اتحاد جماهیر شوروی

 

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یا اتحاد شوروی یا بطور خلاصه شوروی، کشوری سوسیالیستی بود متشکل از روسیه و چندین جمهوری متحد، که از زمان تأسیس در ۱۹۲۲ تا زمان انحلال در ۱۹۹۱ بخش بزرگی از شرق اروپا و شمال آسیا را در برمی‌گرفت و پهناورترین کشور جهان شناخته می‌شد.اتحاد جماهیر شوروی حاصل انقلاب ۱۹۱۷ روسیه بود و روسیه بخش بزرگ‌تر آن را تشکیل می‌داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ و درطی دوره‌ای که به جنگ سرد موسوم است، شوروی و آمریکا ابرقدرت‌های جهانی به شمار می‌رفتند، و بر تمام مسایل جهانی مانند سیاست‌های اقتصادی، روابط بین‌المللی، تحرکات نظامی، روابط فرهنگی، پیشرفت دانش به خصوص در فن‌آوری فضایی تاثیر داشتند. در این کشور تمام قدرت سیاسی و اداری در دست تنها حزب مجاز، حزب کمونیست اتحاد شوروی بود.

نشان اتحاد جماهیر شوروی


تاریخ شوروی

تاریخ روسیهدر سالهای بین ۱۹۲۲ تا ۱۹۹۱ عمدتاً تاریخ جمهوری‌هایسوسیالیستیاتحاد شورویاست. این اتحاد مبتنی بر ایدئولوژی، در دسامبر ۱۹۲۲از سوی رهبران حزب کمونیست اتحاد شوروی تأسیس شد که تا حدودی مجاور با امپراتوریروسیه بود. در آن زمان، این کشور جدید شامل چهار جمهوری منتخب بود که عبارت بودنداز: روسیه (SFSR)، اوکراین (SSR)، بلاروس (SSR) و ماوراء قفقاز (SFSR). قانون اساسی در ۱۹۲۴ تدوین شد، و یک نظام حکومتی فدرال بر مبنای یک سلسله ازشوراها که در روستاها، کارخانه‌ها و شهر‌ها در نواحی بزرگ‌ترتشکیل می‌شد، برقرارگردید. و این هرم از شوراها در هریک از جمهوری‌های منتخب در کنگره عمومی اتحادشوروری به راس خود می‌رسید. اما درنهایت آشکار شد که این کنگره تحت نظارت قدرت حاکمقرار دارد، و این مرجع در واقع از سوی حزب کمونیست اتحاد شوروی اداره می‌شد که درعوض ازطریق پولیتبورو در مسکو، پایتخت اتحاد شوروی، کنترل می‌گردید که پیش از پترکبیر تحت نظارت تزارها بود.

دوره انسجام انقلاب بلشویکها بین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۱ به عنوان دوره کمونیسم جنگمعروف است. بانک‌ها، خطوط راه آهن و کشتیرانی ملی شد و اقتصاد پولی نیز محدودگردید. به زودی مخالفت جدی گسترش یافت. رعایا (روستائیان) می‌خواستند درآمد حاصل ازفروش محصولات خود را به صورت نقدی دریافت کنند، و از این که مازاد درآمد آنها برایتامین هزینه‌های جنگ داخلی در روسیه توسط دولت ضبط می‌شد، احساس ناخشنودیمی‌نمودند.

در مواجهه با مخالفت روستائیان، لنین به یک عقب نشینی راهبردی درکمونیسم جنگ تحت عنوان سیاست جدید اقتصادی (NEP)  پرداخت. روستائیان از پرداخت عوارضعمده فروشی محصولات خود رها شدند و اجازه یافتند تا مازاد تولید خود را در بازارآزاد بفروشند. بازرگانی دراثر مجاز شدن تجارت خرده پای خصوصی رونق یافت. حکومت نیزمسئول بانکداری، حمل و نقل، صنعت سنگین، و امکانات عمومی شد.

اگرچه مخالفت برجای مانده در میان کمونیستها موجب اتنقاد از روستائیان ثروتمندیا گولاگ شد که از سیاست اقتصادی جدید (NEP)  سود می‌بردند، اما این برنامه به خوبیمفید بودن خود را ثابت نمود و اقتصاد (روسیه) را مجدداً احیا نمود. پس از مرگ لنیندر اوایل سال ۱۹۲۴،  (NEP) در میان اعضای داخل حزب کمونیست اتحاد شوروی با مخالفتفزاینده‌ای روبرو شد.

تغییرات در جامعه روسیه

درحالی که اقتصاد روسیه در حال تغییر شکل بود، زندگی اجتماعی مردم نیز به هماناندازه تحت تأثیر تغییرات جدی قرار می‌گرفت. از همان اوایل انقلاب، دولت در صددتضعیف غلبه پدرسالارانه در خانواده بود. طلاق دیگر نیاز به طی مراحل دادگاهی(قانونی) نداشت و زن را بطور کامل از مسئولیتهای نگهداری بچه رها می‌ساخت. سقط جنیناز همان اوایل سال ۱۹۲۰ قانونی شد. به عنوان یک عامل جانبی، آزاد شدن زنان موجبافزایش حضورشان در بازار کار شد. دختران تشویق می‌شدند که حرفه‌ای آموخته و دورهکاری خود را در یک کارخانه یا اداره دنبال نمایند. مجتمع‌های شیرخوارگاهی برایمراقبت از کودکان احداث شد و تلاشهایی صورت گرفت که مرکز زندگی اجتماعی مردم ازخانه به گروه‌های آموزشی و حرفه‌ای باشگاه‌های شوروی منتقل شود.

حکومت سیاستهای تبعیض گرایانه تزارها را علیه اقلیتهای ملی به خاطر همکاری بینبیش از دویست گروه اقلیت در زندگی در شوروی کنار گذاشت. ویژگی دیگر این حکومت گسترشخدمات درمانی بود. مبارزاتی علیه بیماریهای حصبه، وبا و مالاریا انجام گرفت؛ تعدادپزشکان با توجه به امکانات و آنطور که (سیستم) آموزش اجازه می‌داد، به سرعت افزایشیافت، و نرخ مرگ و میر کودکان به سرعت کاهش یافت در حالی که میزان امید به زندگی بهسرعت افزایش یافت. دولت همچنین بی اعتقادی به خدا و مادی گرایی را ترویج نمود کهمبنای نظریه مارکسیسم می‌باشد.

آن رژیم همچنین مخالف با هرگونه مذهب سازمان یافتهبود، به خصوص به منظور شکستن قدرت کلیسای ارتدوکس روسی که ستون قبلی حکومت پیشینتزاری و مانعی اساسی بر سر تغییر اجتماعی بود. بسیاری از رهبران مذهبی بهاردوگاه‌های تبعید داخلی فرستاده شدند. حضور اعضای حزب در مراسم مذهبی ممنوع شد. نظام آموزشی از کلیسا جدا شد. تعالیم مذهبی به جز در داخل منزل قدغن شد و آموزش بیاعتقادی به خدا در مدارس مورد تاکید قرار گرفت.

 صنعتی سازی و اشتراکی کردن

سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹ شامل دهه پرتلاطمی در تاریخ روسیه می‌باشند دوره صنعتی شدنانبوه و مبارزات داخلی که در آن ژوزف استالین نظارت تقریباً کاملی را بر جامعهروسیه داشت، و قدرتی نامحدود را اعمال می‌کرد که حتی برای جاه طلبترین تزارها نیزمقدور نبود.

استالین در پی مرگ لنین، کوشید تا کنترل اتحاد شوروی را به همراه احزاب رقیب درپولیتبرو (کمیته اجرائی کمونیسم) و به ویژه حزب لئون تروتسکی به دست آورد. تا سال۱۹۲۸، با تبعید شدن حزب تروتسکیست‌ها و نیز گرفتن قدرت (خلع ید) از آنها، استالینخود را برای به اجرا درآوردن برنامه رادیکال صنعتی سازی آماده نمود.

در سال ۱۹۲۸، استالین اولین برنامه پنجساله خود را ارائه نمود، برنامه اقتصادجدید (NEP) را آزاد نمود، این اولین برنامه از شمار برنامه‌هایی بود که با هدف تجمعسریع منابع سرمایه از طریق ترویج صنعت سنگین، اشتراکی کردن کشاورزی، و تولید محدودکالاهای مصرفی انجام گرفت، و برای اولین باری بود که دولت بر کلیه فعالیتهایاقتصادی نظارت می‌کرد. در حالی که در طی رکود شدید اقتصادی کارخانه‌ها و معادن درکشورهای سرمایه داری به حالت معطل مانده و با ظرفیت کاهش یافته خود فعالیتمی‌کردند، و ملیون‌ها نفر نیز بیکار شده بودند، مردم شوروی در طی شش روز از هفتهساعات متعددی کار می‌کردند تا با تلاش تمام عیار خود در ساختار اقتصادی شورویانقلاب بپا نمایند.به عنوان بخشی از این طرح، دولت کنترل کشاورزی را درمزارع دولتی و اشتراکی دردست گرفت.

طی (صدور) حکمی در فوریه ۱۹۳۰، حدود یک ملیون نفر گولاگ‌ها مجبور شدند زمینهایخود را واگذار نمایند. بسیاری از روستائیان مخالف این گونه دسته بندی دولت بودند، ودر صورت از دست دادن زمینهای خود اغلب دام هایشان را نیز می‌کشتند. در برخی نقاطآنها شورش می‌کردند، و تعداد بیشماری از این روستائیان که به عنوان گولاگ شناختهشده بودند توسط مقامات (دولتی) اعدام شدند. ترکیبی از بدی آب و هوا، کم و کاست‌هایمزارع اشتراکی با شتاب ایجاد شده و توقیف محصولات موجب تسریع یک قحطی جدی شد ، وباعث گردید تا ملیونها نفر از روستائیان در اوکراین و نواحی جنوب غربی روسیه دراثرقحطی جان دهند. وجود شرایط روبه وخامت در حومه ، ملیون‌ها نفر از روستائیان درماندهرا به سرعت روبه شهرها هدایت نمود، و با تشدید (روند) صنعتی شدن، و به طورگسترده‌ای موجب افزایش جمعیت شهری در روسیه صرفاً در فاصله زمانی چند سالگردید.

این طرح‌ها نتایج چشمگیری را گذشته از بخش کشاورزی دربرخی از نواحی به دنبالداشتند. روسیه از لحاظ بسیاری از ملاکها در زمان انقلاب بلشویکها فقیرترین کشوراروپایی محسوب می‌شد، و هم اکنون با نرخی شگفت انگیز از روال صنعتی شدن آلمان درقرن نوزدهم و پیشتر از آن ژاپن در قرن دوازدهم، نیزدر صنعتی شدن پیش افتادهبود.

مقامات شوروی ادعا می‌کردند که میزان رشد تولید صنعتی آنها در سال ۱۹۳۲ بالغ بر ٪۳۳۴نسبت به سال ۱۹۱۴ و در سال ۱۹۳۷ به میزان ٪۱۸۰ نسبت به سال ۱۹۳۲ افزایشداشته‌است. علاوه براین، پایداری شوروی در مواجهه با حمله سخت قریب الوقوع آلمان تاحدودی دراثر ظرفیت تولیدی بود که حاصل صنعتی شدن آن کشور بوده‌است.

در حالی که برنامه‌های پنجساله به پیش می‌رفت، استالین قدرت شخصی خود را نیزپایدار می‌ساخت. پلیس مخفی شوروی ده‌ها هزار نفر از شهروندان شوروی را دستگیر،تبعید یا اعدام نمود. از میان شش عضو اصلی بازمانده ازکمیته اجرائی پولیتبرو در سال۱۹۲۰که با لنین بودند ، همگی توسط استالین پاکسازی (برکنار) شدند. بلشویکهای قدیمیکه به لنین وفادار بودند، افسران بلندپایه ارتش سرخ، و مدیران صنعتی در اینپاکسازیهای بزرگ از کار برکنار شدند. پاکسازی‌ها در دیگر جمهوری‌های شوروی به امرتمرکز کنترل در اتحاد جماهیر شوروی کمک نمود.

سرکوبگری‌های استالین موجب ایجاد یک نظام گسترده از تبعیدهای داخلی شد که بطورچشمگیری ابعاد آن نسبت به نمونه‌های مربوط به تزارها در گذشته بزرگ‌تر بود. مجازات‌های ظالمانه‌ای صورت گرفت و بسیاری از شهروندان به خاطر جنایات ساختگیخرابکاری و جاسوسی مورد تعقیب قرار گرفتند. کار برای محکومینی در نظر گرفته شد کهدر اردوگاه‌های کار در سیستم گولاگ سیبری مشغول می‌شدند که به عنوان مولفه‌ای مهماز تلاش برای صنعتی شدن به خصوص در سیبری می‌گردید. شاید حدود پنج درصد از جمعیتمردم سیستم گولاگ را گذرانده بودند.


اتحاد شوروی در صحنه بین المللی

 جنگ جهانی دوم

اتحاد جماهیر شوروی (USSR) تا سال ۱۹۳۹، مخالف جدی آلمان نازی بود،

/ 0 نظر / 222 بازدید