ديپلمات
مقالات سياسي- نظامي- امنيتي
 
 

در حالی که سیر حوادث و رخدادهای ایران با ضرب‌آهنگ تندی پیش می‌رفت و جهان هنوز از شوک ناشی از انتخاب احمدی‌نژاد بیرون نیامده بود،‌ اتفاق جدیدی نگاه‌ها را به سمت ایران متوجه نمود: «ادعای وقوع تقلب در انتخابات». این احتمال از سوی کاندیداهای بازنده و اطرافیان آنها مطرح شد و به سرعت در سطح رسانه‌های داخلی گسترش یافت. در ابتدا رسانه‌های خارجی این موضوع را چندان جدی نگرفتند. اما پس از مدتی این شایعه...


مقدمه

برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران، بی‌تردید یک نقطه‌ی عطف در تاریخ انقلاب اسلامی ایران محسوب می‌شود. این انتخابات علیرغم اینکه دور دوم یک ریاست جمهوری را رقم می‌زد، توانست تمام حد نصاب های ثبت‌شده در انتخابات ریاست‌جمهوری را پشت سر بگذارد و با مشارکتی نزدیک به 85 درصد، مقیاس جدیدی در سنجش مشارکت سیاسی مردم ایران به وجود آورد.
این انتخابات به سرعت به تیتر یک تمام خبرگزاری‌های دنیا تبدیل شد. کارشناسان رسانه‌های مختلف، به تحلیل نتایج و علل و پیامدهای این انتخابات ‌پرداختند. در زمانی که از اعلام نتایج چند ساعتی بیشتر نمی‌گذشت، اخبار و تحلیل‌ها عموما در مورد رفتار سیاسی ایرانیان بحث و گفتگو می‌کرد. اینکه این انتخابات چه پیامدهایی برای غرب و مسئله‌ی هسته‌ای ایران دارد؟ چه طور شد که ایرانیان به احمدی‌نژاد تندرو و سرسخت رأی دادند؟ و سوالاتی از این دست. واکنش رسانه‌های جمعی دنیا در این زمان به نوعی انفعالی و ناشی از سردرگمی بود.


نقطه‌ی امید برای رسانه‌ها: تقلب در انتخابات

در حالی که سیر حوادث و رخدادهای ایران با ضرب‌آهنگ تندی پیش می‌رفت و جهان هنوز از شوک ناشی از انتخاب احمدی‌نژاد بیرون نیامده بود،‌ اتفاق جدیدی نگاه‌ها را به سمت ایران متوجه نمود: «ادعای وقوع تقلب در انتخابات».
این احتمال از سوی کاندیداهای بازنده و اطرافیان آنها مطرح شد و به سرعت در سطح رسانه‌های داخلی گسترش یافت. در ابتدا رسانه‌های خارجی این موضوع را چندان جدی نگرفتند. اما پس از مدتی این شایعه، به ابزاری برای تحلیل نتایج انتخابات ایران بدل شد و سیل خبرها و تفسیرها در این جهت شکل گرفت. تمام این وقایع مربوط به دو یا سه روز اول پس از انتخابات می‌شود. (حدود 24 خرداد) 
به نظر محقق، حوادث پس از انتخابات در ایران به قدری سریع پیش می‌رفت که رسانه‌های دنیا به سختی خود را به آن می‌رساندند. هرچه زمان جلوتر می‌رفت اهمیت و ارزش و میزان خبرهای مربوط به ایران افزایش می‌یافت. به طوری که در روزهای پر آشوب ایران، برخی رسانه‌ها در سایت خود وبلاگی ایجاد کرده بودند تا خبرنگاران و ساکنان ایران به صورت مستقیم و لحظه به لحظه، اخبار و اطلاعات خود را به زبان انگلیسی به اطلاع دیگران برسانند. دیگر، خبرنگاران حرفه‌ای به تنهایی از عهده‌ی مخابره کردن اخبار ایران بر نمی‌آمدند.

 

جذابیت ایران برای رسانه‌های جهان

از روز 15 ژوئن ، (25 خرداد) و با برگزاری راهپیمایی گسترده در تهران، رسانه‌ها به صورتی کاملا غیر معمول بر اخبار ایران متمرکز شدند. اخبار تظاهرات ها لحظه به لحظه ارسال می‌شد و برخی تلویزیون‌های خبری با قطع مکرر برنامه‌های خود، به اخبار ایران می‌پرداختند. بسیاری از نشریات بین‌المللی، تیتر یک روزنامه‌ی خود را به حوادث ایران اختصاص می‌دادند و حتی نیم‌صفحه‌ی اول روزنامه را با عکسی از تظاهراتها پر می‌کردند. کشته شدن دختری به نام ندا آقا سلطان، فرصت جدیدی برای رسانه‌های خارجی فراهم کرد تا هیجان داستان را بیشتر کنند و مخاطبان بیشتری را به سوی خود جذب نمایند. 
اخبار مربوط به ایران همواره برای مخاطبان خارجی جذاب بوده است. زیرا کشور ایران به دلیل گفتمان خاص خود به چالشی برای کشورهای قدرتمند تبدیل شده است و هر خبری از داخل ایران برای رسانه‌ها و مخاطبان آنها در کشورهای غربی جالب به نظر می‌رسد. اگر این خبر به نوعی بیانگر این موضوع باشد که نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل دچار مشکلی شده است، برای مخاطب غربی خبری خوشایند است.

اگر کشورهای غربی از نظر سیاسی با ایران مشکل دارند و مقبولیت یافتن ایران را خطری برای اهداف سیاسی خود می‌بینند، کشورهای عربی از ناحیه‌ی ایران دو برابر احساس خطر می‌کنند. زیرا گفتمان شیعی این کشور، هم نظام سیاسی آنها را تهدید می‌کند و هم از نظر اعتقادی و فرهنگی از جانب ایران احساس خطر می‌نمایند. به همین دلیل مشاهده‌ی هر خبری که از تضعیف ایران حکایت کند، برای کشورهای عربی، دو برابر لذت بخش‌تر است! گفته‌های غرض‌آلود و توأم با شادی برادران عرب را می‌توان با این نگاه تفسیر کرد. در مقالات و گفته‌های اعراب، حتی بیشتر از دشمنان غربی طعنه و دشمنی احساس می‌شود و جای تأسف است که چگونه برخی کشورهای مسلمان در دشمنی ورزیدن نسبت به ایران بیشتر از کفار جهد و تلاش دارند.  


تفاوت رسانه‌های غربی و عربی در تحلیل حوادث ایران

1- نگاه غرض‌ورزانه‌ی رسانه‌های عربی: رسانه‌های عرب، با کینه و بغض شدیدی که از انقلاب اسلامی ایران دارند به شادی و تحلیل و حتی خط و نشان برعلیه جمهوری اسلامی پرداخته‌اند. در این مقالات بیش از آنکه به اوضاع داخلی ایران توجه شود، برطرف شدن تهدیدات ایران از کشورهای عربی مورد توجه قرار گرفته است. ایران طرفداران زیادی در کشورهای عربی دارد و هنوز هم به ایران به عنوان یک الگو و نظام آرمانی نگاه می‌شود. این مسأله حتی از نظرات خوانندگان این مقالات آشکار است. برخی از خوانندگان، علنا از جمهوری اسلامی دفاع کرده‌اند و به سیاست‌های عربی و سران عرب تاخته‌اند. این کشورها چون خود از نبود آزادی و شدت خفقان رنج می‌برد، نمی‌توانند ایران را متهم به دیکتاتوری نمایند. در کشوری مانند مصر که از آزادترین کشورهای عربی محسوب می‌شود، رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری عملا غیر ممکن است و مبارک ریاست‌جمهوری مادام‌العمر دارد. اگر جانشینی جمال مبارک رسما محقق شود، می‌توان گفت که این نظام شباهت بیشتری به نظام پادشاهی دارد تا ریاست جمهوری. بنابراین روزنامه‌های این کشور نمی‌توانند بر ایران خرده بگیرند و ریاست جمهوری ایران را به دیکتاتوری متهم نمایند.

2- نگاه ساده لوحانه‌ی رسانه‌های غربی: برداشت غالب رسانه‌های غربی از حوادث تهران، یک انقلاب رنگی فراگیر برای استقرار نظام لیبرال دموکراسی در ایران که طرفدار غرب است می‌باشد. این برداشت کاملا غیر مطابق با واقعیت است و نادرستی آن در طول زمان، به اثبات رسید.
حتی اگر پوشش شدید رسانه‌ای غرب در مورد حوادث اخیر را بخشی از نقشه‌ی از پیش طراحی شده برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ندانیم، اشتیاق این رسانه‌ها به نابودی جمهوری اسلامی را نمی‌توان انکار کرد. گزارش لحظه به لحظه‌ی اخبار تهران به گونه‌ای بود که گویی انتظار مخابره‌ی خبر سقوط کامل جمهوری اسلامی را می‌کشیدند.

البته به زودی رسانه‌های غرب متوجه کج‌فهمی و تحلیل نادرست خود شدند و آن را منطبق با واقعیت نیافتند.


-------------------------------------------

روزنامه الاهرام در 27 سپتامبر 1875 بنیانگذاری شد و نخستین شماره آن در اوت 1876 منتشر شد و از این‌رو قدیمی‌ترین روزنامه جهان عرب و جهان سوم و یکی از قدیمی‌ترین روزنامه های جهان به شمار می‌رود.
در روزگار جمال عبدالناصر حسین هیکل که به نامبرده نزدیک بود سردبیری  آن را به عهده گرفت و از سال 1960 عملا به صورت ارگان رسمی دولت مصر درآمد و به راستی هم در اوج جنبش ناسیونالیست  عرب و جنگهای اعراب  و اسرائیل روزنامه همه عرب‌ها بود. هر چند هیکل در سال 1974 از سردبیری آن کناره گرفت اما امروز وزن و اعتباری دارد میراث همان روزگار است.
با همه محدودیت‌های موجود در مصر این روزنامه بازتاب‌کننده دیدگاه‌های  برجسته‌ترین روشنفکران عرب و مصر است و از فضای نسبتا بازی برخوردار است. با شخصیتهای برجسته عرب مصاحبه دارد و آنان نیز از مصاحبه با آن استقبال می کنند.
گستره توزیع آن فراتر از مصر است و خوانندگان  فراوانی  را به خود جلب کرده است ولی توش و توان سابق خود را ندارد. 


تغییر به وجود آمده در ایران
مقاله‌ای از سردبیر روزنامه‌ی الاهرام

• در ایران هرگز انتخابات آزاد وجود نداشته است و ولی فقیه (امام) خمینی و (آیت‌الله)خامنه‌ای ابتدا رئیس جمهور را انتخاب می‌کردند و بعد مردم به صورت تشریفاتی پای صندوق رأی می رفتند.
• البته کسانی که میخواهند وجهه ایران را مطلوب نشان دهند می‌گویند که در ایران انتخابات آزاد برقرار است. به این افراد می‌گوییم شبها به بامهای تهران نگاه کنند و فریاد اعتراض به دیکتاتوری ولایت فقیه را بشنوند.
• احمدی‌نژاد انتخاب مردم نبود. اینکه آیا ملت قوی ایران میتوانند بر ولی فقیه و سپاه و بسیج غالب شوند یا نه به گذر زمان بستگی دارد و مسألهای داخلی است
•  اما آنچه ما می گوییم این است که ایران باید از این انتفاضه درس بگیرد و با دخالتهای خود منافع امت عربی را به خطر نیندازد و  پیش از اینکه با طوفان از پای درآید رفتار خود را تغییر دهد.


 روزنامه‌ی الاهرام مانند دیگر روزنامه‌های عربی ترس خود را از گسترش تفکر انقلاب اسلامی به نمایش گذاشته است. صدور انقلاب یکی از نگرانی‌های اصلی اعراب در مورد انقلاب اسلامی است. ترس از این وضعیت از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته است و این مقاله و سایر مقالات مشابه نشان می‌دهد که این ترس کاهش نیافته است. بزرگترین ترس سران عرب این است که صبح در خیابانهای کشور خود مردم را ببینند که خواهان انقلاب اسلامی و حاکم شدن اسلام در کشورشان هستند. 

در واقع پیام و زاویه‌ی دید این مقاله این است که:

«ایران نمی‌تواند از نظر سیاسی الگوی مناسبی برای کشورهای عربی باشد»

 


 

در مارس 1974 به عنوان یک روزنامه سیاسی آغاز به انتشار کرد. خود را صدای بی صدایان میخواند و شعار آن چنین است: 
روزنامه لبنان در جهان عرب و روزنامه جهان عرب در لبنان. 
سردبیر آن «طلان سلمان» است و مدت زیادی سردبیری آن را به عهده دارد. 
در آغاز با گروهی از روزنامه نویسان ناسیونالیست و چپ‌گرا آغاز به کار کرد و سه رویکرد فکری فلسطینی، لیبیایی و کمونیست بر آن حکمفرما بودند. ولی اکنون یک روزنامه ناسیونالیست با گرایش کم‌رنگی به چپ است. با افت جنبش قومی عربی که معمولا انگی هم بر خود داشت از توش و توان این روزنامه کاسته شد. طیف نویسندگان آن بازتاب‌دهنده ساختار اجتماعی و مذهبی لبنان است. روزنامه به مقالات تحلیلی قوی خود معروفیت دارد و می‌توان گفت یکی از نیرومندترین روزنامه‌های عرب است که در درون  یک کشور عرب منتشر میشود و گستره توزیعی لبنانی و عربی دارد.


از بین رفتن هلال
نویسنده: ساطع نور الدین


• آنچه انتخابات ایران آشکار کرد باطل شدن کابوسی بود که برخی از سران عرب در مورد تشکیل امپراطوری شیعی فارسی داشتند. این هلال شیعی از ایران تا جنوب لبنان تصور می‌شد.
• این بحران اخیر را در رقابت محافظه کاران و اصلاح طلبان ایرانی خلاصه نکنیم و ابعاد آن را کوچک نشماریم. این بحران برای ایران همانقدر خطرناک محسوب میشود که جنگ اول خلیج (فارس) برای دولت عراق تهدید کننده بود.
ساطع نورالدین از روزنامه‌نگاران با سابقه‌ی این نشریه می‌باشد و مدت زیادی را در ایران به سر برده است. او در ایام آشوبهای تهران، تحلیل‌های زیادی از اتفاقات و درگیری‌ها به لبنان مخابره کرد. این مقاله یکی از چند ده مقاله‌ی او درباره‌ی این موضوع است که در این روزنامه به چاپ رسیده است.
 

در این مقاله به ترس دوم اعراب از ایران اشاره دارد. انقلاب اسلامی ایران موجب احیاء تشیع در جهان شد و علاقه‌مندان زیادی در کشورهای عربی را به خود جذب نمود. یکی از ترسهای عمده‌ی سیاستمداران و نخبگان دینی جهان عرب این است که شیعیان با کمک ایران قدرتمند شوند و با ایدئولوژی انقلابی که دارند، حکومت‌های سنی عرب را مورد تهدید قرار دهند. این وحشت روز به روز در حکومت‌های عربی شدت گرفته است و موفقیت‌های حزب‌الله در لبنان در سال‌های اخیر به این ترس دامن زده است. برخوردهای خشن با شیعیان در یمن و عربستان و پاکستان که به شدت در حال افزایش است، واکنش حکومت‌های متعصب عربی به قدرت یافتن شیعیان می‌باشد. 
نویسنده در صدد بیان این مطلب است که : 
«حوادث اخیر به قدری ایران را ضعیف و مشغول نموده است که امکان تشکیل اتحاد قدرتمندی از شیعیان در منطقه از میان رفته است.» 
دلداری به سران کشورهای عرب و ناامید کردن شیعیان منطقه را می‌توان از اهداف این مقاله شمرد. 

 


 

 

 

روزنامه الشرق الوسط، از انتشارات "الشرکه السعودیه للابحثات و التسویق" در عربستان سعودی است. موسسه یاد شده شماری چشم‌گیر از مجلات و روزنامه‌های معروف در زمینه‌های گوناگون منتشر می‌کند. الشرق الوسط در سال 1978 توسط «هشام علی حافظ» و «محمد علی حافظ» در لندن بنیان‌گذاری شد. در بیش از ده پایتخت جهان و خاورمیانه چاپ می‌شود. 
از مهمترین نشریات عرب زبان است که لایه بالای فرهیختگان جهان عرب مخاطب آن به شمار می‌رود و برجسته‌ترین روزنامه‌نویسان عرب زبان و شماری از نویسندگان معروف غیر عرب با آن همکاری دارند. در حد یک روزنامه معتبر به رویدادها و مسائل ایران می‌پردازد ولی بیشتر تحلیل‌های آن در رابطه با ایران نوشته نویسندگان ایرانی مهاجر یا نویسندگان عرب ناسیونالیست تندرو است. 
به عنوان مثال علیرضا نوری‌زاد از فعالان ضد انقلاب خارج از کشور از نویسندگان ثابت این روزنامه است. 


 

آنچه با نوار کاست آمده .... آیا با موبایل خواهد رفت؟
نویسنده: مأمون فندی

• انقلاب ایران توسط کاستهای سخنرانی امام خمینی گسترش یافت و منجر به سقوط شاه شد. امروز تظاهرکنندگان از موبایل استفاده می‌کنند تا پیام خود را به تمام جهان برسانند. سران انقلاب که متعلق به نسل ماقبل از اینترنت هستند توان مقابله با این پدیده را ندارند. 
•  جوانان امروز ایران مشروعیت حکومت را نمی‌پذیرند و این رهبر ایران را به وحشت انداخته است. ایران امروز مانند عراق و لبنان دولت موازی دارد و تهران مانند بیروت که میان نصرالله و سعد حریری تقسیم شده بود میان رهبر ایران و موسوی تقسیم شده است.
• بیشتر ایرانیان اعتماد خود را به نظام ولایت فقیه و به رسانه های دولتی از دست داده‌اند و به همین دلیل به موبایل روی آورده‌اند. همانطور که (امام) خمینی به منظور نامشروع نشان دادن رسانه‌های دولتی شاه از نوار استفاده کرد.


این مقاله به مقایسه‌ی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و  آشوبهای اخیر تهران می‌پردازد. محور مقایسه‌ی میان این دو رخداد، مشروعیت زدایی از دولت حاکم و تشکیل «دولت در دولت» است. نشانه‌ی این امر شکل‌گیری شبکه‌های اطلاع‌رسانی غیر رسمی فراگیر است که در زمان انقلاب از نوارهای کاست استفاده می‌شد و در این آشوبها از موبایل بهره گرفته می‌شود. پیام اصلی این مقاله عبارت است از:
«در ایران انقلابی دوباره در راه است. نسل جدید ایران ارزشهای و آرمان‌های انقلاب 1357 را قبول ندارند.» و بنابراین نتیجه می‌توان گرفت که لزومی ندارد کشورهای عربی راه اشتباه ایران را طی کنند و دست به یک انقلاب اسلامی بزنند.


 

 

نیویورک تایمز روزنامه مشهور آمریکایی است که مرکز آن در نیویورک قرار دارد و هر روزه به طور هم‌زمان در آمریکا و در دیگر نقاط جهان، چاپ و منتشر می‌شود. روزنامه نیورک تایمز متعلق به کمپانی نیویورک تایمز است که مالک پانزده روزنامه بین‌المللی دیگر از جمله روزنامه هرالد تریبون بین‌المللی و بوستون گلوب نیز هست.
اعتبار و نفوذ روزنامه نیویورک تایمز به حدی است که از آن به عنوان «منبع ملی» یاد می‌شود. منبع ملی به روزنامه‌هایی اطلاق می‌شوند که در کتاب‌ها و نوشتارها، از بایگانی ایشان به عنوان مدرک و یادکرد منابع تاریخی یاد می‌شوند.

روزنامه نیویورک تایمز در سال ۱۸۵۱ میلادی در شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا آغاز به کار کرد و تاکنون موفق به دریافت بیش از ۹۵ جایزه پولیتزر (معتبرترین جایزه روزنامه‌نگاری) در دنیا شده‌است که از این لحاظ در میان دیگر روزنامه‌های جهان رکورددار محسوب می‌شود. 

 

ایران: تلاش در کف خیابانها

مایکل اسلکمن

  •  در جریان انتخابات و حوادث پس از آن بسیاری از علما، از احمدی نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای حمایت نکردند.
  •  دو تن از بزرگان قم آیت‌الله امینی تظاهرکنندگان را به جای اغتشاشگران، «مردم» خوانده و آیت‌الله مکارم خواستار اجماع ملی شده است. اما احمدی نژاد و آیت الله خامنه‌ای ابزارهای کنترل زیادی اعم از پلیس و قضات و ... در کشور را در دست دارند
  •  میرحسین موسوی گفته بود اگر تقلب شود و آزادیها سلب شود این گفته دشمنان ایران به اثبات میرسد که اسلام و دموکراسی قابل جمع نیستند
  •  برای فهم ریشه درگیریهای ایران باید به این موضوع توجه کنیم که آیت‌الله خمینی جمهوری اسلامی را بر دو پایه بنا کرد:  اسلام (با استفاده از یک نظریه قدیمی به نام ولایت فقیه ) و جمهوریت. از همان ابتدا بسیاری جمع این دو مفهوم را مشکل‌ساز میدانستند.
  •  بعد از فوت آیت‌الله خمینی، اکبر هاشمی رفسنجانی بر اداره کشور بدون یک فرد به عنوان رهبر مقتدر تأکید داشت.
  •  خاتمی یک روحانی میانه رو بود که با موانعی که روحانیون تندرو بر سر راه او قرار دادند به نتیجه‌ی دلخواه نرسید و احمدی نژاد در سال 2005 به قدرت رسید. او در بدو ریاست جمهوری در یک حرکت معنادار دست آیت‌الله خامنه‌ای را بوسید .

     

این مقاله، سعی می‌کند حوادث پس از انتخابات ایران را نشانه‌ی ناکارآمدی نظریه‌ی ولایت فقیه و امتناع شکل‌گیری نظامی اسلامی که مردم در آن نقش داشته باشند بداند. تصوری که غرب از جمهوری اسلامی دارد نظامی متساهل‌تر و مردمسالارتر از نظام‌های عربی و مخصوصا سعودی است. اما نویسنده با نقل قولها و شاهد آوردن مواردی نسبتا بی‌ربط، سعی می‌کند با لطائف‌الحیل به مخاطب بقبولاند اشکال جمهوری اسلامی در اسلامی بودن آن است. این مقاله در پی اثبات این گفته است که:

«امکان جمع دموکراسی و اسلام وجود ندارد.»

 


 

گاردین روزنامه مشهور و معتبر بریتانیایی است که از سال ۱۸۲۱ میلادی منتشر می‌شود. مرکز روزنامه گاردین در شهر لندن قرار دارد. 

ایران: رژیمی برعلیه تغییرات

 

  • شاه 30 سال پیش سعی کرد با پول و سرکوب مردم، قدرت خود را حفظ کند اما نتوانست و به تاریخ پیوست. رژیم ایران فعلا از این مسیر دور است اما ممکن است روحانیون عالیرتبه جمهوری اسلامی در نهایت به این سرنوشت دچار شوند
  •   اگر موسوی کنار بکشد و به آیت‌الله خامنه‌ای تسلیم شود طرفداران او نخواهند پذیرفت. آنها خواهان یک تغییر عمیق هستند.
  •   ایرانیان خواهان یک انقلاب جدید نیستند بلکه میخواهند جمهوری اسلامی را وادار به پاسخگویی نمایند. در حال حاضر اینگونه است و معلوم نیست که در آینده مردم به اصلاحات جزئی قانع شوند.

 

تحلیل مقاله این است که اعتراضات در ایران جدی است و مردم خواهان «یک تغییر عمیق» هستند. البته نویسنده اذعان دارد که اعتراضات و شرایط حاضر، به گونه‌ای نیست که نظام جمهوری اسلامی را حتی در آینده‌ای نزدیک ساقط نماید.
کاملا مشخص است که این مقاله از حد تحلیل پا را فرا تر نهاده و به تجویز پرداخته است. مثلا اینکه مصالحه‌ی موسوی با جمهوری اسلامی، موجب طرد او از سوی هواداران می‌شود. و اینکه مردم ایران در آینده  دیگر اصلاحات جزئی را نخواهند پذیرفت و...
اگرچه این تحلیلِ شبه تجویز، ظاهرا خطاب به مردم ایران نوشته شده، اما مشخص است که اکثر قریب به اتفاق خواننده‌های این روزنامه ایرانی نیستند. اما خوانندگان غربی این روزنامه بیش از پیش نسبت به جمهوری اسلامی بدبین می‌شوند و قانع می‌شوند بهتر از لیبرال کاپیتالیسم نمی‌توان الگویی یافت.

پیام اصلی این مقاله این است که :«بحران در جمهوری اسلامی جدی است و در آینده این بحران ادامه خواهد یافت تا جایی که به نابودی کامل جمهوری اسلامی بینجامد.»

 


 

لس‌آنجلس تایمزهمینطور با نام اِل‌اِی تایمز( LA Times)  نیز شناخته می‌شود روزنامه‌ای می‌باشد که در لس‌آنجلس، کالیفرنیا منتشر می‌شود و در قسمت غربی ایالات متحده آمریکا توزیع می‌شود. این روزنامه دومین روزنامه بزرگ مناطق شهری و چهارمین روزنامه از نظر گسترده‌گی توزیع در آمریکا است.


کج‌فهمی آشوبهای ایران

آلستر کروک

  •   اتفاقی که در ایران افتاد از سوی رسانه ها و سیاستمداران غربی بد فهم شد. این حوادث نه یک انقلاب رنگی مانند اروپای شرقی است و نه میرحسین موسوی ادعای رهبری یک جنبش لیبرال غربی بر علیه اصول انقلاب را دارد. اگرچه میان طرفداران او دشمنان انقلاب وجود دارند.
  •  این کشمکس قدرت میان پاسداران پیر انقلاب 1979 است. هاشمی رفسنجانی و خاتمی در این جبهه قرار دارند. موقعیت و ثروت شخصی این روحانیون عالیرتبه مورد تهاجم احمدی‌نژاد قرار گرفته است. بنابراین خاتمی و هاشمی به موسوی کمک کردند تا در برابر احمدی نژاد بایستد.
  •  موسوی وظیفه‌ی خود را بازگرداندن انقلاب به مسیر اصلی اعلام کرده است و این پیام در رسانه های عرب بازتاب یافته است. اما گویا غرب امیدوار است و میخواهد چیز دیگری بشنود: انقلاب رنگی مانند اوکراین و گرجستان.
  •  برخلاف آنچه رسانه‌های غرب تصور میکنند احمدی نژاد مدافع روحانیون عالیرتبه نیست. بلکه او ثروت اندوزی و منفعت محوری این روحانیون را به چالش کشیده است. موسوی به منافع این روحانیون نزدیکتر است و با آنها هم‌پیمان است.
  •  این اتفاقات تلاشی برای اداره آینده انقلاب و ایران است که دو گروه کاملا متفاوت در آن درگیر هستند. رفسنجانی در 4 جولای هشدار تلویحی داده بود که هر اقدامی از سوی مخالفین خود را نادیده نخواهد گرفت و عواقب آن، متوجه بالاترین سطح سیستم خواهد شد. 
  •  در نهایت باید گفت که برخلاف تصور غرب این موضوع انقلاب را به خطر نمیاندازد و به انزوای موسوی و طرفدارانش و پاکسازی سیستم از پاسداران پیر می‌انجامد.

 

این مقاله شاید تنها مقاله‌ای باشد که در یک روزنامه‌ی معتبر آمریکایی به چاپ رسیده و رویکری متفاوت با بقیه‌ی رسانه‌های غربی را به نمایش گذارده است. تحلیل‌های این مقاله از اطلاعات بالای نویسنده حکایت دارد.

نویسنده آلستر کروک، کارمند بازنشسته سازمان جاسوسی بریتانیا و مشاور خاویر سولانا در امور خاورمیانه از سال 1997 تا 2003 می‌باشد. وی از نزدیک با گروه‌های اسلامی فلسطینی به خصوص حماس مذاکره داشته است. در حال حاضر در بیروت به سر می‌برد.

سابقه نویسنده موجب شده است که تحلیل‌های این مقاله تا حد زیادی صحیح به نظر برسد و گذشت زمان بخشی از ادعاهای او را در مورد افزایش قدرت احمدی‌نژاد پس از این حوادث به اثبات برساند.

پیام این مقاله این است که : «وضعیت حاضر، جنگ بر سر آینده‌ی انقلاب است و به اعتقاد نویسنده این جنگ به حذف رقبای فاسد احمدی‌نژاد می‌انجامد.»

 

 

----------------------------------

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 


 

 



موضوع مطلب : مسایل داخلی ایران

ارسال شده در تاریخ : جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠ :: ٢:۳۳ ‎ب.ظ :: توسط : مصطفی
موضوعات
RSS Feed
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت