مناسبات مصر و اسرائیل در سه دهه اخیر

چکیده
سفر انور سادات رئیس جمهوری مصر به فلسطین اشغالی نقطه عطفی در تاریخ منازعه اعراب و صهیونیست ها بوده است. این سفر بستر ساز یک تحول تاریخی در منطقه خاورمیانه بود ونقطه آغاز مناسبات قاهره و تل آویو محسوب می شود. مقاله فوق تلاشی است در جهت شناخت روند روابط میان دو بازیگر مهم این منطقه. بررسی مسیر و چگونگی این مناسبات پس از سی سال در ابعاد مختلف و از جهات متفاوت حائز اهمیت است. تجزیه و تحلیل دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی این روابط از این لحاظ پُر اهمیت است که برخی از محافل مناسبات مصر و اسرائیل را به عنوان الگو و مدل مناسب مطرح کرده و آن را از تبعات مثبت روند صلح خاورمیانه قلمداد می کنند. مناسبات مصر و اسرائیل پس از سه دهه هنوز حتی در سطح دولتی و رسمی در حال تردید و تشکیک به سر می برد و هنوز دیپلمات های اسرائیل مقیم مصر حیات عادی ندارند و از یک انزوای کامل و افسردگی محیطی رنج می برند. ملت و دولت مصر هنوز رژیم اشغالگر را به رسمیت نشناخته است
مقدمه 
در روز عرفه نهم ذی حجه 1397 ه.ق برابر با شنبه 19 نوامبر 1977 زمانی که مسلمانان احساسات دینی و ایمانی و دلهایشان را به اماکن مقدسه مکه مکرمه، به کوه عرفات و به مشعر الحرام پیوند زده بودند، انورسادات رئیس جمهوری مصر و دشمن اول اسرائیل وارد قدس شریف شد. صهیونیست ها که مزه تلخ شکست جنگ ششم اکتبر 1973 را چشیده بوده و هنوز خاطرات پیروزی سربازان قهرمان مصری را در اذهان داشته در استقبال سادات صف آرایی کرده بودند. مناخیم بگین نخست وزیر، موشه دایان وزیر دفاع، آرییل شارون، اسحاق شامیر رئیس کنیست اسرائیل و گلدمایر نخست وزیر سابق اسرائیل همگی در این استقبال حضور داشتند. گلدمایر با تعجب و شادی وصف نشدنی به میهمانان تاریخی اسرائیل گفت باور کردنی نیست؟!!! نخست وزیر اسبق اسرائیل راست گفت این رخداد تاریخی باورکردنی نبود و هنوز مورخان و سیاسیون منطقه و جهان پس از سی سال از گذشت این واقعه، روند این تحول را تجزیه و تحلیل می کنند
سادات که مدال افتخارات پیروزی جنگ اکتبر 1973 را بر سینه داشت در مجلس خلق مصر (پارلمان) در نهم نوامبر 1977 اعلام کرد که به خاطر صلح حاضر است به اسرائیل برود و رفت ولی اکنون پس از سی سال غزه در محاصره اسرائیل است و مردم آن آماج توپ ها و موشک های کینه صهیونیست هاست. سادات در بیستم نوامبر 1977 در کنیست اسرائیل اعلام کرد که جنگ تعطیل است ولی صهیونیست ها جنگ و کینه را تعطیل نکرده و هنوز در سرزمین های منطقه بذر ویرانی و دشمنی می کارند و درختان زیتون و انجیر را از بن می کنند و ارکان قدس شریف و اماکن مقدس آن را در معرض سیل و طوفان نفرت و ویرانی قرار می دهند
محافل صهیونیستی از جمله انستیتو مطالعات خاور نزدیک واشنگتن به مناسبت سی امین سالگرد سفر تاریخی سادات جشن گرفتند و سایت عربی وزارت خارجه اسرائیل به همین مناسبت مقالاتی درج نموده ولی اعراب به ویژه مصریان این رخداد تاریخی را از ابعاد مختلف قرائت کرده و نتایج و تبعات آن را تجزیه و تحلیل کردند و در نهایت به ماهیت و اهداف صهیونیست ها پی برده و نیات خصمانه آنها را فاش ساختند.(1
اغلب شخصیت های مصری و عربی بر این باور هستند که اهداف سیاسی و انگیزه های باطنی سادات از این سفر تاریخی محقق نشده، سرزمین های اعراب هنوز در اشغال اسرائیل است و حتی منطقه سینا به طور کامل به سرزمین و حاکمیت مصر بازگشته است.(2) دکتر پطرس غالی(3) رئیس شورای ملی حقوق بشر مصر و دبیر کل اسبق سازمان ملل در این خصوص می گوید «دیدار انورسادات از قدس شریف بزرگ ترین رخداد حیات سیاسی او بوده و اولویت های این سفر صلح و ثبات برای مصر و منطقه و تسویه عادلانه قضیه فلسطین بوده است». وزیر مشاور امور خارجه وقت می افزاید: «ولی نتایج و اهداف سفر که پایان بخشیدن به جنگ میان اعراب و اسرائیل و اشغالگری سرزمین های عربی و احقاق حق فلسطینی ها بوده، محقق نشد».(4)
به نظر اسرائیلی ها، سفر سادات به قدس شریف یک تحول راهبردی در سیاست خارجی مصر بوده که باعث شد مصر را از چرخه منازعات اعراب و اسرائیل خارج کند. حسین عبدالواحد سردبیر روزنامه «اخبار الیوم» چاپ مصر این نظریه را رد می کند و می گوید: «به نظرم سفرسادات به قدس شریف تاکتیک بود و فرصتی برای استراحت و تألم پس از چهار جنگ میان طرفین بوده است و دلیل این امر بقای نزاع عربی ــ اسرائیلی، رد روند عادی سازی میان مصر و اسرائیل از سوی قاطبه مردم مصر، منزوی بودن سفیر اسرائیل در قاهره، فعالیت جاسوسی شبکه های اطلاعاتی و موساد در مصر و تداوم به جا آوردن نماز «صلاه مصرایم»(5) از سوی برخی اسرائیلی ها می باشد

تبعات قرارداد کمپ دیوید 

تصمیم سادات برای رفتن به فلسطین اشغالی و آغاز مذاکره با رژیم صهیونیستی یک اقدام آتی و ناگهانی نبوده بلکه میان رهبران دو طرف به طور مستقیم و نیمه مستقیم مذاکرات و گفتگوهایی بوده است. بسیاری از اسناد این ارتباطات وملاقات های سری میان طرفین از دوران فاروق و ناصر تا دوران سادات منتشر شده است.(6
نمایندگان فاروق پادشاه مصر (1936 ــ 1952) با نمایندگان رژیم صهیونیستی در شهر لوزان سوئیس ملاقات ها و مذاکراتی داشتند و این مذاکرات سری میان طرفین در دوران ناصر و سادات با تشویق آمریکا و همکاری برخی از کشورهای منطقه مانند ایران سابق و مراکش تکرار شد ولی سیاست های پیچیده و مانورهای فریبکارانه صهیونیستی مانع از رسیدن طرفین به نتایج مرضی طرفین بوده است. پس از جنگ اکتبر 1973 و در پی سیزده روز مذاکرات سری میان نمایندگان سادات و بگین نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی مصر و اسرائیل تحت چتر وساطت آمریکا به توافق رسیدند که قرارداد صلحی را امضا کنند و روابط میان دو کشور برقرار کنند. در کمپ دیوید (هشتاد کیلومتری واشنگتن) در هفدهم سپتامبر 1978 دو قرارداد میان سادات و بگین امضا شد به گفته جیمی کارتر رئیس جمهوری آمریکا که نقش میانجی را میان مصر و اسرائیل به عهده داشت، این دو قرارداد راه استقرار صلح و ثبات در خاورمیانه را باز می کند. کارتر به عنوان شاهد این قرارداد را نیز امضا کرد. قرارداد اول که مربوط به صلح میان دو کشور بود امضا شد و به موجب آن صلح نهایی میان مصر و اسرائیل برقرار و اسرائیل تعهد کرد صحرای سینا را تا آوریل 1982 از نیروهای نظامی خود تخلیه کند و پس از آن میان طرفین روابط دیپلماتیک برقرار می شود
قرارداد دوم مربوط به صلح عمومی در منطقه خاورمیانه بود و طی پنج سال آینده یک حکومت خودمختار در غرب اردن و غزه به وجود می آید. به موجب این قرارداد نیروهای اسرائیلی از بخش اعظم سرزمین های اشغالی خارج شده و نمایندگان مصر، اسرائیل، اردن و فلسطین در مورد استقرار صلح تصمیم خواهند گرفت
به موجب قراردادهای کمپ دیوید قضیه بیت المقدس به آینده موکول می گردد.(7) نه قرارداد کمپ دیوید و نه قرارداد اسلو میان فلسطینی ها و اسرائیلی ها و نه قرارداد وادی عربه میان اردنی ها و اسرائیلی ها صلح و ثبات به منطقه نیاوردند و به جنگ و کشتار پایان نداد.(8) قتل فلسطین های بی گناه به بهانه حمایت از قوم یهود و دفاع از انسان اسرائیلی طی پنجاه سال گذشته هنوز متوقف نگشته است
درباره قرارداد نُه ماده ای کمپ دیوید و دستاورهای آن طی سه دهه اخیر مقالات و کتب فراوانی نوشته شده و بسیاری از پژوهشگران آن را به زبان اعراب به طور کلی و مصر به طور ویژه ای دانسته اند. دستاوردهای قرارداد کمپ دیوید برای مصر به عنوان نمونه به طور خلاصه به شرح ذیل است
1.
انزوای مصر در منطقه: مصر پس از امضای قرارداد کمپ دیوید در 17 سپتامبر 1978 دو قرارداد صلح با اسرائیل در 26 مارس 1979 از سوی اعراب تحریم و منزوی گشت. اجلاس سران عرب در بغداد این تحریم را قانونی و مشروع ساخت و نهادهای اتحادیه عرب از قاهره به تونس مستقل شد، مردم و دولت مصر از 1979 تا 1989 زیان های این تحریم ها را تحمل کردند. در این امر نه تنها مصر ضرر دید بلکه کل اعراب با فقدان مهم ترین کشورشان «مصر» زیان کلان دیدند. این انزوا در ابعاد مختلف زیان های متعددی در پی داشته است
2.
منطقه سینا به طور کامل به حاکمیت مصر بازنگشت و شهر طابا را پس از چانه زنی های فراوان به خاک مصر بازگرداند
3.
با برقراری روابط میان مصر و اسرائیل، تل آویو بسترهای مساعدی جهت ایجاد روابط با جهان عرب به دست آورد. بسیاری از کشورهای آفریقایی دگربار مناسبات خود را با اسرائیل برقرار کردند و اسرائیل از حلقه انزوا خارج گشت
4.
قدرت نظامی و مانورهای سیاسی مصر در محیط منطقه ای و جهانی در پرتوی انعقاد قرارداد صلح با اسرائیل محدود و کاهش یافت
5.
جایگاه و نقش بازیگری قاهره در منطقه تنزل یافت.(9
6.
مصر از برقراری روابط با رژیم صهیونیستی به منافع راهبردی و کلانی نرسید و انعقاد قرارداد صلح با این رژیم هیچگاه باعث کاهش هزینه های امنیتی و بودجه دفاعی مصر نگردیده است
7.
مناسبات قاهره و تل آویو پس از گذشت سه دهه هنوز شرایط عادی نداشته و همواره تحت تأثیر منازعه اعراب و اسرائیل بوده است. رژیم صهیونیستی طی سی سال گذشته به طور زیان آوری روی مناسبات قاهره ــ واشنگتن و قاهره ــ اتحادیه اروپا تأثیر گذاشته است. تنش اخیر در روابط میان قاهره و آمریکا(10) و اتحادیه اروپا(11) تحت تأثیر توطئه های اسرائیل بوده است
8.
هزینه های امنیتی به ویژه نهادهای اطلاعاتی و ضد جاسوسی مصر به دلیل افزایش فعالیت های جاسوسی اسرائیل افزایش یافته است. اسرائیل با استفاده از ابزارهای مختلف قصد تشکیل شبکه های جاسوسی در مناطق حساس مصر را دارد. کشف شبکه های جاسوسی و دستگیری اعضای آن شاهد بارزی بر این مدعاست.

ابعاد مختلف مناسبات میان دو کشور 
 

بعد سیاسی 
روابط سیاسی میان قاهره و تل آویو طی سه دهه اخیر هرگز روند عادی نداشته است و همواره تحت تأثیر سیاست های منطقه ای اسرائیل و منازعه اعراب و صهیونیست ها بوده است. این وضعیت پس از حادثه یازده سپتامبر 2001 وخیم تر گشت و قاهره چند بار سفیر خود را فراخواند. در 21 نوامبر 2000 مصر به دلیل رفتار وحشیانه اسرائیل نسبت به فلسطینی ها سفیر خود را فراخواند و در دوران دو انتفاضه ملت فلسطین روابط قاهره و تل آویو به مرز قطع شدن پیش رفت. در پی تحولات تنش زای سال 2002 دولت مصر در آوریل همان سال تصمیم گرفت کلیه روابطش را با اسرائیل در حال تعطیل و تعلیق قرار دهد. فقط کانال های دیپلماتیک را جهت پیگیری قضیه فلسطین باز نگهداشته بود. مردم و نهادهای مذهبی و فرهنگی و احزاب مصر در کلیه مناسبت ها و تحولات منطقه به نفع قضایای اعراب حضور فعال دارند به ویژه در دوران انتفاضه یک و دو، جنگ سی و سه روزه میان رژیم صهیونیستی و مقاومت اسلامی برابر حزب الله لبنان

مردم مصر که با روند توسعه روابط کشورشان با رژیم اسرائیل مخالفند همواره از حکومتشان خواستار بستن نمایندگی های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رژیم اسرائیل هستند. مردم مصر در تظاهرات در مه 2002 در شهر اسکندریه خواستار بسته شدن سرکنسولگری رژیم صهیونیستی بودند.(12) به طور خلاصه مناسبات سیاسی مصر و اسرائیل در نوسانات مستمر میان صلح سرد و جنگ سرد به سر می برد و روند آن افق روشن و درخشانی ندارد.(13) مطبوعات و رسانه های طرفین به عنوان ابزارهای جنگ روانی در سیر نوسان مناسبات میان طرفین فعالیت دارند و نقش مهمی در تنش زدایی روابط میان دو کشور، ایفا می کنند
سفیران اسرائیل در قاهره 
در طول سه دهه روابط دیپلماتیک میان قاهره و تل آویو رژیم صهیونیستی 10 سفیر به مصر جهت مدیریت مناسبات خود با آن کشور اعزام داشته است.(14
پس از دیدار سادات از بیت المقدس در 1977 و امضای قرارداد کمپ دیوید با صهیونیست ها در 1979 زمینه ها جهت برقراری روابط دیپلماتیک میان دو کشور فراهم آمد و برای اولین بار در تاریخ معاصر مصر در 26 فوریه 1980 پرچم دولت صهیونیستی در قاهره به اهتزاز درآمد. اسامی سفیران رژیم صهیونیستی در قاهره به شرح ذیل است
1.
الیاهو بن الیسار(15): اولین سفیر رژیم اسرائیل در قاهره بود و روابط قوی با انورسادات داشت و حتی در روز واقعه ترور او حضور داشت. فعالیت های او نقش مهمی در عادی سازی روابط میان قاهره و تل آویو داشت و در روند مذاکرات میان رهبران مصر و اسرائیل حضور فعالی داشته و تجربیات خود را در کتابی نوشته است.
2.
موشه ساسون: دومین سفیر و مهندس تنوع روابط میان کشورش و مصر بود. کتابش به نام «هفت سال در سرزمین مصریان» مرجع ارزنده ای در زمینه تاریخچه مناسبات مصر و اسرائیل است.(16) سفیر اسرائیل در این کتاب اعتراف می کند که مردم مصر به ویژه سندیکاهای کارگری نسبت به او احساس نفرت و کینه می کردند و تنها کسی که با او رابطه خوبی داشت، دکتر یوسف والی وزیر کشاورزی مصر بوده که همواره او را در روستای خود در شهر الفیوم به مهمانی دعوت می کرده است
3.
شیمون شامیر: این سفیر در زمینه تاریخ، تمدن و فرهنگ متخصص و پژوهشگر بود و دربسترسازی نفوذ فرهنگی اسرائیل در مصر سهم زیادی داشته است. تلاش های او منجر به پایه گذاری و تأسیس مرکز آکادمی اسرائیل در قاهره(17) در سال 1983 شد. سفیر چهارم اسرائیل طی سال های مأموریتش در مصر توانست شبکه ای از روابط با شخصیت های ادبی، فرهنگی و سیاسی مصر به وجود آورد.(18
4.
افرایم دوبک: یکی از مدیران موساد بوده. او با دادن بورسیه آموزشی و تحصیلی به جوانان مصری در زمینه های کشاورزی و آبیاری زمینه را برای ازدواج این جوانان با دختران اسرائیلی فراهم کرد که مشکلات اجتماعی و امنیتی برای مصر داشت
5.
ابراهام واربورگ: یکی از متخصصین و آگاهان به فرهنگ و تاریخ مصر بوده و در گذشته در اداره کردن فعالیت های مرکز آکادمی اسرائیل در قاهره فعالیت داشت. واربورگ نقش مهمی در خرید آثار یهودی در مصر داشته و در دوران سفارتش به فعالیت های فرهنگی خود ادامه داد و درباره فرهنگ و تمدن مصر نظریاتی نیز داشت و طی مقالاتی این نظریات و دیدگاه ها را تبیین کرد و نقش یهودیان را در تمدن و فرهنگ مصر چه در باستان و چه در تاریخ معاصر برجسته ساخت
6.
دیوید سلطان: این سفیر تخصص فوق العاده در جذب روشنفکران مصری داشته است و طی مأموریتش در قاهره توانست شبکه ای از دوستی و ارتباط با روشنفکران و دانشگاهیان مصری پایه ریزی کند.(19) دیوید سلطان در تأسیس انجمن دوستی مصر و اسرائیل تلاش زیادی کرد ولی دولت مصر با تأسیس این انجمن موافق نبود. سفیر اسرائیل به ائتلاف کپنهاگ و جمعیت صلح قاهره حمایت مالی و فنی می کرد. ائتلاف کپنهاگ از تجمع روشنفکران مصری هوادار عادی سازی روابط با اسرائیل تشکیل شده و لطفی الخولی نویسنده چپ مصر یک از فعالان این جریان فرهنگی و فکری بود. در دوران سفارت دیوید سلطان، نهادهای اطلاعاتی مصر شبکه جاسوسی اسرائیل را منهدم کرد وعده ای از جاسوسان مصر و خارجی در این رهگذر دستگیر و محاکمه شدند
7.
تسفی مازیل: طی چهار سال مأموریت این سفیر تحولات مهمی در منطقه رخ داد. از جمله پیروزی مقاومت اسلامی لبنان به رهبری حزب الله در 2000/5/25 و عقب نشینی اسرائیلی ها از جنوب لبنان، شروع انتفاضه ملت مسلمان فلسطین در 2000/9/28 مردم مصر و برخی از مقامات مسئول در حمایت از مردم فلسطین و لبنان اقدامات پر شوری انجام دادند و سفارت اسرائیل طی این سال ها در انزوای کامل به سر می برد
این سفیر به خاطر این انزوا خواستار پایان مأموریت گشت
8.
جدعون بن عامی(20): در اوج انتفاضه ملت فلسطین در ژانویه 2002 مأموریتش را در قاهره آغاز کرد. او یکی از پژوهشگران خبره اسرائیلی در امور اعراب است و جانشین رئیس مرکز پژوهش های سیاسی وزارت خارجه اسرائیل بود. در تأسیس و فعالیت ائتلاف کپنهاگ(21) نقش مؤثری داشته است
9.
ایلی شیکید: یکی از مدیران برجسته موساد بود و طی دوران مأموریتش در مصر تا حدود زیادی منزوی بوده لذا قبل از پایان مأموریتش در دسامبر 2004 استعفا داد. مقامات اسرائیلی اعلام کردند که وی بازنشسته شده است
10.
شالوم کوهین: این سفیر (در آغاز مأموریتش 50 ساله بود) در 2005/6/8 رسماً مأموریتش را به عنوان سفیر اسرائیل در مصر آغاز کرد. او در گذشته رئیس بخش امور خارجه و روند صلح در وزارت خارجه اسرائیل بود، رئیس نمایندگی در تونس در سال های (1996 ــ 2000) و رئیس اداره مغرب عربی در وزارت خارجه (2000 ــ 2003) بوده است. او مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی از دانشگاه حیفا و فارغ التحصیل دانشکده امنیت ملی وزارت دفاع اسرائیل است
در امور خاورمیانه و شمال آفریقا تخصص دارد و یکی از نامزدان پست سفارت اسرائیل در رباط (در حال گشایش این سفارت در آینده) می باشد. مأموریتش در مصر تاکنون (اسفند 86/مارس 2008) پُر دامنه و گسترده بوده و در این راه متحمل تبلیغات و تهاجم روانی مطبوعات مصر چه دولتی و چه معارض بوده است.(22) یکی از اولویت های مأموریت او بسترسازی برای ایجاد و پایه ریزی فرهنگ سازش و دوستی میان مصریان و اسرائیلی ها بوده است. در همین راستا او از دولت مصر تدریس زبان و ادبیات عبری در دانشگاه های مصری را درخواست نمود. در دوران مأموریتش یکی از افراد پلیس مصر به نام محمد خلف حسن ابراهیم به دلیل مخالفت حراست از سفارت اسرائیل در قاهره در یکی از دادگاه های نظامی در مورخ 25 فوریه 2007 به شش ماه زندانی محکوم شد.(23
شالوم کوهین طی سه سال مأموریت چندبار به وزارت خارجه مصر فراخوانده شد آخرین بار در روز چهارم مارس 2007 بود. این فراخوانی در اعتراض دولت مصر در پخش فیلم مستندی به نام «روح شاکید» که از سوی برخی از کانال های تلویزیونی دولت اسرائیل بود. موضوع این فیلم قتل عام 250 نظامی مصری اسیر در منطقه سینا در جنگ شش روزه 1967 توسط یگان نیروی ویژه به نام شاکی بوده است، فرمانده عملیات این واقعه ژنرال بنیامین بن الیعارز وزیر زیرساختارهای کابینه ایهود اولمرت است
پخش این فیلم باعث لغو سفر بن الیعارز به قاهره شد.(24) مسئول دفتر بن الیعارز در پی این تنش سیاسی و تبلیغاتی اعلام کرد در این قتل عام مصری ها کشته نشده بلکه این 250 نفر چریک های فلسطینی بوده که در جنگ 1967 علیه اسرائیل اقدامات نظامی داشتند. فیلم روح شاکید در محافل مصری عکس العمل شدیدی داشت و زخم های کهنه را تازه ساخت. مصطفی الفقی رئیس کمیسیون روابط خارجی پارلمان مصر و از رهبران حزب ملی دموکراتیک (حزب حاکم) انگیزه های پخش این گونه فیلم ها از سوی اسرائیلی ها، تقویت روحیه ملت و سربازان صهیونیستی پس از شکست مفتضحانه آنها در جنگ سی و سه روزه با حزب الله لبنان و در این راستا متخصصان جنگ روانی اسرائیل قصد داشتند با پخش این گونه فیلم ها نظامیان عرب به ویژه مصری ها را بترسانند.(25)

اهمیت مصر از دیدگاه اسرائیلی ها 
 

درباره اهمیت مصر در ابعاد مختلف آن از سوی استراتژیست های صهیونیستی دیدگاه ها و نظریات مختلفی وجود دارد. به طور مثال دیدگاه افرایم سنیه(26) درباره جایگاه و اهمیت مصر در سیاست های راهبردی اسرائیل را در نکات زیر می توان خلاصه کرد.
1.
اقدام سادات رئیس جمهور وقت این کشور در سفر به بیت المقدس و شکستن حصار روانی ناشی از پنج جنگ خونین میان اعراب و اسرائیل از دیدگاه سنیه چیزی نیست که بشود برایش قیمتی مشخص کرد. مصر یعنی بزرگ ترین و مهم ترین کشور عربی، دیوار انزوا و دشمنی را که اعراب دور اسرائیل از بدو تأسیس در سال 1948 کشیده بودند، فرو ریخت
2.
سنیه به اسرائیلی ها توصیه می کند که «از این رو لازم بود مناسبات مصر و اسرائیل مستحکم، گرم و بسیار معنی دار باشد».(27) این استراتژیست ها اذعان دارد که واقعیت مناسبات میان قاهره وتل آویو به طور خلاصه چنین است که در هیچ زمینه ای این دو کشور همکاری عملی گسترده ای ندارند. طرفین در مذاکرات هنوز با احتیاط و تردید رفتار می کنند و دلیل این تردید از دیدگاه سنیه واقعیت های ریشه دار در کشور و نحوه تفکر مردم آن می باشد. لذا او توصیه می کند که اسرائیل این واقعیات و اسباب آن را درک کند
3.
از دیدگاه سنیه عناصر اثرگذار بر افکار عمومی مصر هنوز با به رسمیت شناختن اسرائیل توسط دولت خود مخالفند و بسیاری این اقدام را خیانت به همبستگی عربی که سال هاست به آن اعتقاد داشته اند، می دانند. این عده با تمسک به موضوع بلندی های جولان، بیت المقدس و هر موضوعی که تاکنون حل نشده است، بر صحت و درستی نظر خویش پا می فشارد.(28
از نظر افرایم سنیه «افسانه ترس از توسعه طلبی اسرائیل»(29) عوامل روانی و بازدارنده در تردید مصری ها برای مذاکره با اسرائیل به وجود آورده است
از نظر سنیه اعراب طی 25 سال (1973 ــ 1948) پنج بار به رهبری مصر بااسرائیل جنگیدند و مصر با پرچم داری روند صلح خاورمیانه، بهای سنگینی که عزلت و بایکوت چند ساله توسط اعراب بود را پرداخت و با آغاز شکل گیری خاورمیانه جدید و البته متفاوت، مشکل جایگاه مصر نیز در آن بروز کرد. بر اساس دیدگاه سنیه علل تنزل جایگاه مصر چنین است: «در خاورمیانه قدیم موضوع خیلی ساده بود. در آن زمان اسرائیل در یک طرف و همه کشورهای عربی در طرف دیگر بودند و در این معادله مصر نقش خاصی داشت. این کشور با توجه به قدرت نظامی، جمعیت زیاد و آمادگی برای فداکاری به منظور تحقق اهداف ملت عرب، سهم بسزایی در رویارویی اعراب و اسرائیل داشت ولی در خاورمیانه جدید که یک طرف معادله رویارویی، چند کشور عربی رادیکال، تندرو و خشونت طلب هستند و طرف دیگرش را سایر کشورها تشکیل می دهند، آری در چنین خاورمیانه ای که پیشرفت اقتصادی بر آن سایه افکنده است، به نظر می رسد مصر تنها نقش نمادین با خصوصیات و اهمیت کمتری دارد».(30
از دیدگاه سنیه مصر که با دشواری های اقتصادی دست به گریبان و با مشکل بیکاری تحصیلکرده ها مواجه است، در پی یافتن پاسخی به این سؤال می باشد که در خاورمیانه جدید چه نقشی متناسب با عظمت تاریخی خود می تواند ایفا کند؟ 
پیشرفت جایگاه اسرائیل از دیدگاه سنیه موجبات فراهم آوردن تردید و دلهره مصریان بوده و از نظر سنیه این عامل باعث شده است که جمع کثیری از روشنفکران مصری، اسرائیل را دشمن بشمارند و در میان دولتمردان مصر افرادی یافت می شوند که در جستجوی راهی برای تحقق موازنه با اسرائیل می باشند و باز هم به همین علت است که مصر بر کشف و کاهش توان هسته ای اسرائیل پافشاری می کند.(21
6.
سنیه بر این باور است که مصر و اسرائیل در یک سنگرند و نیروهای تندروی اسلامی که تهران و خارطوم پایگاه اصلی آنها می باشند تهدیدی برای هر دو. به عقیده او در خاورمیانه جدید مصر و اسرائیل الزاماً دو هم پیمانند و این اندیشه را باید به تمامی اقشار جامعه مصر سرایت داد
7.
به عقیده سنیه همکاری دو کشور می تواند در ابعاد مختلف باشد، از جمله مقابله با متعصبین مذهبی، همکاری در زمینه کشاورزی و آبیاری. سنیه در این رهگذر به مقامات مصری چنین توصیه می کند: «اگر بسیاری از مصری ها تفکرات کهنه را کنار بگذارند و دیگر اسرائیل را موجودی توسعه طلب که می خواهد برجهان عرب سلطه یابد، ندانند و اگر درک کنند که هم پیمانی استراتژیک با اسرائیل نه تنها ضرورتی است در برابر دشمن مشترک بلکه پشتوانه ای برای رشد اقتصادی شان نیز می باشد، آنگاه مشارکت فعال فیمابین، مصر را در جایگاهی که در خاورمیانه پس از 2000 شایسته اوست، قرار داد.(32
8.
بر اساس نظریات سنیه بقای وضعیت فعلی مناسبات میان قاهره و تل آویو برای طرفین سودمند نیست و شراکت و همکاری استراتژیک دو کشور یک عنصر حیاتی حفظ ثبات در خاورمیانه، سرکوب تندروی وپیشرفت اقتصادی دو کشور است
9.
راهکارهای سنیه برای بسط روابط میان دو کشور چنین خلاصه می شود
ــ آن دسته از اسرائیی هایی که مردم مصر را با دیدی متکبرانه و مغرورانه می نگرند، باید تغییر رویه دهند
ــ مقامات مصری باید تصورات کهنه را درباره اسرائیل و خطر توسعه طلبی آن رها کنند و مجدانه آنها و اسرائیلی ها بکوشند که اقشار مختلف جامعه مصری را قانع کنند که اسرائیل در پی سلطه جویی نیست.(33
ــ موضوع شراکت و همکاری استراتژیک میان قاهره و تل آویو باید یکی از اهداف سیاسی خیلی مهم اسرائیل در دهه آینده باشد.(34

حقیقت راهبرد مذاکرات اسرائیل با اعراب 
 

روند مذاکرات میان اسرائیل و اعراب بی فاصله پس از جنگ اکتبر 1973(35) آغاز شده و به طور جدی پس از کنفرانس مادرید در سال 1991 پیگیری شد. ولی اکنون و به ویژه پس از سفر دوره ای بوش به منطقه خاورمیانه و اجلاس های بین المللی آناپولیس و پاریس، اعراب از رسیدن به تسویه واقعی و راه حل نهایی برای معضلات خاورمیانه حتی با مذاکرات هزارساله احساس یأس و ناامیدی می کنند. شکی نیست که حداکثر سقف مطرح شده از سوی رژیم صهیونیستی وآمریکا برای حل قضیه خاورمیانه برای اعراب و فلسطینی ها حداقل سطح نیست. این امر بدان معناست که روند مذاکرات اعراب و صهیونیست ها بر اساس واهی پایه گذاری شده و از آغاز یک اشتباه راهبردی و خطای جوهری بوده است. این خطای کلان بعد اجرایی و محتوایی دارد. در بعد اجرایی مذاکرات مصر و صهیونیست ها به طور مستقیم و به طور انفرادی و تحت چتر آمریکا به تنهایی بوده و دور ساختن یا به حاشیه کشاندن نقش سازمان ملل در این روند اشتباه کشنده ای بوده که مواضع اعراب را در مقابل رژیم صهیونیستی ضعیف ساخته و به تثبیت شیوه ها و مکانیزم های زیان بخش برای اعراب ومصر کمک کرد.
از لحاظ محتوایی تمامی مراجع سیاسی و فکری روند مذاکرات اعراب و صیهونیست ها از آغاز مذاکره با ابهامات تعهدی همراه بوده که زمینه ها را برای ورود به بن بست ها وگمراهی از روند درست مذاکرات، فراهم ساخته است
واقعیت های فوق نشانگر این حقیقت اند که مصر و بعد از آن اعراب بدون یک راهبرد مشخصی وارد روند مذاکرات با صهیونیست ها شده و برعکس رژیم صهیونیستی با یک راهبرد که همواره مورد بازنگری و ارزیابی بوده وارد مذاکره شده و متناسب با تحولات منطقه ای و شرایط جهانی تغییر راهکار داده است. اسرائیلی ها هرگز از اهداف اساسی و راهبردی خود عدول نکرده اند

اسرائیل در مذاکرات با اعراب حداقل دو هدف اساسی دنبال می کرد:
 

1.حفظ و نگهداری حداکثر ممکن از سرزمین های اشغالی اعراب به ویژه در منطقه کناره غربی رود اردن و تسلط بر منابع آبی و موقعیت های راهبردی این مناطق
2.
مدیریت مذاکرات به شیوه ای که به تضعیف و تفکیک جهان عرب منجر و به ایجاد اختلافات میان آنها کمک کند. ازاین رهگذر اسرائیل می توانست برتری خود را بر اعراب حفظ کند
نمودها و تجلیات این راهبرد حتی پیش از شروع روند مذاکرات میان طرفین هویدا بوده است. روند راهبرد اسرائیل در مذاکرات با اعراب را می توان با بررسی مراحل آن تجزیه و تحلیل نمود
1.
رژیم اسرائیل پس از پیروزی در جنگ 1967، تلاش های خود را برای گرفتن ضمانت های آمریکا برای نگهداری سرزمین های اشغالی متمرکز کرده و صدور قطعنامه 242 که تفسیرهای گوناگونی دارد وضمانتی برای هر گونه سازوکاری ندارد، در این راستا بود. اسرائیل با این اقدام نخواست تجربه جنگ 1956 را تکرار کند و به دنبال کسب دستاوردهای سرزمینی بود
2.
در جنگ اکتبر 1973 که برای اسرائیلی ها غیرمنتظره بود آنها با هماهنگی کامل با هنری کیسینجر وزیر خارجه آمریکا تلاش کردند تمام برگ های قوت اعراب که پیروزی های جنگ اکتبر آنها را فراهم کرده بود (سلاح، نفت، همبستگی اعراب و حمایت شوروی) را قبل از آغاز مذاکره با اعراب بسوزاند در این رهگذر رویکرد و دیدگاه های نوین سادات و نرمش او نسبت به اسرائیل کمک فراوانی نمود
3.
پس از آن اسرائیل شروط اجرایی و محتوایی مذاکرات با اعراب را تحمیل کرد و این شروط به شرح زیر بوده است
الف ــ مذاکرات مستقیم و دو جانبه و بدون واسطه باشد، به استثنای مراحل اولیه که فقط با وساطت آمریکا قابل پذیرش است
ب ــ روند مذاکره باید بر اساس تنها یک مرجع قانونی باشد و آن هم فقط قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل
ج ــ عدم شروع هر گونه مذاکره با اعراب مگر پس از ترک گزینه جنگ و خشونت از سوی اعراب به عنوان پیش شرط مذاکرات
د ــ اسرائیل عقب نشینی از سینا و بازگشت مصر به مرزهای بین المللی (چهارم ژوئن 1967) را نپذیرفت مگر پس از سفرسادات به قدس شریف، اعلام او مبنی بر اینکه جنگ اکتبر آخرین جنگ اعراب با اسرائیل و انعقاد قرارداد صلح انفرادی با رژیم صهیونیستی است. در مقابل اسرائیلی ها نپذیرفتند که جنک کیپور (اکتبر) 1973 آخرین جنگ است و نسبت به بازگشت به مرزهای سال 1967 تعهدی ندارند
هدف راهبردی اسرائیل در آن مرحله تاریخی، خارج کردن مصر از معادله منازعات اعراب و اسرائیل بوده است
رژیم صهیونیستی جنگهایی را در سال های 1978، 1982، 1996 وتابستان 2006 علیه اعراب و لبنان تحمیل کرد و مصریان بر اساس معاهده صلح نمی توانستند رفتار نظامی با اسرائیل داشته باشند. به ویژه آمریکا در دوران کلینتون تصمیم گرفت با سازمان آزادی بخش فلسطین PLO مذاکره کند ولی اسرائیل در این راه کارشکنی و مانع تراشی می کرد و این روند را با تحمیل خواسته ها و شروط خود به فلسطینی ها نپذیرفت. اسرائیل در این راه موفق به تحمیل خواسته های خویش گردید
ــ موافقت فلسطینی ها با قطعنامه 242 
ــ رها کردن مبارزات مسلحانه در اسلو 1993 
در مقابل صهیونیست ها به هیچ تعهدی پایبند نبوده از جمله
ــ متوقف ساختن شهرک سازی به ویژه در کناره غربی رود اردن 
ــ آتش بس و عدم ترور و اقدامات نظامی علیه فلسطینی ها 
و: اسرائیل نقش مهمی در درگیری میان فتح و حماس داشته و در این روند آمریکا و اتحادیه اروپا به او کمک کردند
ز: اسرائیل پس از گرفتن تضمین از آمریکا درباره خواسته های خود که عبارتند از:
ــ عدم بازگشت به مرزهای سال 1967 
ــ ضمیمه سازی مجموعه بزرگی از شهرک های صهیونیستی که در سرزمین های اشغالی سال 1967 ساخته شده به قلمروی خود 
ــ اسکان آوارگان فلسطینی در کشورهای عربی که به آنها پناه داده
اقدام به طرح خواسته های جدیدی که خطرناک ترین آنها عبارتند از
ــ به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان یک دولت یهودی. این امر خطرات فراوانی برای اعراب 1948 دارد
شکی نیست که رژیم صهیونیستی هیچ وقت در جهت نیل به یک تسویه حقیقی و مسالمت آمیز برای منازعه اعراب و اسرائیل حرکت نخواهد کرد و همواره دو هدف اساسی در حرکت خود مدنظر داشته که عبارتند از: 1.تحکیم و تداوم اشغالگری و توسعه طلبی؛ 2.تضعیف اعراب و تشتت آنها
اسرائیل با حمایت های آمریکا با اطمینان خاطر رفتار می کند که اختلافات اعراب این قدر گسترده است که در آینده نه چندان دور زمینه ها را برای اجرای اهداف راهبردی درازمدت آن فراهم می کند. تفکیک و تشت کیان های سیاسی منطقه خاورمیانه به مناطق فرقه ای و نژادی ضعیف که در میان آنها تنها دولت یهودی اسرائیل قدرتمند و تحرکات و روند تحولات این منطقه را در دست دارد، از جمله اهداف درازمدت این رژیم است
این گونه راهبردها و راهکارها دلالت بر این دارد که اسرائیل به عدالت تسویه و قابلیت دوام صلح میان خود و اعراب اعتقاد واقعی ندارد و در حال حاضر با خطرناک ترین معضل امنیتی روبروست و آن بمب جمعیتی فلسطینی هاست لذا رژیم صهیونیستی این موضوع را بزرگنمایی می کند و آن را خطر جدی برای آینده خود می داند تا هویت یهودی بودن این رژیم را تثبیت و موجه سازد. روند خلاص شدن ازهر عنصر غیریهودی در اسرائیل به وی‍ژه با به قدرت رسیدن راستگرایان صهیونیست تشدید شده است.علاوه بر سیاست نژاد پرستانه صهیونیستی، اسرائیل قصد دارد که تنها 10 درصد مساحت فلسطین را به مردمانش اختصاص می دهد که از لحاظ جغرافیایی از هم مجزا و از لحاظ امنیتی و نظامی خالی از هر گونه سلاح است و در بعد اداری و سازمانی تحت فرمان اسرائیل باشد. این طرح تنها یک معنی دارد و آن هم تشکیل دو دولت فلسطینی ناممکن است و دیدگاه بوش و آمریکایی ها برای حل قضیه فلسطین قابلیت اجرا ندارد. در این شرایط بر اعراب به ویژه مصریان فرض است که به دنبال سرابی به نام صلح با اسرائیل نروند و در عوض به جستجوی راه حل حقیقی و عادلانه باشند. این راهبرد تنها در تقویت مقاومت مردمی و ایستادگی در قبال توسعه طلبی صهیونیست ها محقق خواهد شد.

تأثیر اسرائیل در مناسبات تهران و قاهره 
 

قضیه فلسطین و عامل رژیم صهیونیستی نقش مؤثری در روند مناسبات ایران و مصر داشته است. در تاریخ معاصر تنش در مناسبات میان تهران و قاهره و قطع آن تحت تأثیر عامل رژیم صهیونیستی بوده است. در دوران شاه ــ ناصر و

/ 0 نظر / 126 بازدید