سیا  و FBI(آژانس داخلی آمریکا) تشکیل شد و پس از تصویب قانون آن در مجلس سنا و مجلس شورای ملی، کار خود را از سال 1336 هـ.ش با ریاست تیمور بختیار آغاز کرد.

بعد از تشکیل ساواک نیروهای آمریکایی برای آموزش ساواک به تهران فرستاده شدند. بعدها گروهی از مربیان آموزشی موساد (سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل)، جایگزین گروه آموزشی سیا در ایران شده و آموزش نیروهای ساواک را در راستای آموزش‌های سیا بر عهده گرفتند و تا سال 1344 هـ.ش در ایران باقی ماندند.

تشکیل ساواک‌

پس از کودتای 28 مرداد 1332، آمریکا، فضا و شرایط را به‌منظور حضور و حاکمیت بلامانع خویش در ایران مساعد یافته و در صدد برآمد تا در تمام شئون ایران دخالت کرده و جایگزین انگلیس شود. یکی از زمینه‌های مورد نظر، بخش امنیتی و اطلاعاتی بود. تا پیش از این مقطع‌، انگلیس از حضوری پررنگ‌تر برخوردار بود و آمریکا نیز به‌منظور کسب جایگاه مناسب تلاش می‌کرد; ولی نتایج جنگ جهانی دوم و توافقات جدید در تعیین حوزه‌های نفوذ و همچنین کمک مؤثر و مستقیم آمریکا در پیروزی کودتا و بازگرداندن محمدرضا به ایران در سال 1332، آزادی عمل بیشتری را برای آمریکا فراهم کرد و از این تاریخ بود که آمریکایی‌ها، با تمام امکانات وارد عرصه‌های مختلف شدند و حاکمیت بلامنازع خود را تثبیت کردند.

 در این راستا، هدایت و کنترل دو پایگاه بیش از دیگر پایگاه‌ها مورد نظر آنها بود: ارتش و راه‌اندازی سازمان اطلاعات و امنیت داخلی‌. اولی‌، به‌منظور حفاظت و حراست از مهره‌ای که توسط آنها مجدداً در ایران روی کار آمده بود، در مقابل هجوم بیگانگان و ایجاد نقش ژاندارمی در منطقه خاورمیانه برای سرکوبی نهضت‌های آزادی‌بخش‌; و دومی‌، به‌منظور حمایت و پشتیبانی و حفظ او در مقابل نیروهای داخلی‌. البته باید توجه داشت که این دو، هدف اصلی و غایی آمریکا نبود، بلکه اهداف اصلی‌تر دیگری نیز مدنظر بوده‌اند:

«... پس از 28 مرداد 32، که آمریکایی‌ها با قدرت تمام وارد صحنه شدند و تصمیم گرفتند که ایران را به‌عنوان پایگاه اصلی خود در منطقه حفظ کنند، در درجه اول به ایجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش و تقویت آن و در درجه دوم به تأسیس سازمان امنیت کشور (ساواک‌) پرداختند. طبیعی بود که اگر ایران می‌بایست پایگاه اصلی آمریکا در منطقه باشد، به یک سیستم اطلاعاتی و امنیتی قوی نیاز داشت‌. مضافاً اینکه در شمال آن رقیب اصلی آمریکا، یعنی شوروی کمونیستی‌، با حضور خود این پایگاه غرب را تهدید می‌کرد. به علاوه تأسیس دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایران توسط آمریکا به او این امکان را می‌داد تا تسلط کامل خود را تأمین کند و نفوذ خود را در ایران عمق بخشد...»

البته ضعف اطلاعاتی در ایران از سابقه‌ای دیرین برخوردار بود، ولی آمریکا مترصد فرصتی به‌منظور حضور در ایران و به‌دست آوردن مقام انگلیس در این زمینه بود. کودتای 28 مرداد; فعالیت توده‌ای‌ها و... از جمله عواملی بودند که شرایط مناسب را برای آمریکایی‌ها فراهم کرد:

«... پس از برکناری رضاشاه که با از هم پاشیدگی و تضعیف ارتش همراه بود، جانشین او نه یک پلیس مخفی قوی و نه یک ارتش قابل اتکأ در اختیار داشت‌. از طرف دیگر کشور در اشغال نیروهای بیگانه بود و محمدرضاشاه در سالهای نخستین سلطنت در واقع فاقد چشم و گوش‌[سازمانها و تشکیلات جاسوسی و امنیتی] پشتیبان خود بود. بعد از خروج نیروهای بیگانه از ایران کشمکش‌های داخلی و درگیری با مصدق او را از فکر تشکیل یک سازمان اطلاعاتی بازداشت تا اینکه پس از سقوط مصدق‌، کشف یک شبکه وسیع جاسوسی از طرف روسها در ارتش ایران شاه را به سختی تکان داد. این شبکه که به وسیلة حزب توده سازمان داده شده بود صدها افسر را تا بالاترین رده‌های فرماندهی شامل می‌شد. پس از کشف و متلاشی شدن این شبکه‌، شاه به فکر تشکیل یک سازمان اطلاعاتی مجهز و مدرن افتاد و برای مقابله با تشکیلات نیرومند جاسوسی روسها در ایران به دوستان آمریکایی خود متوسل شد. در سال 1957 [1335] سازمان سیا طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تأسیس و سازمان دادن آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده می‌شد به زودی به نام مخفف آن یعنی ساواک شهرت یافت‌....»

دوستان‌ آمریکایی‌ شاه‌، به‌ او پیشنهاد تشکیل‌ دو سازمان‌ اطلاعات‌ خارجی‌ و امنیت‌ داخلی‌ را به‌ مانند دو سازمان‌ سیا(سازمان‌ اطلاعات‌ خارجی‌ آمریکا) و اف‌.بی‌.آی‌ (سازمان‌ امنیت‌ داخلی‌ آمریکا) دادند. این‌ دو سازمان‌ وظیفه کشف‌ توطئه‌های‌ داخلی‌ و خارجی‌ علیه‌ حکومت‌ شاه‌ را برعهده‌ می‌گرفتند. اما شاه‌ با ایجاد تنها یک‌ سازمان‌ موافقت‌ کرد. هسته اولیه‌ این‌ سازمان‌ در فرمانداری‌ نظامی‌ تهران‌ شکل‌ گرفت‌ و روز 11 مهر ماه‌ 1335 خبر آن‌ در مطبوعات‌ به‌ چاپ‌ رسید. چندی‌ بعد لایحه‌ تشکیل‌ آن‌ که‌«سازمان‌ اطلاعات‌ و امنیت‌ کشور» نامیده‌ می‌شد(و بعداً به‌ اختصار ساواک‌ نام‌ گرفت‌) توسط‌ دولت‌ تهیه‌ و به‌ مجلس‌ سنا فرستاده‌ شد.

در مجلس‌ سنا عده‌ای‌ از سناتورها به‌ شدّت‌ با لایحه‌ مذکور مخالفت‌ کردند. یکی‌ از سناتورها به‌ نام‌ سناتور خواجه‌نوری‌ این‌ قانون‌ را ظالمانه‌ترین‌ قانون‌ دولت‌ خواند. وی‌ با اشاره‌ به‌ ظلم‌ و ستم‌هایی‌ که‌ از سوی‌ مأموران‌ نظامی‌ با استفاده‌ از این‌ قانون‌ می‌تواند صورت‌ گیرد، این‌ قانون‌ را موجب‌ محروم‌ شدن‌ مردم‌ از تمام‌ حقوق‌ دمکراتیک‌ و آزادی‌شان‌ دانست‌. عباسقلی‌ گلشائیان‌، وزیر دادگستری‌ وقت‌، ضمن‌ ردّ گفته‌های‌ خواجه‌نوری‌ به‌ دفاع‌ از لایحه‌ مذکور پرداخت‌. او بیان‌ کرد که‌ این‌ لایحه‌ در واقع‌ از ترکیب‌ و هماهنگی‌ قوانین‌ گذشته‌ به‌ وجود آمده‌است‌ و چیز جدیدی‌ نیست‌. سپهبد احمد امیر احمدی‌ نیز در دفاع‌ از آن‌ لایحه‌ به‌ حوادث‌ ناگواری‌ که‌ در گذشته‌، امنیت‌ کشور را به‌ خطر انداخته‌ بود اشاره‌ کرد. او یادآور شد که‌ لایحه‌ تشکیل‌ ساواک‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ حوادث‌ می‌باشد.

سناتور جمال‌ امامی‌، یکی‌ دیگر از نمایندگان‌ مجلس‌ سنا بود که‌ به‌ مخالفت‌ با لایحه‌ پرداخت‌ و با اشاره‌ به‌ سخنان‌ امیراحمدی‌، قانون‌ تشکیل‌ ساواک‌ را عاملی‌ برای‌ بروز حوادث‌ ذکر کرد و در ادامه‌ گفت‌:«امروز باید تمام‌ کوششمان‌ را بکنیم‌ که‌ مردم‌ را راضی‌ نگه‌ داریم‌، توی‌ سر مردم‌ نزنیم‌، تا وقتی‌ که‌ مردم‌ تخطی‌ نکردند با آنان‌ برخورد نکنیم‌، همه می‌دانیم‌ که‌ مردم‌ ایران‌ سرشتشان‌ این‌ است‌ که‌ خطاکار نیستند، ولی‌ وقتی‌ کارد به‌ استخوانشان‌ رسید جنب‌ و جوش‌ می‌کنند؛ کارد را به‌ استخوانشان‌ نرسانید.» سالهای‌ بعد صحت‌ گفته‌های‌ او ثابت‌ شد و با ظلم‌ و جنایاتی‌ که‌ رژیم‌ بر مردم‌ تحمیل‌ کرد و به‌ قول‌ جمال‌ امامی‌: «وقتی‌ کارد به‌ استخوان‌ مردم‌ رسید.» همه‌ اقشار مردم‌ علیه‌ شاه‌ به‌ پا خاستند و رژیم‌ پهلوی‌ را سرنگون‌ کردند. پس‌ از سخنان‌ جمال‌ امامی‌، سرلشکر وثوق‌، وزیر جنگ‌ وقت‌، به‌ دفاع‌ از لایحه‌ پرداخت‌. او نیز متذکر شد که‌ لایحه‌ تشکیل‌ ساواک‌، فعالیت‌های‌ دستگاههای‌ مختلف‌   امنیتی‌ ـ اطلاعاتی‌ مانند رکن‌ 2 ارتش‌ و دایره‌ سیاسی‌ شهربانی‌ و...را در یک‌ دستگاه‌ متمرکز می‌کند.

لایحه‌ مذکور، با وجود مخالفت‌هایی‌ که‌ ذکر شد در شور اول‌ به‌ تصویب‌ رسید و پس‌ از بررسی‌ مجدد در کمیسیون‌ شماره‌ یک‌ مجلس‌ سنا، در شور دوم‌ مطرح‌ شد. سناتور خواجه‌نوری‌ مجدداً با آن‌ لایحه‌ مخالفت‌ کرده‌ و آن‌ را بدتر و شدیدتر از حکومت‌ نظامی‌ دانست‌. او در ضمن‌ سخنان‌ خود به‌ نکته‌ جالبی‌ اشاره‌ کرد و آن‌ اینکه‌ لایحه‌ مذکور از پشتیبانی‌ قوی‌ برخوردار است‌. خواجه‌نوری‌ راست‌ می‌گفت‌. شاه‌ این‌ قانون‌ را دیکته‌ کرده‌ بود و خود نیز بی‌صبرانه‌ منتظر تصویب‌ آن‌ بود. اصلاً وظیفه‌ مجلس‌ سنا تصویب‌ قوانین‌ مورد نظر شاه‌ بود.

بنابراین‌ چون‌وچرا، فایده‌ای‌ نداشت‌. به‌ فرض‌ که‌ همه‌ سناتورها هم‌ مخالف‌ لایحه‌ می‌بودند. باز باید قانون‌ تصویب‌ می‌شد و همینطور هم‌ شد. کسی‌ به‌ گفته‌های‌ منطقی‌ مخالفان‌ در ردّ تشکیل‌ ساواک‌ توجهی‌ نداشت‌. قانون‌ تشکیل‌ ساواک‌ با اکثریت‌ آراء به‌ تصویب‌ سناتورها رسید. لایحه‌ مذکور پس‌ از آن‌ در مجلس‌ شورای‌ ملی‌ مطرح‌ شد و بدون‌ هیچ‌گونه‌ اعتراضی‌ به‌ تصویب‌ رسید. به‌ این‌ ترتیب‌، ساواک‌ فعالیت‌ خود را رسماً از اوایل‌ سال‌ 1336 به‌ ریاست‌ تیمور بختیار، فرماندار نظامی‌ تهران‌، شروع‌ کرد. بدین ترتیب ، ساواک با هدایت آمریکایی‌ها و با ساختاری مشابه سازمان‌های جاسوسی سیا و F.B.I در دو زمینه فعالیت اطلاعاتی و امنیتی تأسیس و شروع به کار کرد:

... ساواک‌، سازمان اطلاعات و امنیت کشور، در سال 1957 [1335] «به منظور حفظ امنیت کشور و جلوگیری از هرگونه توطئة زیان‌آور علیه منافع عمومی‌» تأسیس شد. به اصطلاح آمریکایی‌، قرار بود ساواک‌، آمیزه‌ای از سیا و «اف‌.بی‌.آی‌» و سازمان امنیت ملی باشد. اختیارات آن نظیر سازمانهایی که در زمان داریوش به‌عنوان «چشم و گوش شاه‌» خدمت می‌کردند، بسیار وسیع بود. وظیفة اصلی آن حمایت از شاه از طریق کشف و ریشه‌کن ساختن افرادی که با حکومت مخالف بودند و اطلاع دادن از وضع و حال و روز مردم به او بود. مأموران ساواک به وسیلة موساد و سیا و «سازمان آمریکایی برای پیشرفت بین‌المللی‌» تربیت می‌شدند......

آیین نامه سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)

مجلس شورای ملی در اسفند ماه سال 1335 تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک‌) را مطابق قانون زیر به تصویب رساند:

ماده 1ـ برای حفظ امنیت کشور و جلوگیری از هرگونه توطئه که مضر به مصالح عمومی است سازمانی به نام اطلاعات و امنیت کشور وابسته به نخست‌وزیری تشکیل می‌شود و رئیس سازمان‌، سمت معاونت نخست‌وزیر را داشته و به فرمان اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی منصوب خواهد شد.

ماده 2ـ سازمان اطلاعات و امنیت کشور دارای وظایف زیر است‌:

الف‌. تحصیل و جمع‌آوری اطلاعات لازم برای حفظ امنیت کشور.

ب‌. تعقیب اعمالی که متضمن قستمی از اقسام جاسوسی است و عملیات عناصری که بر ضد استقلال و تمامیت کشور و یا به نفع اجنبی اقدام می‌کنند.

ج‌. جلوگیری از فعالیت جمعیت‌هایی که تشکیل و اداره کردن آن غیرقانونی اعلام شده و یا بشود و همچنین ممانعت از تشکیل جمعیت‌هایی که مرام و یا رویه آنها مخالف قانون اساسی باشد.

د. جلوگیری از توطئه و اسباب‌چینی بر ضد امنیت کشور.

هـ . بازرسی و کشف تحقیقات نسبت به نیروهای زیر:

1ـ بزه‌های منظور در قانون مجازات مقدمین بر علیه امنیت و استقلال مملکتی مصوب 22 خرداد 1310.

2ـ جنحه و جنایاتی که در فصل اول باب دوم قانون کیفر عمومی مصوب 22 دی ماه 1304 پیش‌بینی شده است‌.

3ـ بزه‌های مذکور در موارد 310، 311، 312، 313، 314، 316 و 317 قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 1317.

ماده 3ـ مأمورین سازمان اطلاعات و امنیت کشور از حیث طرز تعقیب بزه‌های مذکور در این قانون و انجام وظایف‌، در زمرة ضابطین نظامی خواهند بود و از تاریخ تصویب این قانون‌، رسیدگی به کلیه بزه‌های مذکور فوق‌، در صلاحیت دادگاه‌های دائمی نظامی خواهد بود.

تبصره 1ـ انجام وظایف و تکالیف سازمان اطلاعات و امنیت کشور از حیثی که ضابط نظامی محسوبند، به هیچ وجه مانع انجام وظایف و تکالیفی که بموجب قانون دادرسی و کیفر ارتش بر عهده ضابطین نظامی است‌، نخواهد بود و همچنین مواد این قانون و احکام و آئین‌نامه‌ها و مقرراتی که مربوط به تکالیف مأمورین نظامی و ژاندارمری و شهربانی نسبت به انجام وظایف و خدمات محوله است‌، نمی‌باشد.

تبصره 2ـ رسیدگی به بزه‌هائیکه به موجب این قانون‌، در صلاحیت دادگاه دائمی نظامی شناخته شده و متهمین به ارتکاب بزه‌های مزبور که قبل از تصویب این قانون در مراجع صالح دیگر تحت تعقیب قرار گرفته‌اند، هرگاه بر علیه متهمین کیفر خواست صادر نگردیده‌، پرونده‌های متشکله به دادستانی ارتش جهت تعقیب و رسیدگی فرستاده می‌شود و نسبت به پرونده‌هایی که کیفر خواست صادر شده در دادگاههای مربوط رسیدگی خواهد شد.

ماده 4ـ کارمندان سازمان اطلاعات و امنیت کشور، هرگاه متهم به ارتکاب بزهی شوند که راجع به خدمت بوده یا ملازمه با خدمات و وظایف آنها داشته باشد، در حکم نظامیان و خدمتگزاران ارتش هستند و با رعایت مقررات قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 1317 تابع دادگاههای دائمی نظامی خواهند بود.

ماده 5ـ اساسنامه سازمان و آئین‌نامه‌های داخلی و استخدامی و مالی مربوط به این قانون‌، با تصویب هیأت دولت قابل اجراست‌.

نقش امریکا در تاسیس ساواک

از سال 1335 ساواک توسط 10 مستشار آمریکایی طبق قواره سازمان خودشان سازماندهی شده است‌. با این تفاوت که چون فعالیت خارجی ایران ناچیز است‌، مانند «سیا» بدان سازمان مستقلی نداده و این وظایف را به همراه وظایف امنیتی درون یک سازمان گنجانیده و نام آن را «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» گذارده‌اند. اطلاعات در مفهوم بین‌المللی آن به معنای اطلاعات خارجی است‌. بنابراین ساواک دو وظیفه اطلاعاتی (خارجی‌) و امنیتی (داخلی‌) را به عهده داشت و تلفیقی بود از دو سازمان «سیا» و « FBI ».

البته آمریکا از سال 1332 کارشناسان خود را در این زمینه به ایران گسیل داشته بود، ولی فرم جدید ساواک سال‌ها بعد تأسیس و اعلام شد:

سیا تعلیم نیروهای اطلاعاتی ایران را نیز آغاز کرد. در سپتامبر 1953 [1332] یک سرهنگ ارتش آمریکا که سالها برای سیا در خاورمیانه کار کرده بود و پیش زمینه‌ی وسیعی در کار پلیسی و کاراگاهی داشت در پوشش وابسته‌ی نظامی به ایران اعزام شد. مأموریت او سازمان دادن و فرماندهی یک واحد جدید اطلاعاتی بود که در آن زمان زیر نظر فرمانداری نظامی تهران تأسیس شد که در دسامبر 1953 زیر فرماندهی سرتیپ تیمور بختیار قرار گرفته بود. سرهنگ همکاری نزدیکی با بختیار و زیردستانش داشت‌، این واحد را فرماندهی می‌کرد، و به اعضای آن فنون پایه‌ای اطلاعات از قبیل روشهای مراقبت و بازجویی‌، عملیات شبکه‌های اطلاعاتی و امنیت سازمانی را یاد می‌داد. واحد اطلاعاتی بختیار نخستین سازمان اطلاعاتی امروزی و کارآمد بود که در ایران عمل می‌کرد.

موضوع ساواک، طراحی آمریکا، مدیریت و آموزش‌های آمریکا و سیا آن‌چنان روشن و شفاف بود که حتی آمریکایی‌ها نتوانستند انکار کنند. سولیوان آخرین سفیر آمریکا در کتاب «مأموریت در ایران» می‌نویسد: «در سال 1957 سازمان سیا طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تأسیس و سازمان دادن آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده می‌شد به زودی به نام مخفف آن یعنی ساواک شهرت یافت.»

ساواک‌ نیز در آمریکا نماینده‌ داشت‌ و به‌ عنوان‌ یکی‌ از اعضای‌ نمایندگی‌ ایران‌ در سازمان‌ ملل‌ در آمریکا فعالیت‌ می‌کرد. این‌ دو سازمان‌ همچنین‌ اخبار و اطلاعات‌ لازم‌ را به‌ یکدیگر می‌دادند. در دهه‌ 50 روابط‌ این‌ دو بیشتر شد. در سال‌ 1352 سیا مرکز فرماندهی‌ خود در خاورمیانه‌ را به‌ ایران‌ منتقل‌ کرد. به‌ این‌ ترتیب‌ سیا حضور خود را در ایران‌ افزایش‌ داد. با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و اشغال‌ لانه‌ جاسوسی‌ آمریکا ارتباط‌ گسترده‌ سیا و ساواک‌ ونیز دخالت‌ سیا و آمریکا در امور کشور آشکار شد. از آن‌ زمان‌ به‌ بعد ارتباط‌ بین‌ دو کشور قطع‌ شد.

علاوه‌ بر سازمان‌ جاسوسی‌ آمریکا(سیا) سازمان‌ جاسوسی‌ اسرائیل‌(موساد) نیز در رژیم‌ گذشته‌ با ساواک‌ همکاری‌ داشت‌. در سال‌ 1339 گروهی‌ از مأموران‌ موساد برای‌ آموزش‌ کارکنان‌ ساواک‌ به‌ ایران‌ آمدند. این‌ افراد در مدت‌ حضور خود در ایران‌ آموزشهای‌ لازم‌ را به‌ کارکنان‌ ساواک‌ دادند. همچنین‌ آنان‌ (مأموران‌ موساد) در موارد دیگری‌ مانند، فروش‌ وسایل‌ جاسوسی‌، تبادل‌ اخبار لازم‌ و مورد نظر، با ساواک‌ همکاری‌ داشتند. همکاری‌ میان‌ ساواک‌ و موساد با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و سرنگونی‌ حکومت‌ پهلوی‌ به‌ پایان‌ رسید و حتی‌ ایران‌ اسلامی‌،اسرائیل‌ رابه‌ عنوان‌ دشمن‌ اصلی‌ خود معرفی‌ کرد و با حمایت‌ از مردم‌ فلسطین‌ مخالفت‌ خود را با اسرائیل‌ نشان‌ داد.

تعلیماتی که در آمریکا و اسرائیل به مأموران ساواک داده می‌شد علاوه بر آموزش‌های عمومی و پلیسی و اطلاعاتی تعلیمات ویژه مبارزه با روش‌های جاسوسی روس‌ها و کشف رمزهای پیچیده جاسوسی آنها را نیز شامل می‌شد.

تشکیلات ساواک ابتدا بی‌شباهت به سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای غربی نبود. البته با وجود همکاری نزدیک سیا با این سازمان، نظر به طبیعت هر سازمان اطلاعاتی آمریکایی‌ها بر همه اسرار این سازمان و تشکیلات آن واقف نبودند و ما هرگز نتوانستیم تعداد واقعی اعضای رسمی و تمام وقت این سازمان را بدانیم. رقم تخمینی اعضای رسمی ساواک در حدود 6 هزار نفر بود، البته شبکه اطلاعاتی ساواک «منابع» خبری بسیاری را شامل می‌شد و عده‌ای نیز به‌طور نیمه وقت برای انجام مأموریت‌های خاص با ساواک همکاری می‌کردند.

 اما روند ساواک با «هدایت» و «مدیریت» آمریکا تا 22/11/57 ادامه داشت. پیروزی انقلاب اسلامی به این تشکیلات مخوف ضد انسانی پایان داد و کارنامه ساواک لکه ننگ و پاک ناشدنی جنایات مثلث «آمریکا  اسرائیل  انگلیس» بود گرچه فرانسه و سیستم اطلاعاتی فرانسه، خصوصاً ریاست آن تا پایان حکومت شاه با این سازمان جهنمی همکاری می‌نمود و در داخل درباریان، مدافعان رژیم پهلوی، خصوصاً آنها که امروز به «نوسازی» و «مدرنیته حکومت پهلوی» و «روند حکومت شاه» به سوی تمدن بزرگ!! قائل‌اند، لحظه‌ای از این همکاری کوتاهی نکردند!

همکاری‌های مستمر و منظم ساواک با کشورهای فوق، سازمان امنیت ایران را به یک اداره حوزه مأموریتی تبدیل نمود و برای حفظ منافع و اقتدار غرب در منطقه ایران به مستعمره آمریکا بدل شد به ویژه پس از تصویب لایحه کاپیتولاسیون و حضور دهها هزار مستشار اسرائیلی آمریکایی. نهایتاً ایران شد یک «جزیره آرام» و پایگاهی برای نابودی آنها که می‌خواستند آرامش این جزیره را برهم بزنند. هارلد ایرنبرگر نویسنده اطریشی در کتاب خود به نام «ساواک» می‌نویسد: سی. آی. ای از طریق کودتای آگوست 1953 بار دیگر شاه را بر سر کار آورد و برای حفظ و استقرار قدرتی که وی مجدداً باز یافته بود، با تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور یعنی ساواک موافقت نمود.

امروزه این سازمان که در سال 1956 به کمک اعوان و انصار سی. آی. ا. بوجود آمد و به مرور زمان به وسیله سازمان جاسوسی اسرائیل به نام موساد نیز تعلیم و تربیت یافته است، حداقل دارای پنجاه هزار جاسوس می‌باشد که در رشته خود شهرتی به سزا دارا هستند.بر اساس گزارش مجله آمریکایی نیوزویک «سر جاسوسان کشورهای غربی برای عملیات جاسوسی عمال ساواک و ردوبدل کردن ‌طلاعات و اخبار در خاورمیانه بویژه در منطقه خلیج فارس، مصر و لبنان مبالغ خوبی به آنها اعطاء می‌کنند.»

اهداف تشکیل ساواک

ساواک‌ تأسیس‌ شد تا به‌ فعالیت‌های‌ مخربی‌ که‌ در داخل‌ و خارج‌ انجام‌ می‌شد و برای‌ ایران‌ خطرناک‌ بود پایان‌ دهد. در ایران‌ نیز مانند هرجای‌ دیگر خائنان‌، جاسوسان‌، آشوبگران‌ و خرابکاران‌ حرفه‌ای‌ به‌ سر می‌بردند که‌ حضورشان‌ می‌بایست‌ به‌ دولت‌ و نیروهای‌ نظامی‌ اطلاع‌ داده‌ می‌شد. این‌ وظیفه‌ بر عهده‌ ساواک‌ بود.

جمله‌ بالا، گوشه‌ای‌ از سخنان‌ شاه‌ در مورد اهداف‌ تشکیل‌ ساواک‌ می‌باشد. در قانون‌ تشکیل‌ ساواک‌ نیز به‌ گونه‌ای‌ دیگر، هدف‌ از تشکیل‌ آن‌ سازمان‌، حفظ‌ امنیت‌ کشور و جلوگیری‌ از توطئه‌ها و فعالیت‌های‌ مخالف‌ منافع‌ کشور بیان‌ شده‌ بود. اما آیا واقعاً ساواک‌ برای‌ حفظ‌ امنیت‌ کشور به‌ وجود آمده‌ بود؟ و آیا واقعاً ساواک‌ منافع‌ کشور و مردم‌ را در نظر داشت‌؟ با نگاهی‌ گذرا به‌ فعالیت‌ها و عملکرد 20 ساله‌ ساواک‌ و موجودیت‌ آن‌ سازمان‌، امر دیگری‌ بر ما آشکار می‌شود. شاید بتوان‌ گفت‌ تنها چیزی‌ که‌ برای‌ ساواک‌ مهم‌ نبود منافع‌ کشور و مردم‌ بود. ساواک‌ و سردمداران‌، آن‌ فقط‌ به‌ حفظ‌ حکومت‌ استبدادی‌ محمدرضاشاه‌ فکر می‌کردند. پس‌، از دید ساواک‌،حفظ‌ حکومت‌ شاه‌ برابر با حفظ‌ امنیت‌ کشور بود. ازاین‌رو سعی‌ داشت‌ از ایجاد هرگونه‌ فعالیتی‌ که‌ برضد شاه‌ و حکومت‌ او صورت‌ می‌گرفت‌ جلوگیری‌ کند.

هدف‌ دیگری‌ که‌ برای‌ تشکیل‌ ساواک‌ بیان‌ شده‌ بود، برخورد با کمونیسم‌ و جلوگیری‌ از گسترش‌ آن‌ در ایران‌ بود، این‌ هدف‌ مورد توجه‌ آمریکا و سازمان‌ جاسوسی‌ آن‌ (سیا)ـ که‌ نقش‌ مهمی‌ در تشکیل‌ و فعالیت‌های‌ ساواک‌ داشتندـ بود. ایران‌ که‌ در همسایگی‌ شوروی‌ قرار داشت‌، پس‌ از تشکیل‌ حکومت‌ کمونیستی‌ در آن‌ کشور، همواره‌ در معرض‌ ورود و گسترش‌ افکار کمونیستی‌ بود و از طرف‌ دیگر، مردم‌ ایران‌، به‌ دلیل‌ علاقه‌ شدید به‌ مذهب‌ شیعه‌، مخالف‌ کمونیسم‌ و گسترش‌ آن‌ بودند. آمریکا و شاه‌ با آگاهی‌ از این‌ امر، می‌کوشیدند که‌ هدف‌ اصلی‌ از تأسیس‌ ساواک‌ را جلوگیری‌ از ورود و گسترش‌ کمونیسم‌ بیان‌ کنند. مسؤولان‌ ساواک‌ نیز با توجه‌ به‌ این‌ امر هرگاه‌ حرکتی‌ علیه‌ رژیم‌ و شاه‌ صورت‌ می‌گرفت‌ آن‌ را به‌ کمونیستها منسوب‌ می‌کردند تا مردم‌ را نسبت‌ به‌ آنها بدبین‌ کنند.

هدف‌ دیگر از تشکیل‌ ساواک‌، حفظ‌ منافع‌ اطرافیان‌ شاه‌ و کشورهای‌ استعماری‌ خصوصاً آمریکا بود. آنها که‌ مخالفان‌ رژیم‌؛ خصوصاً روحانیون‌ و گروههای‌ مبارز مذهبی‌ را مانع‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود می‌دیدند با تشکیل‌ و حمایت‌ از ساواک‌، سعی‌ داشتند مانع‌ فعالیت‌های‌ آنها شوند. یکی دیگر از اهداف تشکیل ساواک نیاز به‌ وجود یک‌ سازمان‌ گسترده‌ و قدرتمند برای‌ کشور و خنثی‌ سازی‌ مخالفت‌ها علیه‌ رژیم‌ در آن‌ زمان‌ بود. البته‌ قبل‌ از تشکیل‌ ساواک‌، رکن‌ 2 در ارتش‌، دایره‌ سیاسی‌ یا آگاهی‌ در شهربانی‌ و نیز فرمانداری‌ نظامی‌ تهران‌ وجود داشتند ولی‌ هرکدام‌ از آنها وظیفه‌ای‌ مخصوص‌ داشتند و در عین‌ حال‌ ماهیت‌ هیچکدام‌ از آنها کشف‌ و خنثی‌ سازی‌ مخالفت‌ها قبل‌ از وقوع‌ آن‌ نبود، آنها حداکثر می‌توانستند بعد از بروز مخالفت‌ها و ایجاد بحران‌ از ادامه‌ آن‌ جلوگیری‌ کنند. از این‌رو، ساواک‌ به‌ وجود آمد تا بتواند دقیق‌تر و سریع‌تر مخالفت‌های‌ افراد و گروهها را کنترل‌ کند و از بین‌ ببرد و مهم‌تر از آن‌ اینکه‌ از ایجاد هرگونه‌ مخالفتی‌ علیه‌ رژیم‌ و شاه‌ جلوگیری‌ کرده‌ و از ایجاد بحران‌ در کشور جلوگیری‌ کند.

البته‌ بعد از تأسیس‌ ساواک‌ سازمانهای‌ مذکور(رکن‌ 2و...) در کنار ساواک‌ به‌ کار خود ادامه‌ دادند و حتی‌ براساس‌ اعتقاد شاه‌ که‌ اطلاعات‌ و اخبار از راههای‌ مختلف‌ باید به‌ دست‌ آید؛ محمدرضاشاه‌، نهادهای‌ دیگری‌ مانند«سازمان‌ بازرسی‌ شاهنشاهی‌» و «دفتر ویژه‌ اطلاعات‌» نیز به‌ وجود آورد. ساواک‌ در دوران‌ فعالیت‌ خود با تمام‌ آنها در ارتباط‌ بود و در بعضی‌ موارد از آنها کمک‌ می‌گرفت‌. همچنین‌ در سال‌ 1352 با افزایش‌ فعالیت‌های‌ گروههای‌ مسلح‌، ساواک‌ به‌ همراه‌ شهربانی‌ و ارتش‌ و ژاندارمری‌ «کمیته‌ مشترک‌ ضدخرابکاری‌» را به‌وجود آورد تا آن‌ گروهها را سریع‌تر شناسایی‌ کرده‌ و از بین‌ ببرند.

ساواک« اداره کل سوم» مسئول پیگیری و کنترل فعالیت های انقلابی بود. این اداره کل با داشتن مهم ترین وظیفه که امنیت داخلی بود، وسیع ترین بخش اطلاعاتی و عملیاتی ساواک محسوب می شد و عناصر کافی در اختیار داشت، و در خارج از کشور نیز نمایندگی ها موظف بودند خواسته های اداره کل سوم را برآورده نمایند. مجموعه این امکانات و اختیارات، به اداره کل سوم جایگاه خاصی داده بود و شاه از این اداره کل انتظار امنیت مطلق را داشت. با این وجود می توان نتیجه گرفت که در ایران سیستم اطلاعاتی به معنی بین المللی به وجود نیامد و کار نیروهای امنیتی، صرفاً سرکوب مبارزات داخلی بود.

عدم هماهنگی نیروهای مختلف نظامی و امنیتی خصوصاً ساواک و شهربانی که هر کدام دارای کمیته های جداگانه ای برای مبارزه با منتقدین رژیم بودند و برای خوش خدمتی به دستگاه حاکمه از همدیگر پیشی می گرفتند، موجب به وجود آمدن مشکلات عدیده ای شده بود. ساواک دارای دو کمیته بود که زیر نظر اداره کل سوم فعالیت داشتند.یکی از آنها مسئول شناسایی عوامل تظاهرات سراسری دانشگاهها در آبانماه ۱۳۴۹ و دیگری مسئول شناسائی، دستگیری و بازجوئی از اعضای آشکار و مخفی سازمان مجاهدین خلق بود. کمیته شهربانی هم که تحت نظارت اداره اطلاعات شهربانی کل کشور قرار داشت، مسئولیت شناسائی عوامل حمله کننده به کلانتری ۵ تبریز و کلانتری قلهک را عهده دار بود. وجود اکیپ های گشت متعدد ساواک و شهربانی که هر کدام به طور مستقل عمل می کردند، باعث به وجود آمدن درگیری و برخورد آنها با یکدیگر در سطح شهر می شد و چه بسا مأمورین شهربانی دنبال فردی بودند که به وسیله ساواک دستگیر شده بود، یا بالعکس، ساواک در صدد دستگیری کسی برمی آمد که قبلاً توسط شهربانی بازداشت شده بود.

اما با توجه به سنجش و تحلیل تاریخ، اهداف واقعی ایجاد ساواک عبارت بودند از:

1-   مقابله با کمونیسم؛

2-   تأمین منافع استعمار در ایران و خاورمیانه و نیز حفظ منافع دربار و سرمایه‌داران؛

3-   اشاعه فرهنگ استعماری و سرکوب فرهنگ انقلابی و ضد امپریالیستی؛

4-   نیاز به یک دستگاه منسجم اطلاعاتی، امنیتی

 آنچه عملاً ساواک به انجام رسانید، ایجاد یک فضای وحشت و خفقان و سرکوب برای حفظ پایه‌های حکومت پهلوی و حفظ منافع امریکا بود، لذا ساواک برای رسیدن به اهداف خود به کنترل و نظارت تمامی دولتمردان، کارکنان، کارمندان ادارات، نمایندگان مجلس سناء و مجلس شورای ملی می‌پرداخت.مهمترین گروههایی که ساواک آنها را مخالف رژیم می‌دانست و به مقابله با آنها پرداخت، عبارت بودند از:

1-   نیروهای چپ و حزب توده؛

2-   جبهه ملی و گروه‌های ملی؛

3- روحانیون و گروه‌های مذهبی؛ بعد از فوت آیت الله بروجردی (ره)، شاه اقدام به اجرای برنامه اصلاحات ارضی کرد و به دنبال آن لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مطرح شد که در 16 مهر 1341 هـ.ش در هیأت دولت به تصویب رسید، با تصویب این لایحه روحانیون و نیروهای مذهبی و در رأس آنها امام خمینی (ره) به مخالفت صریح و روشن علیه رژیم اقدام نمودند به گونه‌ای که رژیم، توسط ساواک امام را به خارج از کشور تبعید نمودد و به سرکوب روحانیون و نیروهای مذهبی پرداختند.

4- روشنفکران و دانشجویان

  در نهایت هر چند ساواک تا سال 1356 هـ.ش توانست با سیاست‌های مختلف خود علیه مخالفان رژیم آنها را سرکوب و به تداوم رژیم طاغوت کمک نماید ولی با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در سال 1356 هـ.ش و پیروی انقلاب اسلامی در سال 1357 هـ.ش به رهبری امام خمینی (ره)، حیات 22 ساله ساواک یا به عبارتی نیروی سازمان اطلاعات و امنیت کشور از بین رفت.

تشکیلات ساواک

سازمان اطلاعات و امنیت کشور از چهار قسمت اصلی تشکیل می‌گشت:

 الف) حوزه ریاست: شامل: 1- رئیس ساواک؛ 2- قائم مقام ساواک؛ 3- رئیس سازمان اطلاعات خارجی؛ 4- مدیر کل؛ 5- معاون مدیر کل؛ 6- رئیس بخش؛ 7- رئیس اداره و 8- رئیس شعبه.

 ب) ادارات کل: که شامل 9 اداره بود:1- امور اداری؛ 2- جمع‌آوری اطلاعات خارجی؛ 3- امنیت داخلی؛ 4- حفاظت؛ 5- فنی؛ 6- امور مالی؛ 7- بررسی اطلاعات خارجی؛ 8- ضد جاسوسی؛ 9- تحقیق.

ج) ساواک‌ها: که شامل ساواک تهران، ساواک استان‌ها و ساواک شهرستان‌ها بود.

د)نمایندگی‌های خارج کشور.

ساواک دارای ده اداره کل بود که به شرح ذیل می باشد:

1- اداره کل یکم :این اداره کل شامل امور اداری، کارگزینی، تشریفات و مخابرات بود.

2- اداره کل دوم: این اداره کل، مسئول کسب اطلاعات خارجی، یعنی جمع آوری اطلاعات پنهانی از کشورهای هدف بود که از طریق پایگاههای مرزی با نفوذ به نهادهای اطلاعاتی و مؤسسات مهم این کشورهای صورت می گرفت. اطلاعات جمع آوری شده برای تجزیه و تحلیل و بررسی های همه جانبه و تهیه گزارش نهایی به اداره کل هفتم تحویل می شده است.

3- اداره کل سوم: اداره کل سوم به اداره امنیت داخلی معروف بود و وظیفه آن کسب اطلاعات از فعالیت های سیاسی داخل کشور و انجام عملیات ضد براندازی بود. این اداره کل با در اختیار داشتن گسترده ترین تشکیلات و امکانات وسیع ترین اداره عملیاتی ساواک به حساب می آمد و مفهوم ساواک در افکار عمومی در وجود این اداره خلاصه می شد. همچنین در پوشش دیپلماتیک اعمال مخالفان رژیم در خارج از کشور را نیز کنترل می کرد.

4- اداره کل چهارم:وظیفه اداره کل چهارم حفاظت پرسنل به لحاظ تأمین امنیت آنها و نیز مراقبت از احتمال همکاری آنها با سرویس های بیگانه بود. حفاظت اماکن، حفاظت اسناد طبقه بندی شده و حفاظت پاسداران ساواک هم از جمله وظایف اداره کل چهارم بود.

5- اداره کل پنجم:اداره کل پنجم اداره فنی ساواک بود و وظایف فنی مربوط به مراقبت و تعقیب، از قبیل:

شنود تلفنی و استراق سمع،

سانسور، عکاسی، کارگذاشتن میکروفن در محل های مورد نظر باز کردن قفل و... را به عهده داشت.

6- اداره کل ششم :مسئولیت این اداره کل در تنظیم بودجه و امور مالی سازمان، تخصیص اعتبارات به عملیات و واحدها، تهیه و تدارک کارپردازی، اداره امور موتوری، باشگاهها، خانه ها و ساختمان های ساواک و حسابداری کل سازمان بود.

7- اداره کل هفتم: مأموریت ها و وظایف این اداره کل عبارت بودند از ؛ بررسی و تجزیه وتحلیل و ارزیابی کلیه اخبار و اطلاعات واصله از اداره کل دوم و سایر منابع اطلاعاتی کشورهای دوست و همکار. این اداره کل وظیفه داشت مسائل ایران و منطقه را از منابع مختلف خارجی به زبانهای مختلف را تهیه و ترجمه و در آرشیو نگهداری نماید. تهیه بولتن های خبری روزانه نیز از وظایف این اداره کل بود.

8- اداره کل هشتم :عملیات ضد جاسوسی و مقابله با اقدامات عوامل خارجی در مرکز یا مناطق دیگر ایران که هدف برخی از کشورها بود،به عهده اداره کل هشتم بود.

9- اداره کل نهم : واحد تحقیقاتی ساواک و در واقع آرشیو این سازمان درمورد کلیه افراد و گروههایی که به نحوی با مسایل سیاسی سر و کار داشتند بود. این اداره کل موظف بود اطلاعات مربوط به کسانی را که احتیاج به آگاهی درباره آنها از لحاظ استخدام، مأموریت، ترفیع و غیره بود فراهم نماید.

10- اداره کل دهم :وظیفه آموزش پرسنل ساواک بر حسب نیازهای هر واحد، از زبان خارجی تا دوره های فنی مثل آموزش خط شناسی، آموزش بازجویی، آموزش بررسی اطلاعات و تهیه گزارش، مخابرات، حفاظت و غیره در این اداره کل متمرکز بود.

هارالد ایرنبرگر تعداد اعضای ساواک را نامشخص و بودجه این سازمان را نیز نامعلوم شمرد و حتی در مورد سال‌های 1973 - 1972 می‌نویسد:

«بودجه ساواک رسماً از طرف دولت در سال‌های 1973 - 1972 بالغ بر 9/17 میلیارد ریال (برابر 255 میلیون دلار) و در سال 1974 - 1973 بالغ بر 22 میلیارد ریال برابر با 310 میلیون دلار) اعلام گردید.»

روسای ساواک

از زمان تأسیس ساواک در سال 1335 تا زمان فروپاشی رژیم سلطنتی در سال 1357 که به عمر کوتاه ساواک در ایران نیز خاتمه داد، چهار تن به ریاست ساواک رسیدند. هریک از این چهار نفر دارای ویژگی‌های خاصی بودند و با توجه به شرایط حاکم و وضعیت زمان برای پُست مورد نظر انتخاب شدند.این چهار تن عبارتند از: تیمور بختیار، حسن پاکروان‌، نعمت‌الله نصیری و مقدم‌. این چهار تن همگی کشته شدند. بختیار پس از برکناری‌، در عراق ترور شد و سه نفر دیگر پس از انقلاب اسلامی به دست نیروهای غیور انقلابی به سزای اعمال خود رسیده و اعدام شدند.

هارالد ایرنبرگر در مورد دومین ریاست ساواک «حسن پاکروان» می‌نویسد: «رئیس بعدی ساواک سرلشکر پاکروان  سفیر بعدی ایران در فرانسه بود. رئیس جدید فردی بود که در دست آمریکایی‌ها به عنوان متخصص جنگ‌های روانی تربیت یافته بود و این امر از این پس اثر خود را در طرز کار ساواک باقی گذارد. در دوران ریاست پاکروان شکنجه‌های بدنی تا حدود زیادی جای خود را به فشار و شکنجه روحی دادند.»

و در مورد دوران نصیری می‌نویسد: «شاه سرانجام نصیری را به ساواک منصوب ساخت. حداقل از این زمان است که نصیری در زمره منفور‌ترین افراد در ایران به شمار می‌آید.» همچنین رئیس ساواک دارای دو معاون عملیاتی و اداری بود .

عملکرد ساواک

ساواک در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۷ میلادی) تشکیل شد. مقامات و ماموران آن عمدتاً از ماموران فرمانداری نظامی و رکن دو ارتش و شهربانی تأمین می‌شدند و وظیفه اصلی این سازمان شناسایی و نابود کردن کلیه کسانی بود که به نحوی با دیکتاتوری شاه به مخالفت بر می‌خاستند و طبق منابع موثق غربی، ساواک برای این منظور از هر ابزاری از جمله شکنجه استفاده می‌نمود. طبق گفته یک کارشناس سابق سازمان اطلاعاتی آمریکا، سیا با نام «جسی جِی لیف» تکنیکهای شکنجه توسط سیا به اعضای ساواک تعلیم داده می‌شد. پس از انقلاب و سرنگونی استبداد شاهنشاهی در سال ۵۷، یک حلقه فیلم در رابطه با این سازمان پیدا شد که توسط سازمان سیا برای آموزش ساواک در نحوه شکنجه دادن زنان ساخته شده بود.

عملکرد ساواک در چهار مقطع قابل تقسیم‌بندی است‌. این چهار دوره شامل‌: «تأسیس و راه‌اندازی‌»، «سازماندهی و آموزش‌»، «هجوم و قدرت‌» و «زوال و سقوط» است‌. ارتشبد حسین فردوست در خاطرات خود می نویسد: «... اگر قرار باشد تاریخ ساواک‌، از آغاز تا پایان‌، نوشته شود باید چهار دوره در آن مشخص گردد: نخستین دوره ساواک‌، دوره ایجاد و تأسیس این سازمان توسط مستشاران آمریکایی است‌. در این دوره ساواک در واقع فاقد هرگونه سازمانی است‌. این دوره از تأسیس رسمی ساواک در اسفند 1335 تا برکناری تیمور بختیار در اسفند 1339 است‌. دومین دوره ساواک با ریاست پاکروان و در واقع با ورود من [فردوست‌] به ساواک آغاز می‌شود.

در این دوره هیئت مستشاری آمریکا، که نقش ریاست واقعی ساواک را بازی می‌کرد، محترمانه از ساواک مرخص می‌شود و به جای آن مربیان و اساتید اسرائیلی با علاقه وارد صحنه می‌شوند. لذا این دوره را که تا فروردین 1350 ادامه دارد، باید دوره سازماندهی و آموزش ساواک نامید. سومین دوره ساواک با خروج من و مقدم در فروردین 1350 از ساواک آغاز می‌شود. این دوره‌، دوره هجوم و قدرت ساواک است‌. چهارمین دوره ساواک‌، ماه‌های آخر سلطنت محمدرضا را دربرمی‌گیرد. »

با اوج‌گیری نهضت اسلامی و افشاگری عملکرد ساواک، شاه تلاش می‌کند با عوض نمودن نصیری، رئیس وقت ساواک و روی‌‌کار آوردن مقدم جو را آرام کند؛ اما ساواک همچنان زیر نظر مثلث شوم موساد، سیا و اینتلجنس سرویس به کار خود ادامه می‌دهد. با روند سریع انقلاب اسلامی ساواک آخرین تلاش‌های خود را برای ماندگاری رژیم نمود. اما این انقلابیون و جامعه بودند که دیگر از این تشکیلات مخوف نمی‌ترسیدند. با روی کار آمدن شاپور بختیار در شانزدهم دی 1357 به اصطلاح طرح انحلال ساواک به مجلس پیشنهاد شد و مجلس هم آن را تصویب نمود!

هایزر در تهران به دنبال قتل‌عام انقلابیون و یک کودتای خونین وسیع از نوع اندونزی در روی کار آمدن دکتر سوهارتو بود. در 21 دی مردم شیراز ساواک استان را تصرف کردند و در این درگیری شش نفر شهید شدند. حملات علیه رژیم و تمامی مراکز قدرت آن ادامه داشت. کمیته مشترک همچنان به دستگیری مشغول بود و فعالیت‌های خود را گسترش می‌داد. اما دیگر امکان آن شکنجه‌ها نبود. ساواک نیز کماکان به کارش ادامه می‌داد. در پس کشتارهای ارتش، ژاندارمری و شهربانی این ساواک بود که همچنان فرماندهی می‌نمود.

در شانزدهم بهمن 1357 هایزر ژنرال کودتاچی آمریکا بدون هیچ موفقیتی تهران را ترک کرد، اما برنامه قتل‌عام رهبران انقلاب به‌عنوان آخرین امکان و توان در دستور کار ساواک و ارتش بود.مستشاران آمریکایی به تدریج ایران را ترک کردند، اما به دلیل کثرت در جای جای قدرت مانده بودند. در هفدهم بهمن بختیار اعلام نمود لوایح انحلال ساواک و محاکمه وزرا در مجلس شورای ملی تصویب می‌شود. برنامه «شورای امنیت ملی» به صورت محرمانه تنظیم شد و مقدم ریاست ساواک در آن نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی و دستگیرشدگان 23/11/57 نصیری ریاست سابق ساواک در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی توسط نیروهای انقلاب گفت: «کمیته مشترک مربوط به من نبود. یک گروه مستقل بود، از ساواک شهربانی، ارتش، ژاندارمری... وی در پاسخ به سؤالات سعی می‌نمود، چیزی بیان نکند! خود را بی‌گناه و از شکنجه و اعمال درون زندان‌ها بی‌خبر وانمود کند.» شاپور بختیار در خاطرات خود می‌نویسد: «ساواک با کمک آمریکایی‌ها و متأسفانه یکی از خویشان من تیموربختیار، سازمان یافت که خود ریاست آن را تا سال 1961 برعهده داشت و 6 سال پس از این تاریخ به دست یکی از مزدوران ساواک به قتل رسید.

سپس به دوران ساواک اشاره می‌کند: بیشتر سران ساواک نظامی بودند و بیشترشان در آن سازمان مزایای مالی و اختیاراتی داشتند که حتی وزرا از آن محروم بودند و اکثراً آدم‌های منفوری بودند. وی مدعی بود که قصد انحلال ساواک را داشت، اما در عمل ساواک تا صبح 22 بهمن ساعت 9 مشغول فعالیت بود. بختیار ادعا می‌کند: وقتی من انحلال ساواک را به شاه پیشنهاد کردم و لایحه قانونی آن را که به تصویب مجلس رسید عرضه نمودم به شکنجه‌هایی... اشاره کردم. متن لایحه، وجود پلیس سیاسی را برای نظارت بر فعالیت ایرانیان و بیگانگان نفی نمی‌کرد.»

و سرانجام با انقلاب 22 بهمن حیات حدود 22 ساله این سازمان پایان می‌یابد.»

 

منابع:

خاطرات فردوست، ج 1

یک‌رنگی، ترجمه مهشید امیرشاهی، پاریس، ص

مأموریت در ایران، ویتنام، سولیوان، ترجمه محمود مشرقی، 1361، ص 68  71

مطالعات سیاسی، کتاب دوم، پاییز 1372، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص 327  390

فصلنامه مطالعات سیاسی، شماره 1

شورای امنیت ملی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نجاری‌راد، تقی؛ ساواک و نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378.

فردوست، حسین؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی به کوشش موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، اطلاعات تهران، 1370، (ج 1 و 2).

پهلوی، محمدرضا؛ پاسخ به تاریخ، حسین ابوترابیان (ترجمه) ، تهران، نشر سیمرغ، 1375.

شاهدی، مظفر؛ ساواک: سازمان اطلاعات و امنیت کشور (1357 1335)، تهران، انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1386.

خاطرات دو سفیر، اسراری از سقوط شاه و نقش آمریکا و انگلیس در انقلاب ایران‌؛ نویسندگان‌: ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران‌، سرآنتونی پارسونز سفیر سابق انگلیس در ایران؛ مترجم‌: محمود طلوعی‌؛ انتشارات علم‌؛ 1372؛ صص 95-94.

آخرین سفر شاه‌، سرنوشت یک متحد آمریکا؛ ویلیام شوکراس‌؛ ترجمه عبدالرضا هوشنگ‌مهدوی‌؛ نشر البرز؛ تهران‌: 1371؛ صص 198-197.

 



موضوع مطلب : سازمانهای اطلاعاتی جهان

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠ :: ۸:۳٥ ‎ب.ظ :: توسط : مصطفی
موضوعات
RSS Feed
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت